![]() |
![]() |
|
| چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟ خانه اش ویران باد.... |
|
اسامي زوج هاي هنري ايران پژمان بازغي(بازيگر) ---- مستانه مهاجر (تدوينگر) رخشان بني اعتماد (کارگردان) ---- جهانگير کوثري (تهيهکننده، مجري) کمند اميرسليماني (بازيگر) ---- ورقا عامري (عکاس) تهمينه ميلاني (کارگردان) ---- محمد نيک بين (تهيهکننده) لادن طباطبايي (بازيگر) ---- سعيد تهراني(بازيگر، تهيهکننده) مهناز افضلي (بازيگر) ---- حسن پورشيرازي(بازيگر) حميد سمندريان (کارگردان) ---- هما روستا (بازيگر) بهزاد فراهاني (بازيگر)---- فهميه رحيم نيا (نويسنده) افسر اسدي (بازيگر) ---- اصغر همت (بازيگر) محمد رحمانيان (کارگردان) ---- مهتاب نصيرپور (بازيگر) امين تارخ (بازيگر) ---- منصوره شادمنش (نويسنده) مينا جعفرزاده (بازيگر)---- بهمن زرينپور (کارگردان) جمشيد آهنگراني(نويسنده)---- منيژه حکمت (کارگردان) حسن جوهرچي (بازيگر) ---- مهناز بيات (منشي صحنه) لادن مستوفي (بازيگر ) ---- شهرام اسدي (کارگردان) الهام چرخنده (بازيگر) ---- فرشيد نوابي(بازيگر) شاهرخ فروتنيان (بازيگر) ---- افسانه چهره آزاد (بازيگر) آتيلا پسياني (بازيگر) ---- فاطمه نقوي (بازيگر) کامبوزيا پرتويي (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفاني(بازيگر) مائده طهماسبي(بازيگر) ---- فرهاد آئيش (بازيگر) داريوش مهرجويي(کارگردان) ---- وحيده محمدي فر (فيلمنامه نويس و منشي صحنه) نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادي(کارگردان) محمود پاک نيت (بازيگر) ---- مهوش صبرکن (بازيگر) محمدرضا شريفي نيا (بازيگر) ---- آزيتا حاجيان (بازيگر) محسن قاضي مرادي (بازيگر) ---- مهوش وقاري (بازيگر) داود رشيدي (بازيگر) ---- احترام برومند (مجري، بازيگر) بهروز افخمي (کارگردان) ---- مرجان شيرمحمدي(بازيگر، نويسنده) بهاره رهنما (بازيگر) ---- پيمان قاسم خاني(فيلمنامهنويس) مهرداد شکرآبي(بازيگر) ---- عاطفه رضوي (بازيگر) احمد حامد (تهيهکننده) ---- فاطمه معتمدآريا (بازيگر) ابوالفضل جليلي (بازيگر) ---- مريم اشرفي (عکاس) کتايون رياحي (بازيگر) ---- فرشيد رحيميان (مديرتوليد) محمدرضا فروتن (بازيگر)---- سحر ابراهيمي (فيلمبردار پشت صحنه) سارا خوئيني ها (بازيگر ) – سابق – يوسف مراديان (بازيگر) محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضيه مشکيني(طراح صحنه، کارگردان) شقايق دهقان (بازيگر) ---- محراب قاسمخاني (طراح صحنه، نويسنده) علي دهکردي (بازيگر) –-- آفرين چيت ساز (طراح لباس) محمد اصفهاني (خواننده) ---- ليدا جوادي (بازيگر) رويا تيموريان (بازيگر) ---- مسعود رايگان (بازيگر) ليلا حاتمي (بازيگر) ---- علي مصفا (بازيگر) گلاب آدينه (بازيگر) ---- مهدي هاشمي (بازيگر) داريوش فرهنگ (بازيگر) – سابق – سوسن تسليمي (بازيگر) سيما تيرانداز (بازيگر) ---- مجيد جوزاني(تهيه کننده) ليلي رشيدي (بازيگر) – سابق – نيما بانکي (بازيگر) امين حيايي (بازيگر) ---- نيلوفر خوش خلق (بازيگر) ابوالفضل پور عرب (بازيگر) – سابق – آناهيتا نعمتي (بازيگر) حسين عرفاني (دوبلر) --- شهلا ناظريان (دوبلر) کوروش تهامي (بازيگر) – سابق – شبنم طلوعي (بازيگر) گوهر خيرانديش (بازيگر) ----- مرحوم جمشيد اسماعيل خاني (بازيگر) سحر ولدبيگي (بازيگر) ---- نيما فلاح (بازيگر) فريبرز عرب نيا (بازيگر) – سابق – عسل بديعي(بازيگر) افسانه بايگان (بازيگر) ---- مرتضي شايسته (تهيهکننده) امير جعفري (بازيگر) ---- ريما رامين فر (فيلمنامه نويس) خسرو شکيبايي(بازيگر) – سابق – تانيا جوهري (بازيگر) رضا رشيدپور (مجري) ---- نغمه مهرپاک (مجري) مهتاب کرامتي (بازيگر) – سابق – بابک رياحي پور (گيتاريست) حميرا رياضي (بازيگر) ---- علي اوسيوند (بازيگر) گلشيفته فراهاني (بازيگر) ---- امين مهدوي (عکاس) هديه تهراني(بازيگر) – سابق – هومن به منش (دستيار فيلمبردار) کاوه يغمايي (خواننده) ---- نيلوفر فرزند شاد (پيانيست) مسعود کيميايي (کارگردان) – سابق – فائقه آتشين (خواننده) جمشيد مشايخي (بازيگر) ---- گيتي رئوفي (آشنا به هنر موسيقي) اميد زندگاني (بازيگر) – سابق – مينا لاکاني (بازيگر) بهرام بيضايي (کارگردان) ---- مژده شمسايي (بازيگر) عليرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس) بهروز بقائي (بازيگر) – سابق – پرستو گلستاني (بازيگر) پانتهآ بهرام(بازيگر) ---- سيامك احصايي(طراح صحنه و لباس) محمد يعقوبي(كارگردان تئاتر)---- آيدا كيخايي(بازيگر) رويا نونهالي(بازيگر) --- رامين حيدري فاروقي(مستندساز) نغمه ثميني(فيلمنامه نويس و نمايشنامه نويس)----- پيام فروتن(طراح صحنه و لباس) غزل شاكري(بازيگر)---- علي زارع(عكاس) محمد صالح اعلا(بازيگر ، نويسنده و كارگردان)---- شورانگيز طباطبايي(بازيگر) بهنوش بختياري(بازيگر) ---- سابق معراج محمدي (خواننده) |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:15 توسط سید حسین محمدی |
|
|
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است . اُرد بزرگ
برتري هميشه منفور بوده است ، و هنگاميکه برتر از همه اي بيشتر منفوري .گراسيان تکبر زائيده قدرت مادي است و تواضع زاييده ضعف معنوي . فردريش نيچه آدمهاي ماندگار به چيزي جز آرمان نمي انديشند . اُرد بزرگ قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد. گاليله چون دل راست انديش و زبان راستگو باشد در کاستي و نادرستي بسته مي شود . بزرگمهر اگر به سخني که گفته ايد با تمام وجود پايبند هستيد، ديگر نيازي نيست براي آن پوزش بخواهيد . اُرد بزرگ آنکه از دشمن داشتن مي ترسد ، هرگز دوست واقعي نخواهد داشت . هزلت شايد بتوانيد دست و پاي مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زنداني تاريک بيافکنيد ولي افکار مرا که آزاد است نمي توانيد به اسارت در آوريد. جبران خليل جبران بعضي ها طوري هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پايين تر باشند بيشتر دوستشان دارند . چترفيلد آنکه از دست روزگار به خشم مي آيد ، هر آنچه آموخته بيهوده بوده است .گريستن در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.چارلي چاپلين تا چيزي از دست ندهي چيز ديگري بدست نخواهي آورد اين يک هنجار هميشگي است . اُرد بزرگ بسياري از چيزهاي را که مي خواهيم داشته باشيم مي توانيم با نشان دادن توانمندي خويش به آساني بدست آوريم . اُرد بزرگ انسان بايد والاترين آرمانهايش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اينک انجام مي دهد بازگشتي مکرر در سراسر ابديت خواهد داشت. فردريش نيچه خود را براي پيشرفت مردم ارزاني دار تا مردم پشتيبان تو باشند . اُرد بزرگ خوشبين اظهار ميدادر که ما در بهترين دنياي ممکنه به سر مي بريم و بدبين بيمناک است که نکند سخن او راست باشد .برانچ کامل از خصوصيات زمان ما اين است که متأسفانه فقط افراد پست و پليد ، صاحب اراده و پشتکار مي باشند . آلفرد کاپو
وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطريهاي تنگ دهن مي ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صداي بيشتري آن را به خارج مي ريزند . پوپ ما ندرتاً دربار? آنچه که داريم فکر مي کنيم ، درحاليکه پيوسته در انديش? چيزهايي هستيم که نداريم . شوپنهاور آرزومند آن مباش که چيزي غير از آنچه هستي باشي، بکوش که کمال آنچه هستي باشي . دي سلز کمي عقل سليم، اندکي اغماض و قدري خوش خلقي داشته باشيد، آن وقت خواهيد ديد در اين دنيا چقدر آسوده و خوشبخت ايد. سامرست موام نفرت همان خشم و غضب است که روي هم انباشته شده است . سيسرون هرگز نمي توان با آدمهاي کوچک کارهاي بزرگ انجام داد. سيسرون چه قدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدنها که به اين مردم آسايش و خوشبختي بخشيده است. علي شريعتي
آنکه برنامه ها را از پايان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزيابي قرار مي دهد بر راستي در حال سرپوش گذاري بر روي چيزي است . اُرد بزرگ
سخنان زيبا
حواست رو جمع كن تا وقتي زنده ي نميري
وقتي قطار وارد تونل مي شود و همه جا تاريک مي شود شما بليط خود را به کناري نمي اندازيد و خود را به بيرون پرت نمي کنيد بلکه روي صندلي خود مي نشينيد و به مهندس سازنده اطمينان مي کنيد
خورشيد را باور دارم حتي اگر نتابد به عشق ايمان دارم حتي اگر ان را حس نکنم به خدا ايمان دارم حتي اگر سکوت کرده باشد... (ديوار نوشته اي مربوط به ويرانه هاي جنگ جهاني)
وقتي برگهاي پاييز رو زير پات له ميکني به ياد داشته باش که روزي نفس به تو هديه ميکردند
دو خط موازي هرگز به يکديگر نميرسند مگر اين که يکي بشکند براي رسيدن به ديگري
از مهم ترين راه هاي صرفه جويي در زمان, استفاده از تجربه ديگران است. آنچه وحشتناکه ارتفاع نيست افتادن از ارتفاعه
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟
کودک را بايد طوري تربيت کرد که عادت کند به چيزي عادت نکند (ژان ژاک رسو) اگر C=3 - B=2 - A=1 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . و بالاخره Z=26 آنوقت L O V E=54 و F R I E N D S H I P=108 و جالبه كه «دوستي» دو برابر «عشق» است!
اين قانون طبيعت است که هيچ کس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو کرد ثبت دو امتياز ثبت سه امتياز ثبت چهار امتياز ثبت پنج امتياز حضرت علي (ع) ميفرمايد در دوره تحولات سريع ، سكون خطرناك ترين چيز است . درهنگام تاريکي بجاي لعنت فرستادن به تاريکي شمعي بيافروزيد. کاميابي تنها در ان است که بتواني زندگي را به شيوه خود سپري کني!! انسان بودن،پاک بودن،مسئول بودن و در انديشه ي سرنوشت ديگران بودن وظيفه نباشد،بلکه صفت آدمي باشد
هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد :1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاري امروز همان فرداييست كه ديروز منتظرش بودم! آنگاه که به سوي روياهايت بال ميگشايي چه اهميت دارد که آنها چگونه اند از رسيدن است که مي بالي از کوشيدن است که مي آموزي و از رفتن است که پيروز باز مي گردي "لين پارسونز" آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است
• كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند
آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بيدار کنيدش که شبي خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خويش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .
يک دروغ ممکن است دنيا را دور بزند و به سر جاي اولش برگردد؛ ولي در همين مدت يک راست هنوز دارد بند کفشهاي خود را ميبندد تا حرکت کند. مارک تواين هيچ کس براي شکست خوردن نقشه نميکشد بلکه اين نقشه است که اگر اشتباه کشيده شود به شکست ميانجامد
زندگي گره اي نيست که در جست و جوي گشودن آن باشيم. زندگي واقيتي است که بايد آن را تجربه کرد
گفتار حضرت علي (ع) بازنده ها در هرجوابي مشکلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشکلي جوابي را مي بينند . سعي کنيد مثل برنده ها فکر کنيد.. استوار ماندن و زير هر باري نرفتن ، دين من است.
اگر پياده هم شده است سفر کن ، در ماندن مي پوسي.
آدمي اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودي موفق ميگردد ولي او مي خواهد خوشبخت تر از ديگران باشد و اين مشکل است زيرا او ديگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور ميکند.
مردم اغلب تنهايند زيرا به جاي پل ديوار ميسازند.
آن کسي که از رنج زندگي بترسد، از ترس، در رنج خواهد بود.
چه قدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدنها که به اين مردم آسايش و خوشبختي بخشيده است من دريافته ام که انساني هر اندازه که مصمم به خوشبخت زيستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگي خواهد کرد.(ابراهام لينکلن)
من واقعاً فرمول دقيقي براي موفقيت نميشناسم ولي فرمول شكست را به خوبي ميدانم " سعي كنيد همه را راضي نگه داريد "
چقدر عجيبه : تا وقتي مريض نباشي کسي برات گل نمياره تا فرياد نزني کسي به سويت باز نميگرده تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمياد و تا وقتي که نميري کسي تو رو نميبخشه
اين روزها ، انسان قيمت همه چيز را مي داند ، ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند .
مهم اين نيست که در کجاي اين جهان ايستاده ايم، مهم اين است که در چه مسيري گام بر مي داريم.
ديو کين و ديو سخن چيني گزنده است . سخن چين هرگز جز به دروغ لب نمي گشايد . گفتارش هميشه بي فروغ است .دو روي و سخن چين از مهر يزدان بي بهره اند و از او در هراسند
هيچ وقت براي لذت بردن از زندگي و براي عوض شدن دير نيست. بزرگترين آزادي بشر ، توانايي تصميم گيري و انتخاب نگرش هاي خويشتن است. محروميت،استعدادهايي را شکوفا مي سازد که در خوشي پوشيده مي مانند. اغلب مردم به همان اندازه شاد هستند که ذهن خود را براي آن مهيا کرده اند. اغلب مشکلات در واقع ناشي از فقدان فکري است. نبرد هاي زندگي هميشه به نفع قوي ترين ها يا سريع ترين ها پايان نمي پذيرد بلکه دير يا زود ازآن کسي است که بردن را باور دارد. برخي از انسانها هر چيز را همان گونه که هست،مي بينند و مي پرسند:چرا ديگران روياهاي چيزي را در سر مي پرورند که هرگز نبوده و مي گويند:چرا که نه!!! يکي از مهمترين مهارت ها در آرام بودن،فکر نکردن به مسائل کوچک است.دومين مهارت کوچک شمردن تمام مسائل است. لازم نيست هر کاري را که انجام مي دهيد با موفقيت همرا ه باشد. بعضي ها با چشم پوشي از موفقيت، آرامش خود را حفظ مي کنند. امکان تغيير در زندگي هست.ديگران اين کار را کرده اند. آنتوني راببنز مي گويد:((از زندگي خود يک شاهکار بسازيم))
انسان عاشق هرگز ناسزا نميگويد تنبلي از هر نوع بيماري مسري تر است
هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: 1- جسارت در بيان عقيده
شادماني عبارت است از نشو و نمو دادن عاليترين صفات و خصائص انساني بالاترين اعتمادها اعتماد به نفس است « آدام اسميت » دنيا از آن کسي است که براي تصاحب آن با خوش خلقي و ثبات قدم گام برميدارد. « چارلز ديکنز »
سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد
باورهاي توانمندانه تو را قوي مي کند. امروز سه باور توانمندانه، که تاثيري مثبت روي رفتارت دارد، انتخاب و روي آنها تمرکز کن.
خوشبختي، شکل ظاهري ايمان است. تا ايمان، اميد و سخت کوشي نباشد، هيج کاري نمي توان انجام داد.
خلاقيت، شكافتن بن بستها و دست دادن با فرداست تورانس
خويش را باور کن هيچ کس بردراين خانه نخواهد کوبيد شعله روشن اين خانه تو بايد باشي هيچ کس جز تو نخواهد تابيد چشمه جاري اين دشت تو بايد باشي هيچکس جز تو نخواهد جوشيد سرو آزاده اين باغ تو بايد باشي هيچ کس چون تو نخواهد روييد بازکن پنجره صبح آمده است در اين خانه خلوت بگشاي باز هم منتظري؟ هيچ کس بر در اين اين خانه نخواهد کوبيد و نمي گويد برخيز که صبح است بهار آمده است خانه خلوت تر از آن است که مي پنداري سايه سنگين تراز آن است که مي پنداري داغ , ديرين تر از آن است که مي پنداري باغ غمگين تر از آن است که مي پنداري ريشه ها مي گويند ما تواناتر از آنيم که مي پنداري هيچ کس جز تو نخواهد آمد هيچ بذري بي تو روي اين خاک نخواهد پاشيد خرمني کوت نخواهد گرديد هر کجا چرخي بي چرخش تو هر کجا چرخي بي چالش و بي خواهش تو بي توانايي انديشه و عزم تو نخواهد چرخيد اسب انديشه خود را زين کن تک سوار سحر جاده تو بايد باشي و خدا مي داند که خدا ميخواهد تو "خودآ" يي باشي بر پهنه خاک
نازنين داس بي دسته ما سال ها خوشه نارسته بذري را برمي چيند که به دست پدران ما بر خاک نريخت کودکان فردا خرمن کشته امروز تو را مي جويند خواب و خاموشي امروز تو را در حضور تاريخ ،درنگاه فردا هيچ کس بر تو نخواهد بخشيد باز هم منتظري؟ هيچ کس بر در اين خانه نخواهد کوبيد و نمي گويد برخيز که صبح است بهار آمده است
تو بهاري آري خويش را باور کن
سخنان پيامبر اسلام(قسمت 2) ü از لجاجت بپرهيز که آغازش جهالت است و پايانش پشيماني( نهج الفصاحة جمله 1008) ü از دو صفت بپرهيز : افسردگي و تنبلي که اگر افسرده باشي حق را تحمل نکني و اگر تنبل باشي از اداي حق باز ماني( نهج الفصاحة جمله 1000) ü از همنشيني دروغگو بپرهيز زيرا دروغگو چون سراب است دور رانزديک ونزديک را دور مينماياند( نهج الفصاحة جمله 1014) ü ميانه روي در خرج زندگي يک نيمه از معيشت است و دوستي با مردم يک نيمه عقل است و خوب پرسيدن يک نيمه دانش است ( نهج الفصاحة جمله 1057) ü امنيت و سلامت دو نعمت است که بسياري از مردم در آن مغبونند( نهج الفصاحة جمله 1063) ü نيکي آنست که دل بدان آرام گيرد و روح از آن اطمينان يابد و بدي آنست که بر دل ننشيند و دوست نداشته باشي که مردم از آن خبردار شوند ديگران هرچه ميخواهند بگويند( نهج الفصاحة جمله 1107) ü در موقع آسايش خدا را ياد کنيد تا در موقع سختي تو را بشناسد( نهج الفصاحة جمله 1158) ü هرچه ميخواهيد بياموزيد زيرا خداوند شما را از علم بهره مند نکند مگر آنکه هر چه را که ميدانيد بکار بنديد( نهج الفصاحة جمله 1161) ü در کار دانش يارهمديگر باشيد و دانش خود را از يکديگر پوشيده مداريد که خيانت در علم بدتر از خيانت در مال است( نهج الفصاحة جمله 1178) ü هديه به يکديگر بدهيد تا رشته محبتتان استوار گردد زيرا هديه محبت را بيافزايد وکينه را از ميان بردارد( نهج الفصاحة جمله1189) ü با هوسهاي خود مبارزه کنيد تا بر نفس خود تسلط يابيد( نهج الفصاحة جمله 1302) ü انتظار ستايش از مردم چشم را کور و گوش را کر ميکند( نهج الفصاحة جمله 1341) ü من از دنياي شما دو چيز را دوست دارم , زن و عطر و روشني چشم من در نماز است( نهج الفصاحة جمله 1343) ü در ناداني تو همينقدر بس که هرچه داني آشکار کني( نهج الفصاحة جمله 1367) ü دور انديشي بد گمان بودن است( نهج الفصاحة جمله 1408) ü بهترين کارها آنست که به اعتدال نزديکتر باشد( نهج الفصاحة جمله 1481) ü دين مرد عقل اوست و هرکه عقل ندارد دين ندارد( نهج الفصاحة جمله 1581) ü کمال دين خيرخواهي است( نهج الفصاحة جمله 1608) ü بسيارند کساني که حامل دانشند اما دانا نيستند هرکه علمش سود ندهد جهلش زيانش رساند( نهج الفصاحة جمله 1644) ü دلها را ساعت به ساعت استراحت دهيد( نهج الفصاحة جمله 1677) ü يکساعت مقت دانشجويي که بر بستر خويش تکيه زده در علم خويش مي نگرد از هفتاد سال عبادت عابد نيکوتر است( نهج الفصاحة جمله 1724) ü سفر کنيد تا تندرست شويد و روزي يابيد( نهج الفصاحة جمله 1726 ) ü آرامش غنيمتي است و ترک آن خسارت( نهج الفصاحة جمله 1767) ü ميان دو عمل بسيار فرق است: عملي که لذت آن برود وعواقب آن بماند وعملي که زحمت آن برود و پاداش آن بماند( نهج الفصاحة جمله 1793) ü خدا راستگوست پس با او روراست باش(نهج الفصاحة جمله1832 ) ü خواب صبحگاهان مانع روزي است(نهج الفصاحة جمله 1857) ü خاموشي والاترين عبادت هاست(نهج الفصاحة جمله1880 )
سخنان پيامبر اسلام
ü محبوبترين کارها در نزد خدا کاريست که دوام آن بيشتر است گرچه اندک باشد(نهج الفصاحة جمله73) ü برچهره چاپلوسان خاک بپاشيد.( نهج الفصاحة جمله 91) ü مردم را از معاشرانشان بشنايسد زيرا هم جنس با هم جنس پرواز ميکند( نهج الفصاحة جمله 106) ü برامت خويش بيشتراز هرچيزازشکم پرستي وپرخوابي وبيکارگي وبي ايماني بيمناکم(جمله 109) ü ايمان خود را خالص کن تااندکي عبادت تو را کفايت کند( نهج الفصاحة جمله 110) ü خدا رابخوانيد و به اجابت دعاي خويش يقين داشته باشيد وبدانيد که خداوند دعا را از قلب غافل بيخبر نميپذيرد( نهج الفصاحة جمله 116) ü اگر خداوند چيزي به تو داد بايد نشان نعمت وکرم وي در تو پديدار شود( نهج الفصاحة جمله 128) ü وقتي کسي که اخلاق ودين وي مايه رضايت است ;بخواستگاري مي آيد بوي زن بدهيدواگر چنين نکنيد فتنه وفساد در زمين فراوان خواهد شد( نهج الفصاحة جمله 130) ü وقتي کس آشناي خود را دوست دارد او را آگاه سازد که اين کار موجب باقي ماندن دوستي ودوام محبت است( نهج الفصاحة جمله 140) ü هر کس کاري ميکند بايد آنرا خوب انجام دهد( نهج الفصاحة جمله 221) ü خوارترين انسان کسي است که مردم را خوارشمارد( نهج الفصاحة جمله 250) ü وقتي کار به نهايت سختي رسيد راه چاره پيدا ميشود( نهج الفصاحة جمله 296) ü ميان مردم را به اصلاح آوريد اگرچه با دروغ باشد( نهج الفصاحة جمله 318) ü دانش را بجوييد اگرچه در چين باشد ( نهج الفصاحة جمله 324) ü خدا را چنان پرستش کن که گويي او را ميبيني اگرتو او را نمي بيني بدان که او تو را ميبيند( نهج الفصاحة جمله 335) ü عاقلتر از همه مدرم کسي است که با مردم بيشتر صلح ونرمي کند( نهج الفصاحة جمله 358) ü زانوي شتر را ببند وتوکل کن( نهج الفصاحة جمله 359) ü دانشمند ترين مردم کسي است که دانش ديگران را به آگاهي خود بيفزايد( نهج الفصاحة جمله 360) ü بدانکه پيروزي همراه صبر است و کشايش هراه رنج وبدنبال سختي آساني است( نهج الفصاحة جمله 363) ü چنان کار کن که گويي هيچ وقت نخواهي مرد و چنان بيمناک باش که گويي فردا خواهي مرد( نهج الفصاحة جمله 367) ü کارها وابسته به نيت است( نهج الفصاحة جمله 369) ü دانشمند باش يا دانش آموز يا مستمع يا دوستدار علم و پنجمي مباش که هلاک خواهي شد( نهج الفصاحة جمله 375) ü غافلتر از همه مردم کسي است که از تغيير احوال جهان پند نگيرد( نهج الفصاحة جمله 379) ü بي نيازترين افراد کسي است که اسير طمع نباشد( نهج الفصاحة جمله 380) ü بهترين کارها پس از ايمان به خدا دوستي با مردم است( نهج الفصاحة جمله 387) ü لذت حسود از همه کس کمتر است( نهج الفصاحة جمله 430) ü بقدر توانايي خود عبادت کنيد زيرا وقتي شما ملول شديد خدا نيز ملول ميشود ,در نظر خدا بهترين کارها آنست که بادوامتر است اگرچه اندک باشد( نهج الفصاحة جمله 453) ü تفريح کنيد وبازي کنيد زيرا دوست ندارم که در دين شما خشونتي ديده شود( نهج الفصاحة جمله 531) ü راهي ميان افراط و تفريط است و بهترين کارها ميانه رويست( نهج الفصاحة جمله 541) ü القاي خير از خاموشي بهتر و خاموشي از القاي شر بهتر است( نهج الفصاحة جمله 549) ü هرکه تورا سرزنش کرد از کينه خود درامان ساخته است( نهج الفصاحة جمله 550) ü اگر ميخواهيد قدر نعمت خدا را بدانيد به پائين تراز خود بنگريد نه به بالاتر از خود( نهج الفصاحة جمله 563) ü آدميزاد بر آن چيزيکه از آن منع شده سخت حريص است( نهج الفصاحة جمله 571) ü حسد نيکي ها را ميخورد چنانکه آتش هيزم را ميخورد( نهج الفصاحة جمله 616) ü هرکه از روش و کار ديگري راضي باشد مثل اوست( نهج الفصاحة جمله620 ) ü خود پسندي و غرور عبادت هفتاد ساله را نابود ميکند( نهج الفصاحة جمله 656) ü خداوند کوشش را بر شما مقرر داشته پس تلاش وکوشش کنيد( نهج الفصاحة جمله 709) ü خوش اخلاقي گناه را محو ميکند چنانکه آفتاب يخ را آب ميکند( نهج الفصاحة جمله845 ) ü گمان خوب به خدا داشتن از خوب عبادت کردن اوست( نهج الفصاحة جمله 846) ü دلها مانند ظرف است و بهتر از همه دليست که ظرفيت آن بيشتر است( نهج الفصاحة جمله935 ) ü علاج ناداني سوال است( نهج الفصاحة جمله 946) ü دل مانند رشته اي است در بياباني به درختي آويخته که باد پيوسته آن را زيرو رو ميکند( نهج الفصاحة جمله947 ) ü مردم مطابق پندارهاي خود محشور ميشوند( نهج الفصاحة جمله948 ) ü همه خوبيها را به عقل ميتوان دريافت و هر که عقل ندارد دين ندارد( نهج الفصاحة جمله951 ) ü هر چه زيادش مست ميکند ازکمش نيزاجتناب کنيد( نهج الفصاحة جمله 964) ü هر که با متهمان آميزش کند بيشتر از همه مردم سزاوار تهمت است( نهج الفصاحة جمله975 ) ü نخستين مرحله عبادت خاموشي است( نهج الفصاحة جمله 976) ü از افراط در کار دين بپرهيزيد که پيشينيان شما از افراط در کار دين هلاک شدند( نهج الفصاحة جمله995 ) ü از مدح کردن بپرهيزيد که مانند سر بريدن است( نهج الفصاحة جمله 1000)
شايد چندي ميگذره و در مملکت آنها جنگي به راه ميافته و تمام پسرهاي ده را به جنگ ميبرند.مردم به کشاورز ميگن چه خوب شد پاي پسر شکست بازهم مرد کشاورز ميگه شايد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:15 توسط سید حسین محمدی |
|
|
يه شب ترکه بالا پشت بوم مي خوابه سردش مي شه پا مي شه در پشت بومو مي بنده يه روز يه تركه كلاس رقص ميذاره . بعد از يه ماه ورشكست ميشه. چرا؟ چون به هر كي ميرقصيده شاباش ميداده ------------------------------- يه روز يه ترکه چاق ميشه قل ميخوره
يه ترکه اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه : خدا کنه نوکيا در بياد تركه ميره چلو کبابي گارسون مياد ميگه: چي ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ به ترکه ميگن اون پيامبري که رفت تو شکم ماهي اسمش چي بود؟ ميگه: پدر ژپتو
ترکه با چند بچه سوسول در يک مهماني نشسته بودند، يکي از پسرها مي گه : سگ من را هيچ سگي حريف نيست ترکه ميگه بندازش پيش مموشي من تا ببيني کدومشون قوي ترند. وقتي سگ بزرگ را در اتاق مموشي مي اندازند چند دقيقه بعد لاشه سگ از اتاق بيرون مي افتد پسر ديگر ميگه سگ من اون مموشي ات را درسته قورت مي ده.... سگ دومي هم به سرنوشت سگ اول دچار مي شه. پسر ها مي گن مگه اين مموشي شما چه جوري يه ؟ در اتاق را باز مي کنن و ميبينن که يک سوسمار در اتاق است . به ترکه مي گن : اين که سوسمار است! ترکه مي گه والله ما نمي دونيم اسمش چيه. ما تو ي خونه بهش مي گيم " مموشي تركه با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي.تركه ميگه داشتم اتو ميكردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم.رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده.تركه ميگه تا اتو رو گزاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد يك روز 3 تا دراكولا نشسته بودند اولي گشنش شد گفت من رفتم چيزي بخورم. بالهاشو باز كرد و رفت و بعد از 5 دقيقه برگشت تموم دهانش خون آلود بود دوستاش گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمون بلند را ميبينيد؟ گفتند آره گفت رفتم طبقه سوم يك دختر خوشگل آنجا بود خونشو خوردم. دومي دهنش آب افتاد و گفت: ما هم رفتيم و بال زد رفت و بعد از 5 دقيقه برگشت دهنشو صورتش پر از خون بود. بقيه گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمان بلند اولي هيچي اون برج بلند دومي را ميبينيد؟ گفتند آره. گفت:رفتم اونجا دو تا دختر خوشگل بودن خون هر دو تاشون رو خوردم. سومي كه ترك بود ديد عجب كم آورده هيچي نگفت و بال زد و رفت. 20 دقيقه گذشت اون دو تا ديدند دراكولا تركه آمد آقا سر تا پا خون. فكشون كش آمد گفتن: بابا ايولا كجا بودي؟ تركه گفت: وللا اون ساختمون بلند اولي هيچي اون برج دومي هم هيچي اون برج سومي رو ميبينيد؟ اون دوتا گفتند: آره. تركه گفت: خوب من نديدم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:13 توسط سید حسین محمدی |
|
|
چند نکته و نتيجه اخلاقي
درس اول : يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند… يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم… منشي مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من! من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم ! پوووف! منشي ناپديد ميشه ... ! بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن !!! نتيجه : اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !
درس دوم : يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش… راهبه سوار ميشه و راه ميفتن… چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه… راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار… ! کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده…! راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار!!! کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه… بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ??? رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي ميرسي !!! نتيجه اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!!!
درس سوم : بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه… همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ???? دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين! بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ???? دلار به زن پيتر ميده و ميره…! زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود… پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد ???? دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!! نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد !!!
درس چهارم :
من خيلي خوشحال بودم ! من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم والدينم خيلي کمکم کردند دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود… فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…! اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم… يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي ! سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت : اگه همين الان ??? دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم… اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم… وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…! يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي…! ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم و هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدي !!! نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد !!!
درس پنجم : يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه... شوهر بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن! يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه... خانم خونه بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه : ?? تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ? تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!! نتيجه اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند !
درس ششم : چهار تا دوست كه ?? سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن... بعد از مدتي يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون : پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد ! اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ???? متري بهش هديه داد!
سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟! سه تاي ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحي !!! دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ???? متري هديه گرفت !!! نتيجه اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن !!!
درس هفتم : توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن ... زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط ???? دلاره! اشكالي نداره اگه بخرمش؟ مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره! نتيجه اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين !!!
درس هشتم : يه زوج ?? ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم! ! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد ! مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: … اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد ! بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ?? سال از من كوچيكتر باشه فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ?? سالش شد !!! نتيجه اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند !!!
درس نهم : : يه مرد ?? ساله ميره براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده نظرت چيه دكتر؟! اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل! همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!!! نتيجه اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجه كار خودته ادعا نداشته نباش !!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12 توسط سید حسین محمدی |
|
|
عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي دانم چرا به تو كه ميرسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است!
وطن آدمي را بر هيچ نقشه اي نشاني نيست / وطن آدمي در قلب كساني است كه دوستش مي دارند...
دعاي خانم ها با خدا : خدايا به من عشق بده تا شوهرم را درك كنم / صبر بده تا او را بپذيرم / اما قدرت نده كه ميزنم لهش مي كنم.
ستاد مبارزه با بد حجابي اعلام كرد از اين به بعد كسي حق ندارد ميرزا قاسمي و عسل را با هم تو يخچال نگه دارد مگر اينكه در يخچال باز باشد.
ميدوني پشه ها روزا كجا مي خوابن؟ رو دودوله كانگروها ! چون دستشون كوتاهه نمي تونن بزننشون ! حالا فهميدي چرا كانگرو ها روزا بالا پايين مي پرن.....!!! دنيا دو روز است . يك روز با تو يك روز عليه تو . روزي كه با توست مغرور مباش روزي كه عليه توست صبور باش هر دو پايان پذير است.
اي كاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشك از چشمان چه كسي جاري مي شود / و آخرين سياهپوش كه مرا به فراموشي ميسپارد چه كسي خواهد بود. --------------------- گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني ؟ آنچنان مات كه يكدم مژه بر هم نزني . مژه بر هم نزنم تا ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني... ---------------------------------------------------------- مي دوني فرق تو با عشق ، زندگي و گل چيه؟؟؟ عشق يك كلمه است ولي تو معني اون هستي. زندگي يك اجبار است ولي تو دليل اون هستي. گل يك گياه است و تو عطر اون هستي.
تركه اونقدر واسه دوست دخترش نامه ميفرسته كه بالاخره دوست دخترش با نامه رسون ازدواج ميكنه...!!!
2تا فحش جديد از تركا: يه كاري نكن دهنمو باز كنم برينم بهت...!!! ميخواي سر من كلاه بذاري؟؟؟ريدم تو اون كلاهي كه ميخاي سر من بذاري...!!!
گردو خاك تنهايي دلم را با جاذبه نگاهت زدودي...خانه قلبم را از غم پاك كردي... حالا كه انقدر زحمت كشيدي بيا اين دستمالو بگير ميزم پاك كن...!!!
زن از شوهرش ميپرسه : عزيزم تو زن خوشگل دوست داري يا زن با شعور؟ مرده ميگه : هيچ كدوم عزيزم من تورو دوست دارم...!!! ----------------------------------------------------------- جسد 20 نفر از تركهاي جزيره كيش كه پياده به سمت حرم امام به راه افتاده بودند - امروز از آبهاي خليج فارس بيرون كشيده شد
شب بهت اس ام اس دادم كه بگم تنهام , مثله ماه . كوچيكم مثله ستاره اما دوست دارم به قد آسموني كه اندازه نداره !!!
سخته لحظه هاي رفتن ميدونم سخته تو خودم شكستن ميدونم با يه دنيا غم و فرياد رو لبام سخته از هيچي نگفتن ميدونم كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.
زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق يك بار است ... فكر تو تكرار است ... جدايي دشوار است
اداره كل مخابرات كشور به هموطنان لر براي هزارمين بار هشدار داد كه با كارت هوشمند سوخت نميتوان به جايي زنگ زد
زندگي قصه مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد
وقتي كه من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده كرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده كرد ............... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي
از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . كوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو كه گفتي : رفاقت
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه كه هرگز نميخواد تو رو ببينه
همه ي پسرا دوست دارند يه دختر گيرشون بياد كه مثل اسب نجيب باشه مثل سگ وفادار باشه ومثل گوسفند سر به زير باشه اما بيشتر پسرا به آرزوشون مي رسن و دختري گيرشون مياد كه مثل اسب جفتك ميندازه مثل سگ پاچه مي گيره ومثل گوسفند نمي فهمه
بيادت باشه دنباله ? چيز ندويي : 1ـ اتوبوس ? ـ مترو ? ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر كدومشون برن?? دقيقه بعد يكي ديگه مياد
كنسرت بزرگ هايده و مهستي 30 ژوئن در تالار بزرگ بهشت سيتي برگزار خواهد شد. از مردگان عزيز دعوت ميشود هرچه سريعتر به مراكز فروش مراجعه نمايند
قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
دخنرا خيلي موجودات عجيبي هستن : اگه بهشون محل نذاري ميگن سردي اگه بذاري مرد نيستي ، اگه به حرفش گوش كني زن ذليلي اگه گوش نكني خود خواهي ، اگه بوسش نكني خائني اگه بوسش كني ميگن داري سوء استفاده ميكني ، اگه به يه دختر ديگه نگاه كني چشم چروني ولي اگه اون به پسر نگاه كنه قصدي نداره ، اگه تو دير كني بد قولي ولي اگه اون دير كنه بهت ميگه زنها رو نمي شناسي اينجوري شيرين تر ميشن
وقتي كه من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده كرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده كرد ............... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري
يارو تو موزه لوور فرانسه خسته ميشه يه صندلي خالي ميبينه ميره ميشينه. مامور موزه با سرعت به طرفش مياد و بهش ميگه: آقا پاشو اين صندلي ناپلئونه!!! ميگه: خُب بابا ! هر وقت اومد بلند ميشم!
خورشيد از عاشق كي ميگه دوره / شب من با بودن تو يه پارچه نوره / عشق تو مثل طاق بلوره / تو نباشي شباي من چه سوت و كوره
پرچم كمك داور سرنوشت مدتهاست به علامت در افسايد ماندن شادي هايم بالاست
مي پرسم: اثر كيست؟ مي گويد: نمي دانم! مي پرسم: اين نوشته معني اش چيست؟ مي گويد: نمي دانم! مي خواهم بپرسم ... نگاهش مي كنم . چشمان زلالش پايين است. دلم مي گيرد. دوست دارم چشمانش را بالا بياورد تا بگويم اينها مهم نيست، تو يك چيز را خوب مي داني، خوبي و مهرباني را
دستت رو بذار روي قلبت ..اين ساعت عمرت كه داره تيك تيك ميكنه....جالبه هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرده...منتظر باش اما معتل نشو....تحمل كن اما توقف نكن....قاتع باش اما لج باز نباش....صريح باش اما گستاخ نباش....بگو اره اما نگو حتما....بگو نه اما نگو ابدا
goosfande mire jigaraki mige tike tike kardi dele mano
اگر در زندگي جرأت عاشق شدن را نداري، لااقل شعور معشوقه بودن را داشته باش
boghz bozorgtarin noe eteraze,age beshkane dige eteraz nist eltemasse...!!
اگه ميدونستي چقدر تنهام برام اشك مي ريختي اگه مي دونستي چقدر اشك ميريزم هيچ وقت تنهام نمي ذاشتي.
وقتي دهكده اي مي سوزد همه دودش را ميبينند اما وقتي قلبي مي سوزد كسي حتي شعله اش را نمي بيند
وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عكس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه كه نميتوني عكسشو به ديوار بزني
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت ----------------------------------- سخته لحظه هاي رفتن ميدونم سخته تو خودم شكستن ميدونم با يه دنيا غم و فرياد رو لبام سخته از هيچي نگفتن ميدونم كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد. زندگي قصه مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد
------------------------------ ----------------
مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شكنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن كوچه بغلي شام مي دن
ترکه مي ره دكتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي كنم. دكتر مي گه بيا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله
تهرانيه داشت واسه ابادانيه لاف مي زد كه من يه سگ دارم وقتي مي خواد بياد تو خونه در مي زنه. ابادانيه گفت : ولك مگه كليد نداره؟!!! اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به راننده ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!
--------------------------------------------- دختر و پسره داشتن با هم قايم باشك بازي ميكردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا كني بغلم كن و بوسم كن ، اگه هم نتونستي منو پيدا كني من زير راه پله قايم شدم ! به يكي مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم !! يكي بعد از 40 سال كچل بودن كلي قرض و قوله ميكنه موي مصنوعي ميكاره بعد از 4 روز تو قرعه كشي ادارشون سفر حج عمره براش در مياد! يه مرده دستشويي بوده پسرش زنگ ميزنه به گوشيش ميگه بابا كجايي؟ميگه يه جاييمم پسره ميگه مامان گفت ناهار نداريم هر جا هستي همونجا يه چيزي بخور. يكي مسافر كشي ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد ? يكي گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!! --------------------------------------------- يكي:آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ يكي:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم.
زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!
اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند، و كلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد، شوهرش با اكراه او را با خودش به كوچه و خيابان مي برد. ولي اگر كلاه كوچكي بر سرش بگذارد و كت و دامن خياط دوز تن كند شوهرش با كمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني كه لباس رنگ شاد پوشيده و كلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود.
يه روز يه اصفهانيه داشته روي خودش آب يخ مي ريخته. يكي مي بيندش و ازش مي پرسه چرا همچين كاري مي كني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. يارو ميگه چرا؟ ميگه آخه يه پني سيلين تو خونه دارم داره تاريخ مصرفش مي گذره! يه روز يه اصفهاني بليت هواپيما ميگيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس ميشه، با دوچرخه ميره مسافرت اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده
***********************
سر شمار : ببخشيد خانوم شما چند نفريد؟
--------------- -------------------- هيچ كس نمي تو نه به دلش ياد بده كه نشكنه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12 توسط سید حسین محمدی |
|
|
دانشگاه . سال اول تا سال آخر
توضيح: خواندن اين مطلب براي خانم هاي محترم توصيه نمي شود!بعد نگيد نگفتم، حوصله جروبحث كردن ندارم !! - سال اول پسرها با کيف سامسونت به دانشگاه مي آيند ولي سال آخر با خود هيچ چيز نمي آورند! ( حتي خودشان را!) - سال اول هميشه براي نشستن در صندلي هاي جلو بين دانشجويان رقابت است ولي سال آخر براي نشستن در صندلي هاي عقب! سال اول پسرها دنبال دخترها ي دانشگاه هستند ولي سال اخر دختر ها دنبال پسرها! - در سال اول همه گمشده ي خود را فقط در داخل ورودي خود جستجو مي کنند ولي سال اخر همه گم شده ي خود را همه جا جستجو مي کنند به جز ورودي خود! - در سال اول پسر ها، دخترهاي ورودي خود را ناموس خود مي دانند ولي در سال آخر طفيلي خود! - سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتي از کنار سرويس هاي بهداشتي دانشکده هم عبور نمي کنند ولي در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوي آينه ي همان سرويس مي گذرانند! - در سال اول هر پسري که ازدواج کند بقيه پسر ها او را تيز و موفق مي دانند و به حال او غبطه مي خورند ولي در سال اخر هر پسري که ازدواج کند همه او را احمق و بيچاره مي دانند و به حال او گريه مي کنند! - در سال اول اگر دختري به پيشنهاد ازدواج پسري جواب رد بدهد بقيه دخترها او را تحسين کرده و قهرمان ملي خود تلقي مي کنند ولي در سال آخر اگر پسري پيدا شود که به يک دختر پيشنهاد ازدواج بدهد بقيه دختر ها آن دختر را تحسين کرده و قهرمان ملي تلقي مي کنند! - سال اول دخترها با چند جزوه و يک کيف کوچک براي مداد و خودکار به دانشگاه مي آيند ولي سال آخر با يک کيف بزرگ محتواي آرايشگاه همراه! - در سال اول اگر کسي به کار تحقيقاتي و علمي يا حتي فرهنگي بپردازد يا در انجمن ها ي دانشگاه فعاليت کند همه او را فعال و نمونه مي دانند ولي در سال آخر اگر کسي اين سوسول بازي ها را کند او را احمق و بيکار و علاف مي دانند! - در سال اول همه (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوي گرفتن نمره ي بيست را از اساتيد دارند ولي در سال اخر همه ي دانشجويان براي نمره ي ده حاضرند به مستخدم دانشکده هم التماس کنند! - در سال اول همه ضمن خوشحالي از ورود به دانشگاه روياي ادامه ي تحصيل تا مقطع دکترا و چه بسا بالاتر را در سر مي پرورانند ولي در سال آخر همه براي اتمام دوره شان لحظه شماري مي کنند! - سال اول همه ي دانشجويان اساتيد خود را افرادي نابغه فعال و نمونه مي دانند و آنها را به عنوان الگوي خود قرار مي دهند ولي در سال آخر ، اساتيد خود را افراد معمولي اي که يا شانس داشتند و يا پارتي مي شناسند! - سال اول دانشجويان دانشگاه را محيطي مي دانند که در آن مي توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالاي علمي برسند ولي سال آخر متوجه مي شوند همان اندک علمي را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط يک مدرک بي ارزش بدست آوردند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12 توسط سید حسین محمدی |
|
|
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من کرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک وتو رفتي وهنوز سالهاست که دو گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان مي دهد آزارم ومن انديشه کنان غرق اين پندارم که چرا خانه ي کوچک ما سيب نداشت!!! م |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12 توسط سید حسین محمدی |
|
|
کسي نيست
بيا زندگي را بدزديم آن وقت ميان دو ديدار قسمت کنيم بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم بيا زودتر چيزها را ببينيم ببين عقربکهاي فواره در صفحه ي ساعت حوض زمان را به گردي بدل مي کنند ................................................................................................... بشر يعني چه.............. بشر يعني تعبير عاشقانه اشکال ..................................................................... قطار مي رود تو مي روي تمام ايستگاه مي رود ومن چقدر ساده ام که سال هاي سال در انتظار تو کنار اين قطار رفته ايستاده ام و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته ! تکيه داده ام ....................................................................................................... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:11 توسط سید حسین محمدی |
|
|
تنها نگاه بودو تبسم ميان ما
تنها نگاه بود و تبسم اما ...نه : گاهي از تب هيجان ها بي تاب مي شديم گاهي که قلب هامان مي کوفت سهمگين گاهي که سينه هامان چون کوره مي گداخت دست تو بود و دست من -اين دوستان پاک -کز شوق سر به دامن هم مي گذاشتند وز اين پل بزرگ -پيوند دست ها - دلهاي ما به خلوت هم راه داشتند يک بار نيز -يادت اگر باشد- وقتي تو راهي سفري بودي يک لحظه واي تنها يک لحظه سر روي شانه هاي هم آورديم با هم گريستيم ... تنها نگاه بودو تبسم ميان ما ما پاک زيستيم ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:11 توسط سید حسین محمدی |
|
|
يکي بود يکي نبود
اوني که بود تو بودي اوني که تو قلب تو نبود من بودم. يکي داشت يکي نداشت اوني که داشت تو بودي اوني که جز تو کسي رو نداشت من بودم يکي خواست يکي نخواست اوني که خواست تو بودي اوني که نخواست از تو جدا بشه من بودم يکي گفت يکي نگفت اوني که گفت تو بودي اوني که دوست داشتن را به هيچکس جز تو نگفت من بودم. يکي رفت يکي نرفت اوني که نرفت تو بودي اوني که از يادت رفت من بودم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:10 توسط سید حسین محمدی |
|
|
يه تست جالب تو سايت آفتاب ديدم گفتم شمام ببينيد . سعي کنيد به سوال جواب بدين (سعي کنيد شما مي تونيد )
سوالي رو که مشاهده مي کند يک تست روانشاني است . متن را با دقت بخوانيد تک تک کلمات در جواب نهايي تاثير دارند : يک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردي را مي بيند که قبلا او را نمي شناخت. او با خود انديشيد که اين مرد بسيار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رويايي من است و در همان جا عاشق او ميشود .اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نمي کند و ديگر آن مرد را نمي بيند. چند روز بعد او خواهر خود را مي کشد به نظر شما انگيزه ي او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟ چند دقيقه با خود فکر کنيد و جواب هاي خود را يادداشت کنيد. بعد برا يافتن پاسخ صحيح به پايين صفحه مراجعه کنيد ( ديگه زيادم سعي نکنيد اگه نشده يعني نمي تونيد ديگه ) . . . . . آن زن اميد داشت که در مراسم ختم خواهرش شايد ان مرد را دوباره ببنيد
اگر توانستيد به اين سوال پاسخ صحيح بدهيد احتمالا شما يک بيمار رواني يا psychopath هستيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:10 توسط سید حسین محمدی |
|
|
HAPPY IRANIAN VALENTINE
يه روز يه آقاهه ميره تو مغازه و ميگه: آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه : " تو تنها عشق من هستي " ؟
ميگم دوستت دارم
قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
عشق آن نيست كه هر لحظه كنارش باشي عشق آن است كه پيوسته به يادش باشي
اي كاش كه معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد، تا كه هر بي سرو پايي نشود يار كسي !!!
دوست داشته باش و زندگي كن! زمان براي هميشه از آن تو نيست
چون لبخند رو به هر كسي مي توني هديه كني اما اشك رو فقط براي كسي مي ريزي كه نمي خواي از دستش بدي ولنتاين مبارك
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينكه قلبمه به خاطر اينكه تو توشي
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز ولنتاينت مبارك
اگرتواين دنيا كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست كه اون مال تو باشه، مهم اينه كه باشه. نفس بكشه، زندگي كنه و از زندگيش لذت ببره
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فكراي قشنگ وقلب كوچيك من
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از او رسم محبت بياموزي
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
عشق من تو باش نه براي اينكه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..
تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم
دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است كه دل تو را بيقرار كرده است و نيمي ديگر آن محبتي است كه در دل من مي تپد
حس كه پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هركس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم
تيك تاك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست، اما دوستي ها هيچ وقت نميميرند..... ولنتاين مبارك
عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با
عاشقت خواهم ماند بي آنكه بداني
هيچ زمان دل به كسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر كوچك است كه دو تا دل كنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... كه ديگه پيداش نميكني
عمري با غم عشقت نشستم
خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم
كم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون
اين وزن آواز من است اگر مرا بسيار دوست بداري شايد حس تو صادقانه نباشد
خدايا هركه را دوست داري به او بياموز كه عشق از زندگي كردن برتر است و هرآنكه را دوست تر مي داري بياموز كه دوست داشتن از عشق نيز والاتر است
بزرگترين آرزوم اينه كوچكترين آرزوت باشم
من آفتاب انديشه را به سرزمين عشق خواهم كشاند من ستاره اميد را در دل پرمهرت خواهم نشاند و خواهم نوشت:....دوستت دارم
تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد دلم براي كسي تنگ است كه آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به باد مي داد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند .ولنتاين مبارك
تا كدوم ستاره دنبال تو باشم
اگه مثل اشك تو چشمام بودي براي نگه داشتنت تا آخر عمر گريه نميكردم
هر گاه ديدي در اوج قدرت هستي به حباب فكر كن
از اداره هواشناسي مزاحمتون مي شم ، ببخشيد اگه يه نفر دلش هواي تو رو كرده باشه اونم تو اين روز بايد چي كار كنه؟؟
به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازواداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تورو نقاشي كنه،روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت ولنتاين مبارك
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:10 توسط سید حسین محمدی |
|
|
چگونه دل پسرها رو ببريم - طنز
خانمها ، بانوان، سركاران عليه: حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه در باب اداي جملات: در باب خوردن غذا: در باب راه رفتن: در باب لبخند زدن: در باب ورود به كلاس: بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:9 توسط سید حسین محمدی |
|
|
رمز موفقيت 2 كلمه است
لاك پشت ها هم عاشق ميشن
غضنفر رو برق مي گيره، مي ميره، فاميلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه مي دن!
شكسپير ميگه: يا به اندازه ي آرزو هاتون تلاش كنيد يا به اندازه ي آرزوتون تلاش كنيد . . . ترجمه ي لري : اگه نمي توني گه بخوري ، گه مي خوري گه بخوري !
زن مثل ويروس مي مونه
افغانيه رو ميخواستن اعدام کنن بهش ميگن حرف آخرت چيه؟ ميگه کارگر نميخواين؟؟؟؟
از يه ترکه مي پرسن: شما ترکين؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:9 توسط سید حسین محمدی |
|
|
خداحافظ شبيه برگ پاييزي ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، و اين يعني در اندوه تو مي ميرم
خداحافظ ، بدون من يقين دارم که مي ماني
هزاران سال پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد هزاران سال پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد گلويم سوتکي باشد بدست کودکي گستاخ و بازي گوش که او يک ريز پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفته گان خفته را آشفته آشفته تر سازد
تنها راه باقي مانده براي حسرتهاي فرو خورده اشک است اين روزها با سکوت سخن مي گويم: با اشکم که تو را ذره دره مي بارد و شايد همين ديروز بود که کسي برايت گريه کرد بي آنکه بداني. کاش اشک هايم را ديده بودي......
عشق لذت نهان است انشاء تنو روان است زبان چشم است ديوانگي عقل است رسوايي قلب است تن به تن جنگ است آماده گوش به زنگ است هزار رنگ است خيلي زرنگ است عشق جراءت و ديوانگي است جنگ سرد است وديگر هيچ
فروغ
مثل مزرعي که باد را مثل زورقي که موج را يا پرندهئي که اوج را دوست دارمش...
عشق را به بند جاودان کشيد؟ با کدام بوسه، با کدام لب؟ در کدام لحظه، در کدام شب؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:8 توسط سید حسین محمدی |
|
|
زندگي زيباست - زشتي هاي آن تقصير ماست - در مسيرش هرچه نازيباست - آن تدبير ماست - زندگي آب روانيست روان ميگذرد - هرچه تقدير من و توست همان ميگذرد وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد از ميان کسانيکه براي دعاي باران به تپه ها مي روند تنها آنان که با خود چتري به همراه مي برند به کار خود ايمان دارند. ??- ترکه تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک ميخوره فردا شب با بچه محلاش ميخوابد ------------- کنم! ميگن چرا دور کمرت؟ ميگه بستم دور گردنم ديدم دارم خفه ميشم بازش کردم !!!
-------------------- ------------------------------ ------------------------- براي انسانهاي بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر اين باورند که: يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت ا---------------------------------------------------------
مهم نيست كه اين اس ام اس رو مي خوني يا نه شب ها چراغ دلت رو روشن بذار تا فرشته ها راه پاكي رو گم نكنن ---------------------------------
------------------------------ --------------------------------- ------------------------- ------------------------------------------- ----------------------------------------------- هي لوتي ? راه بيشتر نداري: تو دريايي و من موجي اسيرم که مي خواهم در آغوشت بميرم بيا درياي من آغوش بر کش نمي خواهم جدا از تو بميرم ----------------------------------------------
عشق چنان است که هر چه بيشتر ارزاني داري سرشارتر شود و هرگاه که آن را تنگ در مشت گيري آسانتر از کف رود پروازش ده تا پايدار بماند
نگاهم ياد باران کرده امشب نشنو از ني، ني حصيري بي وفاست
---------------------------------
---------------
خنده بر لب مي زنم تا کس نداند راز من -----------------------
توي دنيا دو تا نابينا ميشناسم، يكي تو كه هيچ موقع عشقم رو نديدي، يكي من كه كسي رو جز تو نديدم
----------------
زندگي 4 پيچ داره :تولد، عشق، ازدواج و مرگ، سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟ ---------------------------------
دل من نرمترازجنس حرير/دلم از جنس بلور/گرتو راقصد شکستن باشد
گلي چيدم فرستادم برايت/غضب کردي فکندي زيرپايت/اگراين گل ندارد قابل تو/تو از گل بهتري جانم فدايت!
نسوخته برم تو سايه! كه سوار بنزين! طلاشو فروخت! دارم توكيو؟! پاميشم جامو جم ميكنم! (چه پسر خوبي) چند نفريد؟ در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با «آقا حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد! ---------------------------------------- بس كه جمله ساختم! راه داره!! گوريل عكس گرفتيم! -----------------------------------------
(The mobile set is off)!!! دارم مخصوصا با سماق! بيرون! ميخوري؟! شاشيده! شيشه! صحبت ميكردم صدا قطع شد! اَدست دلخور ميشم! آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت. كوشش ؟! به چشمم! گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول ميگفتين، شلوار كار من كوشش؟ عموش ميشم، تو كيشميشي؟ محلها با من لجن؟ يكي از يكي لوستر! بياييد همسايه ماشين! عوض كنم؟! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه؟ نداريم! يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه . بنداز بخواب. باباتينا رفتن شمال! جيب جلو داره نه جيب عقب! تيم ملي واقعا زحمت ميكشند، نخسوزن علي دايي! پاكستانه! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد! --------------------------- آمبولانس بهش مي گن بقيش كو ؟ مي گه تو يخچال. نگران نشو بچه جيش نکرده.تبليغ ايرانسله!!!! يه نفر صبح خاكشير ميخوره تا شب مي دود تا ته نشين نشود . ----------------------------------------------------------- يه جوجه تيغي با يك كيوي راه ميرفته مي گن اين كيه ؟مي گه برادرمه رفته سربازي
يك روز غضنفر در خونشو رنگ ميكنه ,بچه هاش گم ميشن. اگه يكبار در اينه خوب نگاه كني نيازئ به جوك براي خنده نداري.
يك تضاد سقراط گفته يوناني ها دروغگو هستند ولي خود سقراط هم يونانيه پس دروغ مي گه كه يوناني ها دروغگو هستند پس يوناني ها راستگو اند پس سقراط هم كه يونانيه راست مي گه كه يونانيها دروغ گو هستند ... آخر يوناني ها دروغگو اند يا راستگو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ -------------------------------- غضنفر سواره تاکسي ميشه . زنشو ميشونه رو صندلي جلو که راننده تو آينه نبينتش
ا اگه توي موهام مثل شپش باشي, قول ميدم واسه موندنت تا آخر عمرم حموم نرم -----------------------------------------------------------
امروز قلبم درد گرفته بود ! .......
-------------------------- مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟ خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار براي مرگ خود يک بهانه ميخواهم ... يک بهانه ي پوچ عاشقانه مي خواهم ... از غمي که مي داني .. با تو بودنم مرگ ست .. بي تو بودنم هرگز! .. اگر بهانه اين باشد .. من بهانه مي گيرم و عاشقانه ميميرم گمان کردم که با من هم دل و هم راز هم دردي نشنو از ني، ني حصيري بي وفاست
الهي شمع بشي، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشي، هرهر بخندم اگه يه روز دلت گرفت و ندونستي چه کار کني... اينو يادت باشه که اگه منو داشتي هرگز دلت نمي گرفت يک باب خانه در نياوران به مساحت 450 مترمفيد، سونا استخر جکوزي و پکيج، با ديد بسيار عالي... به خدا خوشبختي نمياره، برو سر خونه زندگيت
توي دنيا يکي هست که فقط براي تو نفس مي کشه به بنده خدا ميگن: بابات به «رحمت ايزدي» پيوست! بنده خدا ميگه: «رحمت ايزدي» ديگه كيه؟ ميگن: نه، منظورمون اينه كه «به ديار باقي شتافت»! ميگه: «ديار باقي» كجاست؟ ميگن: يعني «دار فاني» رو وداع گفت! ميگه: «دار فاني» ديگه چهجور داريه؟ ميگن: يعني «رخت از اين دنيا بر بست»! ميگه: منظورتون رو نميفهمم! ميگن: الاغ! باباي خرت مرد! ميگه: خر من كه بابا نداشت اگر آسمون بيفته. اگر زمين بلرزه. اگر خورشيد سياه شه. اگر ماه به دو نيم شه. اگر دريا صحرا شه. . . . . . . . بدبخت داره قيامت ميشه. نشستي آف مي خوني!!؟
-----------------------------------------------
------------------------------------------------------------
راه نفوذ در ديگران ، دانستن آرزوهايشان است.
-----------------------------------------------------------
كاشكي هميشه پيشت بودم ميشد فراموشت كنم
-----------------------------------------------------------
چشات ديگه از من خسته سيره اما هنوز چشاي من اسيره فقط بدون که اين دل شکسته منتظره بگي واست بميره
-----------------------------------------------------------
کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک غم ديگه بسه نازنين هرکي نمونده به درک
-----------------------------------------------------------
عمريست زمانه درعذاب من وتوست گرماي زمين ازالتهاب من و توست آن قصه كه كهنگي ندارد هرگز سوگند به عشق انتخاب من و توست
-----------------------------------------------------------
بي تو ميشه زنده بود نميشه زندگي کرد
-----------------------------------------------------------
تا که از جانب معشوق نباشد کششي کوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد
-----------------------------------------------------------
تموم دنيا سر جاش فقط منو دوست داشته باش
-----------------------------------------------------------
حکايت ها که با تو از دل بي تاب مي کردم اگر با سنگ مي گفتم دلش را آب مي کردم
-----------------------------------------------------------
عشق يعني از ديدن چهره هميشگي خسته نشي
-----------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------
اشتياقي که به ديدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و اندر دل من
-----------------------------------------------------------
کاشکي دنيا واسه يک شب مال من بود اون وقت با خوشحالي از دنيام پرتت مي کردم بيرون! اين چند روز و هيچي نخور تا انتخاب نشي؛ اينو به بقيه ي گله هم بگو...عيد قربان پيشاپيش مبارک هميشه به فکر تو ام در قلب من جا داري قلب من شده گاو داري اختفواياايهاالذين لايتمسمسون. (تف بر شما اي كساني كه اس ام اس نميدهيد) صفاي ما پا برهنه ها ميدوني چيه؟ اس ام اس LOVE : الهي چوب بشي تا پشمک بشم دورت بگردم يه عصا ???? بار ميخوره زمين تا صاحبش زمين نخوره, عصاتم رفيق نمي دانم چرا ماانسانها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد و مي دانيم روزي بسته خواهد شد ----------------------------------------------------------- از غضنفر ميپرسن سخت ترين کار چيه؟ ميگه نمک تو نمکدون ريختن, چون سوراخ هاش خيلي ريزه
. . . . بچه دار نميشن, واسشون دعا کن, زندگيشون داره از هم مي پاشه!
-------------------------------. --------------------------
هر وقت آرام مي شويد ، از قلبتان تشکر کنيد که دستتان را به دامان آسمان رسانده است ------ در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است . ( دکتر شريعتي )
اگر مي خواي ارزشت را نزد خدا بداني ، نگاه کن ببين ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چه قدر است ؟
به تركه ميگن:پشتت خاكيه تركه ميگه: پس چي ميخواستي آسفالت باشه
پليس راهنماييي جلو تركه رو ميگيره ميگه: كارت ماشين گواهينامه معاينه فني بيمه ... تركه ميگه : چيكار كنم ؟ جمله بسازم؟
بوش بعد از مسلمان شدن به احمدي نژاد گفت انرژي هستهاي رو ولش؛ اين صيغه كه ميگن چيه؟
دوستان جديد پيدا کنيد اما دوستان قديمي را هم حفظ کنيد، اينها نقره و آنها طلا هستند. (پرمودابترا)
کسيکه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند، لياقت آزادي را ندارد. (بنجامين فرانکلين)
وقتي نهال آزادي ريشه گرفت به سرعت رشد ونمو ميکند. «جورج واشنگتن»
خداوند آزادي را آفريد و بشر بندگي را. «آندره شينه»
بالاتر از همه چيز ايناستکه با خودمان صادق باشيم. «ويليام شکسپير»
نخستين نشانه فساد ترک صداقت است. «ميشل دو مونتي»
بزرگترين درس زندگي اينستکه گاهي احمقها هم درست ميگويند. (وينستون چرچيل)
هرگز مردي ولو بسيار نادان را نديدم که از وي چيزي نتوانستهام بياموزم. (گاليله)
نه از خودت تعريف کن و نه بدگويي. اگر از خودت تعريف کني قبول نميکنند و اگر بدگويي کني بيش از آنچه اظهار داشتي تو را بد خواهند پنداشت.(کنفوسيوس)
ميخوام روي بلندترين قله وايسم .. با تمام وجود داد بزنم : عشق من دوست دارم ! ولي حسش نيس تا اون بالا برم
اگر نتوانيد فراموش کنيد و ديگران را ببخشيد شما تنها کسي خواهيد بود که رنج مي پروردگار محترم احتراما، نظر به اينكه طي بررسيهاي به عمل آمده توسط اينجانب، علي ----------------------------------- آدما نمي تونن تغيير كنن از شيخي ميپرسند: ذکر روز شنبه چيست؟ ------------------------ يه نقطه ي امن ، يه گوشه ي دنج ، يه جاي پايدار تو دلت بذار كنار. هواشناسي اعلام كرد از فردا موج جديدي از تعطيلات وارد كشور خواهد شد !!! خانوم ها !!!!
ياد گرفتم که :
------------------------------ به دليل بارش شديد برف و يخبندان و مصادف شدن با ايام محرم و دهه فجر و در انتها -----------------------------
به غضنفر ميگن سگتون بچه مارو گاز گرفته ! ميدوني فرق من با برف چيه؟
-------------------------------------- تمام اميد آسيابون به وزش بده
به يـــاد آن روز کـــه در صفحــه ي شطـــرنج دلـــت شـاه عشـــق بودمــو با کـــيش -------------------------- 10) "اگر معناي عشق را مي فهمم، همه به خاطر توست." ? هرمان هسه به سياه پوسته ميگن شامپو بدنت چيه؟ ميگه مشكين تاژ --------------------- به ياد آشنايان آشنا باش، به پيماني كه بستي با وفا باش، كه ياد تو هميشه خاطر ماست، تو هم هر جا كه هستي ياد ما باش. ----------------------------
يه دوست خوب و مهربون خيلي زود از دست ميره ولي يه دوست بد و نامهربون تا ابد واست ميمونه, دلم ميخواست اوني که دوسش داشتم بد بود هميشه وقتي گريه مي کني، اوني که آرومت ميکنه دوستت داره اما اوني که با تو گريه ميکنه عاشقته...
--------------------- ----------------------------------------------------
-----------------------------------
بعضي ها،ميخواهند که تلقين کنندگان صميميت باشند.مي نشينند تا بناي تو فرو بريزد.مي نشينند تا روز اندوه بزرگ. ) پناهاز ميلتون شاعر نامدار انگليسي پرسيدند : آيا دخترت را مي گذاري زبانهاي بيگانه را فرا گيرد ؟ ------------------------------- ----------------------------------------------------------
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:8 توسط سید حسین محمدی |
|
|
ye shab ye torke be zanesh mige khanom man emshab havase noon barbari kardam.zanesh mige khob boro begir man ham bokhoram,torke mire noonvayi mige shater 2 ta noon barbari bede.shater mige chera 2 ta .mige akhe khanoomam ham havase noon barbari karde.vaghti barmigarde khoone va noon ro mizare too sofre zanesh mige in noono az koja kharidi?oon ham mige az sare koche.zanesh mige khoobe dastet dard nakone vaki man nemitoonam ye noone kamel bokhoram.chon too rejimam.torke mige eybi nadare harchi nakhordi man mikhoram.khordan ke tamoom shod raftan bekhaban .hanooz sareshoon be balesh nakhorde bood ke khabeshoon bord.alan ham khabidan.bezar bidar beshan bebinim dige chikar mikonan. hatman dar jaryan mizaramet |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:8 توسط سید حسین محمدی |
|
|
رايت يك گيگا بايت بر روي يك سي دي معمولي
ابتدا برنامه nero را باز كنيد و بخش nero burnning ROM را انتخاب كرده و كليد هاي Ctrl+R را فشار دهيد.در پنجره باز شده ببينيد جلوي عبارت OverBurn كلمه supported نوشته شده يا نه ؟اگر ننوشته رايتر شما از انجام اين كار معذور است وگرنه مراحل زير را دنبال كنيد:به منوي فايل رفته و در بخش preference به قسنت Expert feature برويد.عبارت enable OverBurn را فعال كنيد.در زير اين گزينه مقدار مجاز را به 90 دقيقه تغيير دهيد.حالا از منوي فايل New را برگزينيد و در قسمت Multisession گزينه No Multisession را انتخاب كنيد.سپس در قسمت Burn عبارت عبارت Write Method را به عنوان Disc at Once تبديل نماييد.حالا سي دي را رايت كنيد.البته مقدار رايت در اين روش بستگي به اصل بودن يا نبودن و همچنين كيفيت رايتر شما دارد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:7 توسط سید حسین محمدی |
|
|
اسامى شهداى کربلا از ياران حسين (ع) طبق رواياتى که نگارنده از لابلاى کتب تاريخ به دست آورده ام از بنى هاشم و غير بنى هاشم بدين شرح ذکر شده است:
فرزندان امير المؤمنين (ع) : 1ـ ابو بکر بن علي (که شهادت وى با شک و ترديد ذکر شده است.) 2ـ عمر بن على 3ـ محمد الاصغر بن على 4ـ عبد الله بن على 5ـ عباس بن على 6ـ محمد بن العباس بن على 7ـ عبد الله بن العباس بن على 8ـ عبد الله الاصغر 9ـ جعفر بن على 10ـ عثمان بن على فرزندان امام حسن (ع) : 11ـ قاسم بن حسن 12ـ ابو بکر بن حسن 13ـ عبد الله بن حسن 14ـ بشر بن حسن فرزندان امام حسين (ع) : 15ـ على بن الحسين الاکبر 16ـ عبد الله الرضيع 17ـ ابراهيم بن الحسين (اين نام را ابن شهر آشوب در کتاب خود آورده و تعداد ديگرى نيز بدان اضافه کرده است.) فرزندان عبد الله بن جعفر (ره) : 18ـ محمد بن عبد الله بن جعفر 19ـ عون بن عبد الله بن جعفر 20ـ عبيد الله بن عبد الله بن جعفر فرزندان عقيل بن ابى طالب (ره) 21ـ مسلم بن عقيل 22ـ جعفر بن عقيل 23ـ جعفر بن محمد بن عقيل (نام وى را نيز ابن شهر آشوب ذکر کرده است.) 24ـ عبد الرحمن بن عقيل 25ـ عبد الله الاکبر بن عقيل 26ـ عبد الله بن مسلم بن عقيل 27ـ عون بن مسلم بن عقيل 28ـ محمد بن مسلم بن عقيل 29ـ محمد بن ابي سعيد بن عقيل 30ـ احمد بن محمد الهاشمى (هر چند که در ميان کتب تاريخى نامى از اين شخص برده نشده و نه جزء فرزندان عباس و نه غير او ذکرى به ميان نيامده اما وى را نيز ابن شهر آشوب آورده است.) ياران امام از غير بنى هاشم که در واقعه کربلا به شهادت رسيدهاند به ترتيب حروف الفبا : 1ـ ابراهيم بن الحصين الاسدى 2ـ ابو الحتوف بن الحارث الانصارى 3ـ ابو عامر النهشلي 4ـ ادهم بن اميه العبدى 5ـ اسلم الترکى (آزاد شده حسين ع) 6ـ امية بن سعد الطايى 7ـ أنس بن الحارث الکاهلي 8ـ أنيس بن معقل الاصبحى 9ـ برير بن خضير الهمدانى 10ـ بشر بن عبد الله الحضرمى 11ـ بکر بن حي التيمى 12ـ جابر بن الحجاج التيمى 13ـ جبلة بن علي الشيباني 14ـ جنادة بن الحارث السلمانى 15ـ جنادة بن کعب الانصارى 16ـ جندب بن حجير الخولانى 17ـ جون (آزاد شده ابى ذر) 18ـ جوين بن مالک التميمى 19ـ الحارث بن امرئ القيس الکندى 20ـ الحارث بن نبهان (آزاد شده حمزه) 21ـ الحباب بن الحارث 22ـ الحباب بن عامر الشعبى 23ـ حبشى بن قاسم النهمى 24ـ حبيب بن مظهر الاسدى 25ـ الحجاج بن بدر السعدى 26ـ الحجاج بن مسروق الجعفى 27ـ الحر بن يزيد الرياحى 28ـ الحلاس بن عمرو الراسبى 29ـ حنظلة بن اسعد اشبامى 30ـ حنظلة بن عمرو الشيبانى 31ـ رافع (آزاد شده مسلم الازدى) 32ـ زاهر بن عمرو الکندى (آزاد شده عمرو بن حمق) 33ـ زهير بن لبشر الخثعمى 34ـ زهير بن سليم الازدى 35ـ زهير بن القين البجلى 36ـ زياد بن عريب الصائدى 37ـ سالم (آزاد شده بنى المدينه الکلبى) 38ـ سالم (آزاد شده عامر عبدى) 39ـ سعد بن الحارث الانصارى 40ـ سعد (آزاد شده على بن ابى طالب ع) 41ـ سعد (آزاد شده عمرو بن خالد صيداوى) 42ـ سعيد بن عبد الله الحنفى 43ـ سلمان بن مضارب البجلى 44ـ سليمان (آزاد شده حسين ع) 45ـ سوار بن منعم النهمى 46ـ سويد بن عمرو بن ابى المطاع 47ـ سيف بن الحارث بن سريع الجابرى 48ـ سيف بن مالک العبدى 49ـ شبيب (آزاد شده حارث جابرى) 50ـ شوذب (آزاد شده بنى شاکر) 51ـ الضرغامة بن مالک 52ـ عائذ بن مجمع العائذى 53ـ عالبس بن ابى شبيب الشاکرى 54ـ عامر بن حسان بن شريح بن سعد بن حارثه بن لام بن عمرو بن طريف بن عمرو بن بشامة بن ذهل بن جدعان بن سعد بن قطرة بن طي 55ـ عامر بن مسلم العبدى 56ـ عباد بن المهاجر الجهنى 57ـ عبد الأعلى بن يزيد الکلبى 58ـ عبد الرحمن الارحبي 59ـ عبد الرحمن بن عبد ربه الانصارى 60ـ عبد الرحمن بن عروة الغفارى 61ـ عبد الرحمن بن مسعود التيمى 62ـ عبد الله بن ابى بکر (چنان که جاحظ در کتاب الحيوان آورده وى از کسانى است که در واقعه کربلا به شهادت رسيده است.) 63ـ عهد الله بن بشر الخثعمى 64ـ عبد الله بن عروة الغفارى 65ـ عبد الله بن عمير بن جناب الکلبى 66ـ عبد الله بن يزيد العبدى 67ـ عبيد الله بن يزيد العبدى 68ـ عقبة بن سمعان 69ـ عقبة بن الصلت الجهنى 70ـ عمارة بن صلخب الازدى 71ـ عمران بن کعب بن حارثة الاشجعى 72ـ عمار بن حسان الطائى 73ـ عمار بن سلامة الدالانى 74ـ عمرو بن عبد الله الجندعى 75ـ عمرو بن خالد الازدى 76ـ عمرو بن خالد الصيداوى 77ـ عمرو بن قرظة الانصارى 78ـ عمرو بن مطاع الجعفى 79ـ عمرو بن جنادة الانصارى 80ـ عمرو بن ضبيعة الضبعى 81ـ عمرو بن کعب ابو ثمامة الصائدى 82ـ قارب (آزاد شده حسين ع) 83ـ قاسط بن زهير التغلبى 84ـ القاسم بن حبيب الازدى 85ـ کردوس التغلبى 86ـ کنانة بن عتيق التغلبى 87ـ مالک بن ذودان 88ـ مالک بن عبد الله بن سريع الجابرى 89ـ مجمع الجهنى 90ـ مجمع بن عبيد الله العائذى 91ـ محمد بن بشير الحضرمى 92ـ مسعود بن الحجاج التيمى 93ـ مسلم بن عوسجه الاسدى 94ـ مسلم بن کثير الازدى 95ـ مقسط بن زهير التغلبى 96ـ منجح (آزاد شده امام حسن ع) 97ـ الموقع بن ثمامة الاسدى 98ـ نافع بن هلال الجملى 99ـ نصر (آزاد شده على ع) 100ـ النعمان بن عمرو الراسبى 101ـ نعيم بن عجلان الانصارى 102ـ واضح الرومى (آزاد شده حارث سلمانى) 103ـ وهب بن حباب الکلبى 104ـ يزيد بن ثبيط العبدى 105ـ يزيد بن زياد بن مهاصر الکندى 106ـ يزيد بن مغفل الجعفى چنانچه سى تن از بنى هاشم را به اين تعداد که ذکر شد اضافه کنيم.تعداد شهداى کربلا به 136 نفر مى رسد و چون قيس بن مسهر صيداوى و عبد الله بن بقطر و هانى بن عروة را نيز جزء آنها قرار دهيم تعداد آنها به 139 نفر خواهد رسيد. زيارت عاشورا پس مى گويى صد مرتبه : اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ * اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً پس مى گويى صد مرتبه : السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ * عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ * السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ پس مى گويى : اللَّهُمَّ خُصَّ أَنتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ * اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ پس به سجده مى روى و مى گويى : اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي * اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا
ويژه نامه عاشورا طوطي اگر در قفس آئينه داشت چلچلة ما غم ديرينه داشت نام : حسين عليه السلام ، در تورات شبير و در انجيل طاب آمده است. پدر: على بن ابى طالب عليه السلام . مادر: فاطمه زهرا عليها السلام . جد: رسول الله صلى الله عليه و آله . جده : خديجه بنت خويلد سلام الله عليها. كنيه : ابوعبدالله و ابو على . تولد: سال سوم هجرت (21) و بعضى سال چهارم هجرت گفته اند. مدت امامت : ده سال . عمر شريف : 57 سال . محل دفن : كربلا. غاضب حق خلافت : يزيد بن معاويه عليه العنة و العذاب . لقب : رشيد، و فى ، طيب ، السيد، الزكى ، المبارك ، التابع لرضات الله الدليل على ذات الله ، سبط، شهيد و سعيد. نقش نگين انگشتر امام حسين عليه السلام در فصول المهمه آمده : لكل اجل كتاب و در وافى از امام صادق عليه السلام روايت شده است : حسبى الله و از امام رضا عليه السلام روايت شده است : ان الله بالغ امره . تولد امام حسين عليه السلام : مشهور است كه ولادت امام حسين عليه السلام در مدينه در سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت واقع شده است بعضى پنجم ماه مذكور نيز گفته اند. ابن شهر آشوب رحمه الله مى گويد: ولادت آن حضرت پس از ده ماه و بيست روز از ولادت برادرش امام حسن عليه السلام ، و آن روز شنبه با پنجشنبه ماه شعبان سال چهارم هجرت بوده است . شيخ طبرسى رحمة الله و ديگران به سند معتبر از امام رضا عليه السلام نقل كرده اند كه چون امام حسين عليه السلام متولد شد، رسول اكرم صلى الله عليه و آله به اسماء بنت عميس فرمود: مرا بياور اسماء گفت : آن نوزاد مقدس را در جامه سفيدى پيچيده به محضر نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بردم ، حضرت او را گرفته در دامن قرار داد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت .جبرئيل نازل شد و گفت : خداى بزرگ سلام مى رساند و مى فرمايد: چون على عليه السلام نسبت به تو منزله هارون است نسبت به موسى پس او را به اسم پسر كوچك هارون نام گذار شبير است و چون لغت عربى است او را حسين نام گذار.پس پيامبر بزرگوار او را بوسه داد و گريست و فرمود: تو را معصيتى بزرگ در پيش است پروردگار را لعنت كن قاتل او را. فرمود اى اسماء اين خبر را به فاطمه مگو چون روز هفتم شد نبى اكرم فرمود: فرزند مرا بياور، چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفندى براى امام حسين عليه السلام عقيقه كرد، يك ران قربانى را به قابله داد و سر نوزاد عزيزش را تراشيده و به وزن موى سرش نقره صدقه داد پس او را در دامن خود قرار داد و فرمود: اى اباعبدالله ، چه بسيار گران است بر من كشته شدن تو سپس نبى اكرم بسيار گريه مى كرد اسماء گفت : پدر و مادرم فداى تو باد، اين چه گفتارى است كه در روز نخستين ولادت بر زبان جارى كردى و امر نيز فرمودى و گريه مى كنى ؟!حضرت فرمود: مى گويم بر اين فرزند دلبند خود كه گروهى ستمگر از بنى اميه او را خواهند كشت خدا نرساند به ايشان شفاعت مرا، خواهد كشت او را مردى كه رخنه در دين من خواهد كرد و به خداوند بزرگ كافر خواهد شد. امام صادق (ع) فرمود : نماز كسى تامّ و كامل است كه طهارت كامل داشته و كامل و بالغ بوده و اهتمام تمام داشته و نسبت به خدا شناخت و معرفت داشته باشد . آرام گرفته و اظهار خشوع و تواضع نموده و استوار باشد ، آنگاه ميان حالت نوميدى و آزمندى و شكيبايى و بى تابى بايستد ، به گونه اى كه گويى نويد پروردگار تنها متوجّهِ او ، و وعده عذاب تنها براى اوست و تمام اموال و دارايى خويش را در راه خدا بذل نموده و تمام اهداف (يا: وجود و تعلّقات خود را) خيال انگاشته و نَفْس خود و هرچيز ارجمند در نزد خويش را در راه خشنودى خداوند بذل نموده و بدون اينكه انتظار چيزى را بكشد، پيش به سوى او وسط راه و راه راست را طى نمايد . بسم الله الرحمن الرحيم ... اين وصيت حسينبيعلي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي ميدهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت ميدهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسانها را در چنين روزي زنده خواهد نمود. » امام در وصيت نامهاش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود: « من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواستهام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، عليبنابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بنياميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر ! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توکل ميکنم و برگشتم به سوي اوست. » محرم در ديگر کشورها : عاشورا در بلژيک ... آن دسته از شيعيان كه در بلژيك داراي تشكيلات مذهبي شناخته شده هستند اجمالاً به شرح زيرند: 1- شيعيان عرب كه عمدتاً مراكشي ، الجزايري ، تونسي هستند. 2- شيعيان ترك. 3- شيعيان پاكستاني. 4- شيعيان عراقي. ـ شيعيان عرب غالباً در زير سايبان مسجد الرضا(ع) كه جايگاه قانوني ثبت شدهاي ندارد ، گرد ميآيند . ـ شيعيان ترك داراي يك مسجد هستند ولي به مرور زمان شيعيان اسمي گردانندگي آن را به دست گرفتهاند . ـ پاكستانيها نيز در ليالي مخصوص، من جمله ايام محرم با اجاره نمودن محلي و اعلام آن به عنوان « حسينيهي پاكستانيها » دور هم جمع ميشوند و عزاداري ميكنند . ـ شيعيان عراقي در آنورس در يك منزل شخصي گرد هم ميآيند و آداب و رسوم مذهبي را برپا ميدارند . مراسم عاشورا در بين شيعيان بلژيك بهصورت كاملاً طبيعي و بدون خرافات اجرا و گرامي داشته ميشود . شيعيان مسجد الرضا به دعوت نمايندگي در مراسم سفارت شركت ميكنند و تاكنون از خودشان مراسم خاصي نداشتهاند و فرهنگ سينهزني و نوحهخواني ندارند و در جمع ايرانيان حضور مييابند . جمع اين عده حدود سيصد نفر است . ـ شيعيان ترك هيچگونه تعزيت و يا عزاداري خاصي در ايام عاشورا ندارند ولي جمع آنها به حدود هزار نفر ميرسد . ـ پاكستانيها كه حدود سيصد الي چهار صد نفر هستند ، مراسم عزاداري سينهزني و نوحهخواني خاصي دارند كه هر ساله برگزار ميگردد و خرافات يا شيوههاي غير متداول عزاداري در بين آنها رايج نيست . شيعيان عراقي نيز در آنورس عزاداري و سينهزني دارند و آنها نيز به صورتي كاملاً عادي مراسم عاشورا را عزيز ميدارند . حديث : چگونه با چيزى كه خود در وجودش نيازمند توست، براى وجود تو دليل آورده شود؟آيا چيزى هست كه آشكارتر از تو باشد تا وسيله آشكار كردن تو باشد؟ كى پنهانى تا آشنايي با القاب آن امام : از القاب سيد الشهدا كه تشنه از كربلا به شهادت رسيد. اين تعبير در روايات، تواريخ و زيارتنامهها درباره آن امام آمده است. عاشورا از نگاه انديشمندان جهان : عبادات : خدايا تو معبود قديمى و اين است سال تازه اى ؛ پس از تو در آن درخواست حفظ از شيطان و نيرو و قوت بر اين نفس اماره بدخواه دارم و نيز اشتغال بدانچه مرا (در عمل) به تو نزديك گرداند. معرفي اماکن متبرکه : معرفي يک کتاب : ( مسلم بن عقيل ) بانک صوتي : دانلود فايل ويژه نامه ماه محرم
از جمله اعمال مشترک ماه محرم : روزه گرفتن در تمام ماه ، به جز عاشورا که ثواب اين روزه آمرزش تمام گناهان است. - = وقايع امروز =- ورود امام حسين عليه السلام به سرزمين كربلا. امام حسين عليه السلام پس از آن كه با دعوت مردم كوفه و نامه هاى فراوان و پى در پى آنان روبرو شد، تصميم به هجرت از مكه به سوى كوفه گرفت .با اين كه برخى از آشنايان و بزرگان مدينه ، مانند محمد حنفيه ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عمر، آن حضرت را از سفر به كوفه بر حذر كرده بودند و با دلايلى چند، تلاش كردند كه وى را منصرف كنند، با اين حال امام حسين عليه السلام سفر به كوفه را براى خويش تكليف فرض كرد و به آن اقدام نمود.امام حسين عليه السلام در روز ذى حجه سال 60 قمرى به قصد كوفه ، از مكه خارج گرديد. قافله امام حسين عليه السلام پس از رسيدن به سرزمين عراق ، در منزلگاه ( شراف ) با سپاه يكهزار نفرى حر بن يزيد رياحى كه از سوى عبيدالله بن زياد براى تعقيب و يا نبرد امام حسين عليه السلام ماءموريت يافته بود، مواجه گرديد و از آن پس ، مسير تاريخ به سوى ديگر كشيده شد.حر بن يزيد كه در پى نامه هاى روزانه عبيدالله ، امام حسين عليه السلام را كنترل كرده و در مراقبت كامل خويش داشت ، بنا به فرمان عبيدالله بن زياد، آن حضرت را از مسير اصلى به صحراى خشك و غير آباد كشانيد. تا اين كه در روز پنج شنبه ، دوم ماه محرم سال 61 قمرى در سرزمين كربلا، راه را بر امام حسين عليه السلام بست و از ادامه حركت آن حضرت ، ممانعت به عمل آورد. امام حسين عليه السلام همين كه متوجه شد، آن سرزمين ، كربلا است ، دستور داد آن جا خيمه گاه و منزلگاه دايمى خويش قرار دهند. چون آن حضرت پيش از اين از جدش محمد صلى الله عليه و آله و سلم و پدرش اميرمؤ منان عليه السلام شنيده بود كه محل شهادتش در كربلا است . در باب ازدواج امام حسين (ع) سپاه پيروزمند اسلام به شهر مدينه وارد شد، و اسيرانى گرانقدر همراه داشت در ميان آنها دختر يزدگرد شهريار ايران بود.پدر به سويى گريخته و دختر را گذارده و رفته بود،برادرانش به كشور چين پناه برده و خواهر را بى پناه گذارده بودند ولى اسلام پناه بى پناهيان بود و بزرگ ترين پناه را براى شاهزاده خانم بى پناه فراهم كرد.شهرزاد اسير همراه سربازان به درون مدينه قدم گذارد، خبر در مدينه پخش شد، دوشيزگان شهر به تماشا آمدند پاره اى از بام سر مى كشيدند تا دختر شاهنشاه ايران را ببيند، مردم مدينه در پى كاروان اسير به سوى مسجد روانه شدند تا ببينند شهرزاده خانم چه مى كند و عمر با او چگونه رفتار مى كند.خليفه با تنى چند از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بود كه كاروان به مسجد رسيد، سرپرست كاروان چنين گزارش داد: اين دختر يزگرد است كه اسير شده فاتح خراسان ما را فرمود كه به مدينه اش آورده تا خليفه سرنوشتش را معلوم سازد.شهرزاده را نزديك عمر نشانيدند. شهرزاده كه رنج سفر اسارت را كشيده بود و از آينده در بيم و هراس بود، به ناگاه ناله اى زد و گفت : بيروج باذ هرمز! عمر كه سخن او را دشنام پنداشت گفت : اين گبرزاده به ما بد مى گويد!حضرت على عليه السلام كه در آن مجلس حاضر بود گفت : نه چنين نيست به نياى خويش نفرين مى كند سپس سخن شهرزاده را براى عموم ترجمه كرده گفت : مى گويد روز هرمز سياه باد كه نواده اش اسر شده ؟!حضرت على عليه السلام از كجا زبان فارسى مى دانست و نزد چه كسى آموخته بود ؟!فرمان خليفه صادر شد: اين دختر و همراهانش را مانند ديگر اسيران به فروش برسانيد باز هم على عليه السلام به سخن آمد: اين كار شايسته نيست.عمر پرسيد : با اين دختر چگونه رفتار كنيم ؟حضرت على عليه السلام : به نظر خود دختر واگذاريد، هر كه را بپسندد، براى همسرى برگزيند.شهرزاده به اطراف نگاهى كرد و يكايك حاضران را در نظر آورد، به هر چهره اى مى نگريست و از او مى گذشت همه حاضران را يك يك نگاه مى كرد، حاضران دسته جمعى مى نگريستند كه ديدند نگاه گذراى شاهزاده اسير بر چهره جوانى بايستاد و گذر نكرد، جوانى كه بيش از هجده بهار از عمرش نگذشته بود، رخسار زيبايش همچون خورشيد مى درخشيد .سكوت عميقى سرتاسر مجلس را فرا گرفت ، همگى به دختر مى نگريستند و دختر به پسر مى نگريست و با خود مى انديشيد كه آرام جانم را يافتم ، آرامش قلبم را پيدا كردم آيا ممكن است كه اين پسر دخترى اسير را بپذيرد؟! مردان از زنان خواستگارى مى كنند، ولى اگر من از او خواستگارى كنم ، اميد مرا نااميد نخواهد كرد، باز هم به چهره جوان نگريست ، با خود گفت چهره اش چهره اميد است و رخسارش رخساره نويد، دست رد به سينه ام نخواهد گذارد، پس به خود قدرتى داد و از جاى برخاست و به سوى جوان رفت . صداى احسنت و آفرين از مجلسيان برخاست ، تماشاچيان ، ديدند كه شهرزاد پيغمبر زاده اى را برگزيد امام حسين عليه السلام تقاضاى دختر اسير را پذيرفت و وى را همسر خود قرار داد.شهر بانو براى امام حسين پسرى بياورد كه تنها يادگار امام حسين بود، خليفه امام حسين بود و نسل امام حسين از وى به جاى ماند اين پسر امام چهارم ،امام زين العابدين عليه السلام بود كه على نام داشت شهر بانو در عمر كوتاه خود به وفادارى با امام حسين پرداخت ، عمر امام حسين هر چند كوتاه بود، ولى عمر، شهربانو كوتاه تر بود، شهربانو كه پسر بزاد ، و امام حسين دومى به جهان بشريت تقدم داشت خود، جهان را بدرود گفت ، و همسر بزرگ خود را در سوك خود نشانيد شهرزاده ناز پرود بود و قدرت نداشت كه مصيبت جانگداز شوهر عزيزش را ببيند، به زودى از اين جهان سفر كرد، تا در آن جهان ، خانه را آب و جارو كرده به انتظار شويش بنشيند تاريخ نشان نمى دهد كه دوران انتظار چقدر طول كشيد، ولى آنچه قطعى است روزى انتظار به سر آمد و فراق پايان يافت ، همان روزى كه امام حسين عليه السلام افسر شهادت را به سر نهار و پيشواى شهيدان گرديد. امام صادق (ع) فرمود : ... به ديدار يکديگر برويد زيرا اين ديد و بازديد ها موجب زنده شدن دل هاي شما و بازگو کردن و يادآوري حديث هاي ماست ، حديث ها و سخنان ما ، باعث همبستگي و مهرباني بيش تر بين برخي از شما با برخي ديگر خواهد شد. اگر سخنان ما را پذيرفتيد و به کار گرفتيد ، هدايت مي شويد و نجات مي يابيد ، و اگر سخنان ما را رها کرديد ، گمراه مي گرديد و هلاک مي شويد ، بنابراين شما احاديث و سخنان ما را بپذيريد و به کار ببنديد ، من نيز ضامن و عهده دار نجات شما مي باشم. محرم در ديگر کشورها : عاشورا در آلمان ... هر ساله مراسم عاشورا در مركز اسلامي هامبورگ با شركت عده كثيري كه شمارآنها دو هزار نفر ميرسد برگذار ميگردد. عده كثيري فقط به عشق امام حسين(ع) و اهل بيت ، روز تاسوعا و عاشورا در مركز اسلامي هامبورگ حاضر ميشوند. در روزهاي تاسوعا و عاشورا در مركز اسلامي اغلب مراسم با سخنراني و در آخر عزاداري و سينه زني برگذار ميگردد و كمتر به خرافات آميختهاست. در اين روزها خواهران و برادران مسلمان شيعه از شهرهاي اطراف نيز تا 400 كيلومتري در اين برنامه ها شركت ميكنند و بعضي از آنها تا صبح در مسجد عزاداري ميكنند. قابل ذكر است كه در روز عاشوراي حسيني بعد از زيارت عاشورا و عزاداري، از جمعي در حدود دو هزار نفر پذيرايي به عمل ميآيد كهكليه هزينه آن را تجار پرداخت ميكنند در ضمن سالن مراجعات با پارچه هاي سياه و اطلاعيه مربوط مزين ميشود. در تمام مدت برنامههاي سوگواري و قرآن به صورت نوار پخش ميشود. حديث روز : امام حسين عليه السلام: چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كه تو را دارد؟ آن كس كه به جاىتو چيز ديگرى را پسندد و به آن راضى شود، مسلما زيان كرده است. آشنايي با القاب آن امام : پدر شهيدان، كنيهاي كه بر شهيدان اطلاق ميشود. از آن جا كه امام حسين (ع) الهام بخش شهيدان راه حق بود و كربلا يش دانشگاه شهادت محسوب ميشد.و ميشود، به آن حضرت اين عنوان را دادهاند. عاشورا از نگاه انديشمندان جهان : کمي از انتظار : معرفي اماکن متبرکه : تل به معناي تپه، توده خاك و ريگ است. سرزمين كربلا، ناهموار و داراي تل و تپه بوده است. در حادثه كربلا تپهاي مشرف بر محل شهادت شهداي كربلا وجود داشته كه حضرت زينب (س) بالاي آن ميآمدند تا وضعيت برادر عزيزشان حضرت امام حسين (ع) را در ميدان نبرد بررسي كنند. معرفي يک کتاب : ( حبيب بن مظاهر ) بانک صوتي : دانلود فايل ويژه نامه ماه محرم مرتضي...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:6 توسط سید حسین محمدی |
|
|
دختر ها و پسر ها چگونه نيمرو درست مي کنند
دخترها توي ماهيتابه روغن ميريزن ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:6 توسط سید حسین محمدی |
|
|
وارد شدن همزمان با چندين ID متفاوت در Yahoo Messenger بدون
استفاده از نرم افزار
در اين ترفند شما ميتوانيد بدون استفاده از هيچ نرم افزاري به طور همزمان چندين Yahoo Messenger را باز کرده و در هر کدام با يک ID متفاوت وارد شويد. (اين ترفند براي تمام نسخه ها و آخرين نسخه که 9 ميباشد جواب ميدهد) 1 - از منوي Start پنجره ي Run را باز کرده و regedit را تايپ کنيد 2 - در پنجره باز شده از سمت چپ به قسمت زير برويد: HKEY_CURRENT_ USER --------> Software --->yahoo ----->pager---- >Test 3 - در سمت راست در جاي خالي right click کرده و new Dword value را انتخاب کنيد 4 - و نام آن را Plural بگذاريد 5 - روي آن Double click کرده و مقدار 1 را بدهيد و Decimal را انتخاب کرده Ok کنيد و از Registry Editor خارج شويد کار با موفقيت انجام شد و حال ميتوانيد يک ياهو مسنجر را باز کرده و با يکي از ID هاي خودتان وارد شويد و بعد ياهو مسنجر ديگري باز کنيد و با ID ديگري وارد شيد.
توجه : قبل از login کردن ياهو مسنجر ديگري را باز نکنيد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:5 توسط سید حسین محمدی |
|
|
لغت نامه مهندسين در جلسات كارفرما
1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم! 2. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى فهميدم! 3. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است! 4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده ! 5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم! 6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم! 7. ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود! 8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است! 9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست! 10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است! 11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود! 12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم! 13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم! 14. تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم! 15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد! 16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع! 17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد، نبوده اند! 18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد! 19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....! 20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است! 21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:5 توسط سید حسین محمدی |
|
|
چند نکته و نتيجه اخلاقي
درس اول : يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند… يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم… منشي مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من! من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم ! پوووف! منشي ناپديد ميشه ... ! بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن !!! نتيجه : اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !
درس دوم : يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش… راهبه سوار ميشه و راه ميفتن… چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه… راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار… ! کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده…! راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار!!! کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه… بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ??? رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي ميرسي !!! نتيجه اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!!!
درس سوم : بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه… همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ???? دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين! بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ???? دلار به زن پيتر ميده و ميره…! زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود… پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد ???? دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!! نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد !!!
درس چهارم :
من خيلي خوشحال بودم ! من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم والدينم خيلي کمکم کردند دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود… فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…! اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم… يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي ! سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت : اگه همين الان ??? دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم… اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم… وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…! يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي…! ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم و هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدي !!! نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد !!!
درس پنجم : يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه... شوهر بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن! يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه... خانم خونه بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه : ?? تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ? تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!! نتيجه اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند !
درس ششم : چهار تا دوست كه ?? سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن... بعد از مدتي يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون : پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد ! اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ???? متري بهش هديه داد!
سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟! سه تاي ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحي !!! دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ???? متري هديه گرفت !!! نتيجه اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن !!!
درس هفتم : توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن ... زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط ???? دلاره! اشكالي نداره اگه بخرمش؟ مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره! نتيجه اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين !!!
درس هشتم : يه زوج ?? ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم! ! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد ! مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: … اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد ! بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ?? سال از من كوچيكتر باشه فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ?? سالش شد !!! نتيجه اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند !!!
درس نهم : : يه مرد ?? ساله ميره براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده نظرت چيه دكتر؟! اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل! همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!!! نتيجه اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجه كار خودته ادعا نداشته نباش !!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:5 توسط سید حسین محمدی |
|
|
ميخواهيم به ويندوز 2000 يا ايكس پي حمله كنيم از بيرون دستگاه بدون اينكه به قرباني ?ايلي بديم اجرا كنه يا هر ارتباط ديگري با قرباني داشته باشيم يعني ميخوايم خيلي حر?ه اي نه مثل اين هكر هاي تازه كار كه تروجان ميدن به مردم خيلي حر?ه اي خودمان ميخوايم يك پورت روي دستگاه قرباني باز كنيم بدون اينكه حتي يك كلمه هم با قرباني حر? بزنيم خوب حالا كه ?هميديد چيكار ميخوام بكنيم من يكبار ديگه هم خلاصه بگم يك اي پي انتخاب ميكنيد و بعد هكش ميكنيد اولين كاري كه ميكنيم اين است كه اي پي مورد نظر يا همان قرباني را براي باز بودن پورت 445 امتحان ميكنيم Start->run->CMD telnet ip 445
[expl
خوب دوست من كار بسيار ساده است ?رض كنيد اي پي قرباني من 217.0.0.1 است و من طبق ان چيزهايي كه بالا گ?تم اين كارهاي را به تريتب انجام ميدهدم 1- Start --> Run --> CMD و اما چطوري تشخيص بدهيد كه دستگاه قرباني شما ويندوز 2000 است كه از عدد 1 يا 2 است?اده كنيد يا ويندوز ايكس پي هست كه از عدد0 است?اده كنيد ؟ شما كا?ي است كه همان دستور بالا را كه براي حمله است?اده مكنيد بزنيد و ?قط به اخرش -t اضا?ه كنيد يعني اينطوري
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:4 توسط سید حسین محمدی |
|
|
جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سکوت
مادر داماد : ببخشين ، کبريت دارين؟ خانواده عروس : کبريت ؟! کبريت براي چي!؟ ...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بکشه خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟ ..مادر داماد : سيگاري که نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه خانواده عروس : پس الکلي هم هست..!؟ مادر داماد : الکلي که نه... والا قمار بازي کرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش که يادش بره خانواده عروس : پس قمارم بازي مي کنه...!؟ ...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟ ...مادر داماد : زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه کمي بازداشتش کردن خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟ ...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:4 توسط سید حسین محمدی |
|
|
Yahoo Messenger ترفند جالب در مشغول دوستم در كدام Roomكردن است؟Chat
براي اين كار به راحتي بر روي اسم او در ليست خودتان كليك راست كرده و گزينه ي Join User in chat را انتخاب كنيد، سپس شما به راحتي به آن اتاق منتقل مي شويد.
1. كاربر مورد نظر حضور ندارد، پس پيغامي به صورت زير ظاهر مي شود:
خوب براي اين كار صفحه ي PM شخص مورد نظر رو باز كنيد و از منوهاي بالاي پنجره ي PM به آدرس زير بريد : Actions > Contact Options > Stealth Settings بعد گزينه ي Permanently Offline رو انتخاب كنيد . از اين به بعد شخص مورد نظر هميشه آي دي شما را در حالت invisible مي بيند . براي برگرداندن به حالت عادي به همان آدرس مي رويد و گزينه ي Online رو انتخاب مي كنيد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:4 توسط سید حسین محمدی |
|
|
فرهنگ لغات دانشجويي
اعتراض دانشجو : بايكوت شماره دانشجويي : مدرك جرم اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد دانشجوي مشروطي : مردي كه موش شد آينده تحصيل كرده : دست فروش كلاس هاي ساعت 12-2: خواب وبيدار رئيس دانشگاه : مرد نامريي تصويب شهريه براي دانشجويان : تاراج استاد راهنما : گمشده به دنبال سرويس : دونده آشپزهاي سلف سرويس : هفت سامورائي ازدواج دانشجوئي : عروسي خوبان دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده بوفه دانشگاه : غارتگران سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ اميد به بهبود اوضاع : توهم
گردهمايي استادان : دسيسه كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان پاس كردن يك درس: يكبار براي هميشه ژتون فروشي : آژانس شيشه اي علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان رئيس دانشكده : سناتور التماس براي نمره : اشك كوسه امور دانشجويان : سايه شوگان سوار شدن به اتوبوس : يورش نماينده كلاس : بهترين فرد بد ترم آخر : بوي خوش زندگي پايان نامه : زندگي ديگر هيچ دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس ثبت نام ترم جديد : ده فرمان دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان خوابگاه شهرك : اينجا آخر دنياست دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار دانشجوي اد بيات : نان و شعر وام تحصيلي : جهيزيه رباب خوابگاه دا نشگاه : خانه كوچك خانواده دانشجويان : بينوايان دانشگاه آزاد : جيب برها به بهشت نمي روند دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام دانشجوي فوق ليسانس : قهرمان قهرمانان انتخاب درس افتاده : زخم كهنه استاد دانشگاه : يك گروه خشن اولين امتحان : اولين خون شب امتحان : امشب اشكي ميريزد مراقبين امتحان : سايه عقاب شاگرد اول كلاس : مردي كه زياد مي دانست تقلب : عمليات سري تدريس در دانشگاه : تجارت روز دريافت كارنامه : روز واقعه تعطيلات بين ترمي : روزهاي خوب زندگي دانشجوي فارغ التحصيل : ديوانه از قفس پريد مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت انصراف دادن : فرار بسوي خوشبختي ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول وعده رئيس دانشگاه : بلوف تصويه حساب : خط پايان شيريني گرفتن از فارغ تحصيلي : ضربه آخر عمر دانشجو : بر باد رفته
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:3 توسط سید حسین محمدی |
|
|
Test. Its very wonderfull. Open "Wordpad" right now.And write flight number that hurtled on 11 september:(Q33NY) .Now ,change the font to "wingding" .What do you see now? Q33NY
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:3 توسط سید حسین محمدی |
|
|
??دليل محکم براي اينکه به زن بودن خود
افتخار کنيد. 1- نام گلهاي زيبا را بر روي شما مي گذارند. 2- هنگامي که رنگ پريده يا بيماريد،با کمي وسايل آرايش مي توانيد خود را زيباتر کنيد و هيچ کس هم از شما ايراد نمي گيرد. 3- تمام شاعران در وصف شما هزاران شعر گفته و شما را ستوده اند. 4- مجبور نيستيد که سر کار برويد و پول يک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد. 5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت لازم باشد گريه مي کنيد و غم وغصه هايتان را در دل جمع نمي کنيد تا سکته کنيد. 6- عمرتان بسيار طولاني است. 7- آن قدر حرف براي گفتن داريد که کم نمي آوريد. 8- هميشه يک عالمه دوست و رفيق ناب داريد و کمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد. 9- شوق و هنر ابداع شماست. 10- هميشه جوان تر از سنتان مي مانيد،هيچ کس نمي داند چند ساله ايد. 11- از9سالگي عاقل مي شويد و مردها حالا،حالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند. 12- بهشت زير پاي شماست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:2 توسط سید حسین محمدی |
|
|
??دليل محکم براي اينکه به زن بودن خود
افتخار کنيد. 1- نام گلهاي زيبا را بر روي شما مي گذارند. 2- هنگامي که رنگ پريده يا بيماريد،با کمي وسايل آرايش مي توانيد خود را زيباتر کنيد و هيچ کس هم از شما ايراد نمي گيرد. 3- تمام شاعران در وصف شما هزاران شعر گفته و شما را ستوده اند. 4- مجبور نيستيد که سر کار برويد و پول يک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد. 5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت لازم باشد گريه مي کنيد و غم وغصه هايتان را در دل جمع نمي کنيد تا سکته کنيد. 6- عمرتان بسيار طولاني است. 7- آن قدر حرف براي گفتن داريد که کم نمي آوريد. 8- هميشه يک عالمه دوست و رفيق ناب داريد و کمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد. 9- شوق و هنر ابداع شماست. 10- هميشه جوان تر از سنتان مي مانيد،هيچ کس نمي داند چند ساله ايد. 11- از9سالگي عاقل مي شويد و مردها حالا،حالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند. 12- بهشت زير پاي شماست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 تیر1387ساعت 23:1 توسط سید حسین محمدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از دوستانی که تمایل به همکاری در به روز رسانی این وب دارند تقاضا می شود نام کاربری خود را اطلاع دهند تا در بخش نویسندگان اضافه شود.و مطالب خود را در این وب به نمایش بگذارند.
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 آذر 1386 |
| نویسندگان |
|
سید حسین محمدی هدهد صبا |
|
RSS
|